Aftaabgardaan ارسال شده در 24 آذر، 2022 ارسال شده در 24 آذر، 2022 کسل و عصبانی هستم. حوصله ی کلاسمو ندارم. دیشب به دوستم دلداری میدادم که اگه از خونه بیرون نمیتونی بری فدای سرت و ناراحت نباش من قول میدم جات رو کاور کنم اما حالا از امشب خودم دچارشم.. چشماشون بهمه که در نرم از دستشون و بمونم خونه.. از استرسی که سر پیدا کردن بابا کشیدیم.. دلم میخواد بیشتر باشم.. بیشتر کمکشون باشم و حسشون کنم ولی واقعا.. این همه تاکید و رسما ممانعت برای بیرون رفتن توی اون ساعت هایی که باید.. بسیار مچاله خاطرم کرده.. خیلی خیلی بیشتر از بسیار.. انگار بسیار بچه و کم عقل پنداشته میشم.. یا لااقل خودم این حس رو میگیرم.. حس میکنم صداست که توی گلوم گیر کرده.. تمام انسان های اطرافم که ازم بزرگ ترن .. ته نگاهشون یه طوریه که انگار آینده رو میبینن.. یه آخی، خوش خیال واقعا فکر میکنی این روزا به کجا میرسه؟ نه اینا میرن نه بهتری بعد از اینا میاد و نهایتا بی گناه بی گناه آدما میمیرنِ خاصی توی چشماشون و زبانشونه.. و این خستهم کرده.. باشه.. اما چطوری حس نمیکنن؟ آدما رو تقاضاشون رو.. اینکه میکشن تا بگن نکشتیم رو.. با این خیلی موافقم که" تا ابد نمیشه یه پا اینور جوی باشه و یه پا اونور بالاخره یه جایی جوی گشاد میشه!" و حالا همه اطرافم شدن میانه رو، یعنی ببین اینکه مثلا بگی این طرف جریانی با این روش مشکل داری اوکیه.. ولی نه اینطرفی نه اونطرفی نه کلا حس خاصی داری.. حرصم میده.. همه شدن نگاه عاقل اندر سفیهی که انگار خیلی میدونن و من نه تنها نمیدونم بلکه نمیفهمم.. اذیتم... مدام میخوام بهشون بگم گیرم که من.. اشتباه میکنم.. شما چرا اینطوریاین؟ نگرانم.. نگرانشم.. نگران این که حالا که گرفتنش کجاست.. چی میشه.. قلبم کف پامه.. میدونی واقعا آدم از جانب خودش میتونه تصمیم بگیره و انجامش هم بده و باکی نداشته باشه.. ولی دلنگرونی برای دیگران خل کننده است.. خل شدم.. کی میدونه آخرش... چی میشه... 2 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .