فندق ارسال شده در 6 دی، 2022 ارسال شده در 6 دی، 2022 رفتم جلوعه آینه ایستادم و به خودم خیره شدم دستی بر صورتم کشیدم چشام پر از اشک بود هر قطره اشکی که از چشام جدا میشد پر از حرفای ناگفته بود به صورتم نگاه کردم و اشکامو پس زدم یه لبخند کم رنگی روی لبام کاشتم دلم میخواست از تهه دلم قهقه بکشم و بخندم ولی انگار توان این کارو نداشتم دستم رو بردم به سمت چپ سینم گذاشتم هه هنوزم بااینکه شکسته بود ولی هنوز به کار کردن ادامه میداد و هنوزم مواظبم بود . سرم رو پایین انداختم بغض داشت خفم میکرد من ،اره من هیچوقت مواظبش نبودم خیلی راحت تقدیم به هر کسو ناکسی کردم تا شکسته بشه ! کاش میتونستم خوبش کنم کاش میتونستم مثل قبلاااشادش کنم کاش میتونستم به عقب برگردم به اون دورانی که خوشحال بودم به دورانی که هیچ فکرو ذکری نداشتم و آزاد بودم . . . 11 1 نقل قول
Armin_music ارسال شده در 6 دی، 2022 ارسال شده در 6 دی، 2022 2 ساعت قبل، فندق گفته است: رفتم جلوعه آینه ایستادم و به خودم خیره شدم دستی بر صورتم کشیدم چشام پر از اشک بود هر قطره اشکی که از چشام جدا میشد پر از حرفای ناگفته بود به صورتم نگاه کردم و اشکامو پس زدم یه لبخند کم رنگی روی لبام کاشتم دلم میخواست از تهه دلم قهقه بکشم و بخندم ولی انگار توان این کارو نداشتم دستم رو بردم به سمت چپ سینم گذاشتم هه هنوزم بااینکه شکسته بود ولی هنوز به کار کردن ادامه میداد و هنوزم مواظبم بود . سرم رو پایین انداختم بغض داشت خفم میکرد من ،اره من هیچوقت مواظبش نبودم خیلی راحت تقدیم به هر کسو ناکسی کردم تا شکسته بشه ! کاش میتونستم خوبش کنم کاش میتونستم مثل قبلاااشادش کنم کاش میتونستم به عقب برگردم به اون دورانی که خوشحال بودم به دورانی که هیچ فکرو ذکری نداشتم و آزاد بودم . . . نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .