-
تعداد ارسال ها
7119 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
185
تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138
-
امانت گرفتن متفاوت انسانها! در دانمارک کتابخانههایی وجود دارد که میتوانید بهجای کتاب، فردی را امانت بگیرید و به مدت 30 دقیقه به داستان زندگی او گوش دهید. هدف این کار مبارزه با تعصبات است. هر شخص یک عنوان دارد - "بیکار"، "پناهنده"، "دو قطبی" و غیره. اما با گوش دادن به داستان آنها متوجه می شوید که چقدر نباید "کتاب را از روی جلد آن" قضاوت کنید. این پروژه خلاقانه و درخشان فعلا در بیش از 50 کشور جهان فعال است. نام آن "کتابخانه انسانی" است.
- 3 پاسخ
-
- 3
-
-
ناهار و شام دیروقت ممنوع! این که چه ساعتی از روز غذا میخوریم در میزان افزایش وزن ما یا موفقیت ما در کاهش وزنمان تاثیردارد. صبحانه | اصلا حذفش نکنید: مطالعات متعدد تایید میکند که حذف صبحانه یکی از بدترین تصمیمها برای افرادی است که به سلامت خود فکر میکنند. این کار با اضافه وزن، افزایش اندازه دور شکم، میزان بالاتر انسولین به وقت ناشتا بودن و البته افزایش کلسترول بد خون ارتباط دارد. ناهار | دیر بخورید چاق می شوید خوردن یک ناهار پرکالری دیرهنگام میتواند به افزایش وزن بیشتری منجر شود. شام | نقطه مقابل صبحانه افرادی که بیشتر کالری خود را در عصر و شب دریافت میکنند، تا پنج برابر بیشتر از افرادی که بیشتر کالری خود را در ساعات اولیه روز دریافت میکنند، در معرض چاقی هستند.
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟ به در و دشت و دمن ؟ یا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟ یا به یک خلوت و تنهایی امن دل که تنگ است کجا باید رفت ؟ پیرفرزانه من بانگ برآورد که این حرف نکوست ، دل که تنگ است برو خانه دوست . . . شانه اش جایگه گریه تو سخنش راه گشا بوسه اش مرهم زخم دل توست عشق او چاره دلتنگی توست . . دل که تنگ است برو خانه دوست . . خانه اش خانه توست . . . باز گفتم : خانه دوست کجاست ؟ گفت پیدایش کن آنجا پر از مهر و صفاست گفتمش در پاسخ : دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم ، یادشان در دل من ، قلبشان منزل من . . . ! صافى آب مرا ياد تو انداخت ، رفيق ! تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن ! چرخ روزيت هميشه چرخان ! نفست داغ ، تنت گرم ، دعايت با من ! روزهايت پى هم خوش باشد. "فریدون مشیری "- 53 پاسخ
-
- 2
-
-
-
پاره تن پیامبر صلی الله علیه و آله
-
- 1
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
آمدی وقتی که دیگـر، بـی نهـایـت دیر شد آن جوانـی که رهایش کـرده بودی پیر شد دورهـایت را زدی و بعد از آن برگشته ای؟ جا ندارد قلـب من، با بی کسی تسخیر شد با ببخشید و غلط کردم چهجبران میشود؟ عمر من رفت و غرورم له شد و تحقیر شد- 53 پاسخ
-
- 1
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
رفتی و همچنان به خیال من اندری گویی که در برابر چشمم مصوری فکرم به منتهای جمالت نمیرسد کز هرچه در خیال من آمد نکوتری مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری تو خود فرشتهای، نه از این گل سرشتهای گر خلق از آب و خاک، تو از مشک و عنبری ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست کز تو به دیگران نتوان برد داوری با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری تا دوست در کنار نباشد به کام دل از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری گر چشم در سرت کنم از گریه باک نیست زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری چندان که جهد بود دویدیم در طلب کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری سعدی به وصل دوست چو دستت نمیرسد باری به یاد دوست زمانی به سر بری #سعدی- 53 پاسخ
-
- 3
-
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
اشک مردابم نمی پیچم ، به پیچکهای مست گریه ی آبم نمی خندم ، به پوپکهای مست سایه ی عریان یک بیدم ، که افتاده به خاک حق ندارم مست باشم با مترسکهای مست در میان صحنه ها با خاک هم بازی شدم نه نباید شاد باشم چون عروسک های مست دوست دارم ساده باشم مثل باران مثل آب دوست دارم شعر باشم مثل توتک های مست مثل یک برگ غزل چون رقص برگی در نسیم عاشقت باشم شبیه باغ میخک های مست من ستاره میشوم بر روی چین ِ دامنت می نشینم روی شب ها مثل پولک های مست دوست دارم در میان سرخی لبهای تو مثل آوازی بگویم راز سوتک های مست باید از این پنجره هر شب ببارم تا ابد تا شود آرام روح سبز لک لک های مست چشمهایت چشمهایت چشمهایت عشق من کرده دیوانه مرا آن شوخ ناوک های مست رقص پروانه میان دشتی از آواز نی به چه زیبا می شود تنبور تنبک های مست چون ستاره می درخشی ناز چشمت را چرا کرده ای پنهان به پشت دزد عینک های مست آه از فصل قشنگ رفته ازدستم رفیق آه از شادی چشم ناز کودک های مست بی خبر هستم من از مستی در این طوفان سخت می خورم حسرت به حال بادبادک های مست- 53 پاسخ
-
- 2
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
می شود روی دلت ، سنجاق بـاشم تا ابد؟ من برای عاشقی ، هم ساده ام هم نابلد نیمی از این راه را ، آیا نشـانم می دهی؟ شاید این سختی برای هر دومان آسان شود باورش با تو ولی دل ، تا نگاهت می کنم ! دست و پا گم کرده قدری نامنظم می زند در سرت راهی اگر داری ، بگوشم مهـربان قبل از اینکه دلبری دیگر کند ، راهِ تـو سد در خیابـان ، جـای ابراز علاقه باب نیست چشم این و آن به ولله ، می کند ما را رصد با دو دستت پس نزن دل را نگاهت واضح است عشق دارد در خودش ! بگذر تو از این جزر ومد من نمیدانم صدایم ؟! ، حرف هایم ! ، لکنتم ! با تب و مِن مِن کنان آیا به گوشت می رسد سر به زیـر و سـاکتی ، امـا بیابـان زاده ای چشم هـایت ، بره آهــوی دلم را می درد باز کن لب هـای ، لبریـز از تمنایت بگـو ؛ حرف دل گاهی سکوتش هم به آتش میکشد گشت ارشــاد آمده ، لطفـا جــوابم را بـده تـا نسـازند از نخــورده آش ، فیلم مستند وقت چندانی نـداری ، گیر اگـر افتادی ام ! یک وثیقه ، قلب خود را می دهم جای سند لعنتی ایـن پا و آن پا کـردنت ، شد دردسر ! امرِ معروف هر دوی مـا را به زندان می برد صبر کن! انگار گفتی ، می شوم همپـای تو ؟ آری آری ، روی خط خنـده ات افتــاده رد سخت میگیری ولی با یک اشـاره هم قبول می شود روی دلت ، سنجاق باشم تا ابـد ؟ #افسانه_احمدی_پونه - 53 پاسخ
-
- 3
-
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
چشمم به راهت مانده برگردی ، خطر کن ! یک شام دیگر را ، کنار من سحر کن ! بیگانگی با من نکن ، ای نوشدارو ! یک شب لبم را با لب و پیمانه تر کن هر چند تلخ اما کمی با من تو بنشین مستیِ خود را صرف حالِ یک نفر کن با هُرم دستانت بریز آتش به جانم قلبی که یخ کرده دوباره پرشرر کن هموار کن راهی که می پیچد به چشمم جز من نگاهت از ، همه عالم حذر کن چون قطره بارانی بیفتی روی پلکم ! باز ابرهای آسمان را ، پرثمر کن مردابی ام ، نیلوفرِ آغوش من باش ! امشب تمامت را برای من هدر کن با جذر و مَدّت ، جَوِ دریا را عوض کن طوفانِ این آشفتگی را ، مختصر کن دل دل نکن عاقل نشو ، دیوانه جانم ! دیوانه شو با غربتِ افسانه سر کن یکبارِ دیگر زخم هایم را رفو کن بعدش اگر خسته شدی با شب سفر کن من برگ پاییزی ام از باغی که خشکید دلخستگان را ، از خزانِ دل خبر کن یکبارِ دیگر قبلِ رفتن ، گوشه چشمی؛ بر "پونه"های خشکِ دشتی منتظر کن #افسانه_احمدی_پونه- 53 پاسخ
-
- 3
-
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
عجبی- 53 پاسخ
-
- 2
-
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
رسم دنیا درهمین است آنکه آمد رفتنی ست بعدِ رفتن نام نیکت بر زبانها ماندنی ست تا توانی خلق را ازخود مرنجان با سخن آنکه بالاتر نشیند ، آخرش افتادنی ست عمر و جانت گرچه عمر نوح هم باشد ولی شیشه ی عمر گرانم عاقبت بشکستنی ست تکیه بر ایمان خود کن هم رهِ شیطان مشو ریسمانِ دست شیطان ظاهراً پوسیدنی ست ثروتت بند است برشب شهرتت با یک تبی عاقبت ثروت به دست وارثان بسپردنی ست دل مبند برمال دنیا ، مالِ دنیا بی وفاست خرقه ی زرهم بپوشی سیم و زر نابردنی ست بشنو یک پند از دلِ دلخسته ی این روزگار رسم دنیا درهمین است پند من بشنفتنی ست- 53 پاسخ
-
- 1
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد ور نداری درد، گرد مذهب رندان مگرد ناشده بیعقل و جان و دل درین ره کی شوی محرم درگاه عشقی با بت و زنار گرد هر که شد مشتاق او یکبارگی آواره شد هر که شد جویای او در جان و دل منزل نکرد مرد باید پاکباز و درد باید مرد سوز کان نگارین روی عاشق مینخواهد کرد مرد خاک پای خادمان درگه معشوق شو بوسه را بر خاک ده چون عاشقان از بهر درد هر کهرا سودای وصل آن صنم در سر فتاد اندرین ره سر هم آخر در سر این کار کرد ای سنایی رنگ و بویی اندرین ره بیش نیست اندرین ره رو همی چون رنگ و بو خواهند کرد #سنایی- 53 پاسخ
-
- 1
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
گوش کن جاده صدا میزند از دور قدم های تورا چشم تو زینت تاریکی نیست پلک ها را بتکان کفش به پا کن و بیا و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کنند پارساییست در آنجا که تورا خواهد گفت بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است- 53 پاسخ
-
- 1
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسم محرم ما نبود دیده کوته نظران دل چون آینه اهل صفا می شکنند که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران گل این باغ به جز حسرت و داغم نفزود لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران ره بیداد گران بخت من آموخت ترا ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن کاین بود عاقبت کار جهان گذران شهریارا غم آوارگی و دربدری شورها در دلم انگیخته چون نوسفران #شهریار- 53 پاسخ
-
- 1
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
می رود قافله ی عمر،چه ها می ماند..؟ هر که غفلت کند از قافله جا می ماند شیشه ی عمر چه زیباست ولی حساس است که به رویش اثر ِلکه و "ها" می ماند باید از شیشه ی خود لکه زدایی بکنی خوب و بد در پس ِاین شیشه بجا می ماند هر که نیکی کند و دست کسی را گیرد دست ِاو یکسره در دست ِخدا می ماند هر که یک ذره در این حادثه ظالم باشد آخر ِقصــــه گرفتـــــــار ِبلا می مانـــد- 53 پاسخ
-
- 1
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
خدایا چنان کن سر انجام کار که تو خوشنود باشی و ما رستگار- 53 پاسخ
-
- 2
-
-
خیلی وقتها نگاه به آدمایی که عصبانی میشن اینجوریه که فلانی ناکارآمده یا مثلا هوش کمی داره یا بدرد کار نمیخوره یا حتی بدرد مذاکره نمیخوره ! در کمال تعجب باید بگم پژوهشگران فهمیدن کسانی که خشمگین و عصبانی میشوند بطور کلی بهتر از کسانی که خنثی هستن از پس کارهای سخت برمیان! مثلا آدما در حالت خشم میتونن پازلهای سختتری رو حل کنن .هم از لحاظ تعداد، هم از لحاظ سرعت حل مسأله در حالت خشم بهتر عمل میکنن. در بازیهای کامپیوتری چالش برانگیز درحالت خشم عملکرد بهتری دارن. حتی در حالت خشم بطور کلی بهتر از حالت خنثی از منابع مالی نگهداری میکنن ! همهی اینها در آزمایشهای مختلف ثابت شدهاند ! توجه کنید که وجود خشم و عصبانیت در یک نفر بد نیست و نباید جوری سرکوب بشه که کلا اون آدم خنثی بشه و هیچ چیز به کتفش نباشه. چیزی که مهمه مهارت کنترل خشم و عدم بروز خشم هست که باید یاد داده بشه.
-
- 2
-
-
محققان: خوابیدن پیش فردی که دوستش دارید، افسردگی و اضطراب را کاهش میدهد ! پژوهشگران میگویند که خوابیدن کنار همسرتان علاوهبر عمقبخشیدن به ارتباط فیزیکی، عاطفی و معنوی با شریک زندگی خود، میتواند از بسیاری جهات به سلامت روان شما کمک کند.» برای مثال تحقیقات دانشگاه کیل آلمان نشان داده است خوابیدن در کنار همسر با افزایش مدت خواب و کیفیت خواب بهتر مرتبط است. همچنین خواب خوب شبانه به کاهش استرس و افزایش عملکردهای ترمیمی کمک میکند. پژوهشی در سال ٢٠٢٢ نیز در ژورنال Sleep منتشر شد که به این نتیجهگیری رسید: خوابیدن کنار همسرتان میتواند فواید زیادی برای سلامت روان شما داشتهباشد، ازجمله: •کاهش افسردگی •کاهش اضطراب •کاهش تنشهای روانی •کاهش خطر آپنه خواب •کاهش شدت بیخوابی •افزایش حمایت اجتماعی •افزایش رضایت از زندگی و روابط
-
- 3
-
-
بهترین وضعیت خواب برای افراد مبتلا به کمر درد! ️بهترین وضعیت خواب در مبتلایان به کمردرد و دیسک کمر، خوابیدن به پشت و قرار دادن یک بالش زیر زانو و یک حوله نرم لوله شده زیر قوس کمر است اگر این اصول را هنگام خواب انجام دهید دیگر خبری از کمر درد نیست. .
-
- 2
-
-
تکنیک فوق کاربردی اگر در جادههای تاریک، مهآلود، بارانی یا ناشناخته رانندگی میکنید، اپلیکیشن Hudway را روی موبایل خود نصب کنید، مقصد را مشخص کنید و سپس، موبایل را روی داشبورد بگذارید تلفن هوشمند شما با کمک GPS، مسیر موردنظر را روی شیشه جلوی ماشین نمایش خواهد داد
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
💓💓مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاعره💓💓
حسین138 پاسخی برای مجهول ارسال کرد در موضوع : اشعار نویسندگان
یوسفِ گمگشته از کنعان گریزان می شود کلبـه ی احزان.، زیـارتگاهِ یـاران می شود اۍدلِ غمدیده حالت را به درمان خوش نکن عـاقبت هر آدمی با خاک یکسان می شود دورِ گردون دائماً یکسان نمی چرخد، ولی نوبتِ ماچون رسد،این چرخ ویران میشود سیـلِ نابـودی اگر، بـر بـرگِ تقدیرت بُوَد ناخدا گر نـوح باشد ، باز طوفان می شود کعبه را راهۍبه جز خارِمغیلان نیز هست هر که از هر ره رَود عبد و مسلمان میشود حافظا دیگر مگو در فقر وخلوت غم مخور دردِ بی درمان مگر بی درد، درمان میشود حـافظ- 53 پاسخ
-
- 2
-
-
