نیلوفرآبی ارسال شده در 11 تیر، 2023 ارسال شده در 11 تیر، 2023 من بفکر غزلی در خور چشمان تو أم تو ولی چشم به شعر و غزلم میبندی چشمهایم پر اشک و نفسم واژه ی غم بی خیالی به نفسهای من و میخندی من پر از ول وله ی داشتنت هستم و تو روز و شب فکر سفر از دل بیتاب منی گشته ای شمع شب غیر,ودر خاطر من بطن این شام سیه را مه و مهتاب منی تن مرداب پر از لاله ی وحشی شده است من ولی خسته ترین رهگذر مردابم 2 نقل قول
ɑɍɛẕőǚ ارسال شده در 11 تیر، 2023 ارسال شده در 11 تیر، 2023 3 دقیقه قبل، نیلوفرآبی گفته است: من بفکر غزلی در خور چشمان تو أم تو ولی چشم به شعر و غزلم میبندی چشمهایم پر اشک و نفسم واژه ی غم بی خیالی به نفسهای من و میخندی من پر از ول وله ی داشتنت هستم و تو روز و شب فکر سفر از دل بیتاب منی گشته ای شمع شب غیر,ودر خاطر من بطن این شام سیه را مه و مهتاب منی تن مرداب پر از لاله ی وحشی شده است من ولی خسته ترین رهگذر مردابم عالی عزیزم چقد کیف کردم 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .