رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

یاد دارم در غروبی سرد سرد،

میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد،

داد میزد، کهنه قالی میخرم،

دست دوم،جنس عالی میخرم،

گر نداری، شیشه خالی میخرم،

اشک در چشمان بابا حلقه بست،،

عاقبت آهی کشید بغض اش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست،

ای خدا شکرت، ولی این زندگیست،

سوختم دیدم که بابا پیر بود،

بد تر از او خواهرم دلگیر بود،

بوی نان تازه هوش اش برده بود،

اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

صورتش دیدم که لک برداشته،

دست خوش رنگش، ترک برداشته،

باز هم بانگ درشت پیر مرد،

پرده ی اندیشه ام را پاره کرد...،

دوره گردم، کهنه قالی میخرم،

کوزه و ظرف سفالی میخرم،

گر نداری شیشه خالی میخرم،

خواهرم بی روسری بیرون دوید،

گفت آقا، سفره خالی میخرید؟؟!!



 

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...