ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 6 بهمن، 2022 ارسال شده در 6 بهمن، 2022 غزلواره این عشق ماندنی این شعر بودنی این لحظههای با تو نشستن سرودنیست این لحظه های ناب در لحظههای بی خودی و مستی شعر بلند حافظ تو شنودنیست این سر نه مست باده این سر که مست مست دو چشم سیاه توست اینک به خاک پای تو میسایم کاین سر به خاک پای تو با شوق ستودنیست تنها تو را ستودم آن سان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من به سان خدایان ستودنیست من پاکباز عاشقم از عاشقان تو با مرگ آزمای با مرگ … اگر که شیوه تو آزمودنیست این تیره روزگار در پرده غبار دلم را فرو گرفت تنها به خنده یا به شکر خندههای تو گرد و غبار از دل تنگم زدودنیست در روزگار هر که ندزدید مفت باخت من نیز میربایم اما چه؟ بوسه، بوسه از آن لب ربودنیست تنها تویی که بود و نبودت یگانه بود غیر از تو هر که بود هر آنچه نمود نیست بگشای در به روی من و عهد عشق بند کاین عهد بستنی این در گشودنی ست این شعر خواندنی این شعر ماندنی این شور بودنی این لحظههای پرشور این لحظههای ناب این لحظههای با تو نشستن سرودنیست حمید مصدق نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .