حسین138 ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2025 ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2025 مردی وارد کاروانسرایی شد تا کمی استراحت کند پس کفش هایش را زیر سرش گذاشت و خوابید. طولی نکشید که دو نفر وارد آنجا شدند. اولی گفت: طلاها را بگذاريم پشت آن جعبه... دومی گفت: نه، آن مرد ممکن است بیدار باشد و وقتی ما برویم او طلاها را بردارد . گفتند: پس ، امتحانش کنیم کفش هایش را از زیر سرش برمی داریم، اگه بیدار باشد با این کار معلوم می شود. مرد که حرف های آنها را شنیده بود، خودش را بخواب زد. دو مرد دیگر هم، کفش ها را از زیر سر مرد برداشتند و اما مرد به طمع بدست آوردن طلاها هیچ واکنشی نشان نداد. گفتند:" پس واقعا خواب آست ! طلاها رو همینجا بگذاریم ..." بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد تا طلاهایی را که آن دو مرد پنهان کرده بودند ، بردارد اما هر چه گشت هیچ اثری از طلا نیافت ، پس متوجه شد که تمام این حرف ها برای این بوده است که در عین بیداری کفشهاش را بدزدند!! نتیجه: یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم که متضرر خواهیم شد ... 1 نقل قول
رامین۴۳ ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2025 ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2025 نتیجه اخلاقی اینکه باید مثل گربه خوابید یک چشم باز و یک چشم بسته باشد 1 نقل قول
حسین138 ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2025 مالک ارسال شده در 25 اردیبهشت، 2025 7 دقیقه قبل، رامین۴۳ گفته است: نتیجه اخلاقی اینکه باید مثل گربه خوابید یک چشم باز و یک چشم بسته باشد خرگوش هم همین طور هست 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .