ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 7 بهمن، 2022 ارسال شده در 7 بهمن، 2022 دیدی که بهار بی تو سرد است پاییز تر از خزان زرد است آن شب دل من شکسته تر شد دیگر همه چیز رنگ درد است دیگر همه جا سکوت دلگیر دست و دل من اسیر زنجیر ای روح پر از ترانه من خاموش ترین بهانه را گیر دیگر نروم به سوی مستی حظی نبرم ز می پرستی ای آن که نداری خبر از من سرچشمه ی هر غمم تو هستی دیگر به بهار خنده ام نیست باران صفا دهنده ام نیست ای آن که دلم اسیر عشقت بر بام دلت؛ پرنده ام نیست؟ شعرم همگی سرود درد است گفتم که بهار بی تو سرد است گفتم که بهار بی تو دیگر پاییز تر از خزان زرد است فریبا شش بلوکی نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .