AHOM ارسال شده در 27 بهمن، 2022 ارسال شده در 27 بهمن، 2022 شعر زمستان نیمایوشیج در شب سرد زمستانی کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نمیسوزد و به مانند چراغ من نه می افروزد چراغی هیچ، نه فرو بسته به یخ ماهی که از بالا می افروزد … من چراغم را در آمدرفتن همسایهام افروختم در یک شب تاریک و شب سرد زمستان بود، باد می پیچید با کاج، در میان کومهها خاموش گم شد او از من جدا زین جادهی باریک و هنوز قصه بر یاد است وین سخن آویزهی لب: که می افروزد؟ که می سوزد؟ چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟ در شب سرد زمستانی کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد. 2 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .