فندق ارسال شده در 16 دی، 2022 ارسال شده در 16 دی، 2022 - ترم اخر استاد لپتاپشو زد به پروژکتور واسه کنفراس مشخص بود که روش واتساپ نصب داشت آیکنش رو دیدیم همه غرقِ درس و زوم رویِ پرده . . پروژکتور بودیم که یه نوتیفکشن از واتساپ از طرفِ بهرامی یه استادِ دیگه مون بود اومد ؛ پایین صفحه نوشته بود : ± به سوگند گفتی خاطرخواهشی یا خودم بگم سلطان ! همه برگ ریزون زل زدن به سوگند ؛ استاد دید راه دررو نداره با لبخند به سوگند نگاه کرد و گفت : - خودت خوندی دیگه منتظرِ جوابت میمونم ! این سوگند ماجرا من بودم ، و این شروعِ . . زندگی من و همسرم بود . . )!♥' › 10 نقل قول
Elnaz ارسال شده در 16 دی، 2022 ارسال شده در 16 دی، 2022 8 دقیقه قبل، فندق گفته است: - ترم اخر استاد لپتاپشو زد به پروژکتور واسه کنفراس مشخص بود که روش واتساپ نصب داشت آیکنش رو دیدیم همه غرقِ درس و زوم رویِ پرده . . پروژکتور بودیم که یه نوتیفکشن از واتساپ از طرفِ بهرامی یه استادِ دیگه مون بود اومد ؛ پایین صفحه نوشته بود : ± به سوگند گفتی خاطرخواهشی یا خودم بگم سلطان ! همه برگ ریزون زل زدن به سوگند ؛ استاد دید راه دررو نداره با لبخند به سوگند نگاه کرد و گفت : - خودت خوندی دیگه منتظرِ جوابت میمونم ! این سوگند ماجرا من بودم ، و این شروعِ . . زندگی من و همسرم بود . . )!♥' › چه عاشقانه... نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .