MMD_I ارسال شده در 9 بهمن، 2022 ارسال شده در 9 بهمن، 2022 (ویرایش شده) یادم نرفت یادم نرفت یادم نرفت سیاهی ها نمیشن که باهام طرف وقتشه ما برسیم پ الان نترس با صدا میشکنم من شیشه هارو واسه هدف اوضاع شده خیلی تیره و تار ولی نورو میبینم از بین همه میله هاش شاید باید میموندم ایران کنار فامیلام وقتی رفتم پشت سرم موندن همه رفیقام فردا میخایین چال کنین دروغ هارو با چی وقتی میزنم آژیر میشکافته تنو با تیر پاک میکنم اشکارو از رو گونم یه کاری کردین آزاد باشم فقط وقتی خونم این زخما روی شونم جای ساچمه روی صورت سه صبح کشیدن حاجی رفیقمو تو وَن خاستم بیام دیدن بلیط دستمه فرودگاه همون فردا کردم ولش یهو وسط اتوبان خسته از این دروغا دل من پره ا گلگی میسوزه تو سینم مثل آجرهای اوین تو دل من نوره رسید با این زمستون خدایا اگه میشنوی کمک کن سری برسون یادم نرفت یادم نرفت یادم نرفت سیاهی ها نمیشن که باهام طرف وقتشه ما برسیم پ الان نترس با صدا میشکنم من شیشه هارو واسه هدف زده بالا شده اعصابا خورد چون هروقت سوال کردین جوابشون بوده باتوم ما واسه آزادی اومدیم نگو بوده آسون دستشو فشار میده بند بیاد این فواره خون چی میشه هوای خوب بهش میده حمام پول نمیشه هوا به زور پسرش کانادا میکنه واسه سنگا رو پول میلیونی این دفعه تموم نمیشه میگیرم حقو به زور من میدم فدایی جون جم شده حواسم سری مشتو گره میکنم این دفعه نبازم الان وقت سرگیجه نیست دارم حاجی حواس جم تو دلمو خالی نکن نمیکشه.. تابید سمتم نور ماه آخرین بار یادم نمیاد گفتم حاجی رو به رام دست خالی میدونم ولی باهامه یه لشکر انقد دیدم نمیاد حتی این اشکم در میرم واسه دختری که تو بغل من غش کرد ویرایش شده 9 بهمن، 2022 توسط MMD_I نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .