فندق ارسال شده در 26 دی، 2022 ارسال شده در 26 دی، 2022 راه تنفس گرفتنم تنگ میشه، انگار که یک فیل سنگین به روی قفسهی سینهم نشسته و نمیذاره نفس بکشم و راه تنفسم رو بسته. بدنم سنگین و در عین حال بیروح میشه، انگار که در رگها و مغزم سُرب جریان داره. چشمام رو به طور عذاب آوری نمیتونم باز نگه دارم چون انگار که حدقهی چشمام رو از آبِجوش پُر کردن و داغن. انگار که روی قلبم وزنهای چندصدمیلیون تُنی انداختن و تمام تلاشهای این قلب درمونده برای تپیدن دیگه جوابگو نیست و ضربانش انقدر کند شده که درصد هوشیاریمو هم پایین میاره. حتی دیگه بدنبال راه درمانش نیستم، حتی فرار. 11 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .