رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ɑɍɛẕőǚ

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    493
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

تمامی مطالب نوشته شده توسط ɑɍɛẕőǚ

  1. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    بدرود و سپاس ک شرکت کردین
  2. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    صفایى بود دیشب با خیالت خلوت ما را ، ولى من باز پنهانى تو را هم آرزو کردم …!
  3. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    از همه سوی جهان جلوه او می بینم جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم چشم از او جلوه از او ما چه حریفیم ای دل چهره اوست که با دیده او می بینم
  4. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    عالییی
  5. در کل عشقی خوبه ک سبب قرب الهی شود اینی ک شاعر فرمود یک طرفه بی سرانجامه
  6. ɑɍɛẕőǚ

    خخخ

    مفقودالاثر شده
  7. ɑɍɛẕőǚ

    بلع درسته:)

  8. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    شرحی ز حال و حالی ز شرح نیس
  9. دقیقن ب همین راحتی ،،، مشکلات شکست عشقی خود را ب ما بسپارید
  10. یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود که به بازار تو کاری نگشود از هنرم سیزده را همه عالم به در امروز از شهر من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم
  11. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    سخن ، بى تو مگر جاى شنیدن دارد ؟ نفس ، بى تو کجا ناى دمیدن دارد علت کورى. یعقوب نبى معلوم است شهر بى یار مگر ارزش دیدن دارد ... این خیلی خوبه نیلو
  12. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا کرده محبت تو چندان که مپرس
  13. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    اونجا دیه جای سوزن انداختن نیس ،، یا همینو شرکت میکنین یا خودم شرکتتون میدم همینجا
  14. ɑɍɛẕőǚ

    شرح حال با شعر♥️

    شرح حالت رو با شعر بگو
  15. خسته نباشه گل کاشته
  16. کاش اینم آبی میشد خوشگلتر میشد
  17. عخییی چ خوشگلع
  18. ɑɍɛẕőǚ

    میگن

  19. انقد متنفرم ازین حس ،، اه اه تورو خدا دیدین طرف دوستون نداره ولش کنین اهنگ خب ب درک عبدالمالکی روهم پلی کنین و باخود تکرار کنین خلایق هرچی لایق بگردین دنبال آدم درستش
  20. ماییم که از باده ی بی‌جام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گویند سرانجام ندارید شما ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم
  21. ععع درست گفتم آ
×
×
  • اضافه کردن...