Black_wolf ارسال شده در 13 فروردین، 2025 ارسال شده در 13 فروردین، 2025 پدر که باشی سردت می شود ولی کت بر شانه فرزند می اندازی. چهره ات خشن می شود و دلت دریایی، آرام نمی گیری تا تکه نانی بیاوری. پدر که باشی، می خواهی ولی نمی شود، نمی شود که نمی شود. در بلندایی از این شهرت مشت نشدن ها بر زمین می کوبی پدر که باشی عصا می خواهی ولی نمی گویی . هر روز خم تر از دیروز، مقابل آینه تمرین محکم ایستادن می کنی. پدر که باشی حساس می شوی به هرنگاه پرحسرت فرزند به دنیا، تمام وجود خودت را محکوم آرزوهایش می کنی! پدر که باشی در کتابی جایی نداری و هیچ جایی زیر پایت نیست . بی منت از این غریبه گی هایت می گذری تا پدر باشی . پشت خنده هایت فقط سکوت میکنی. پدر که باشی به جرم پدر بودنت حکم همیشه دویدن را برایت بریده اند ، بی هیچ اعتراضی به حکم ، فقط می دوی و درتنهایی ات نفسی تازه می کنی. پدر که باشی پیر نمی شوی ولی یک روز بی خبر تمام می شوی و پشت ها را خالی می کنی با تمام شدنت ، حس آرامش را بعد از عمری تجربه کنی.. پدر که باشی در بهشتی که زیر پای تو نبود هم دلهره هایت را مرور می کنی... تقدیم به پدران سرزمینم 1 نقل قول
حسین138 ارسال شده در 14 فروردین، 2025 ارسال شده در 14 فروردین، 2025 8 ساعت قبل، Black_wolf گفته است: پدر که باشی پیر نمی شوی ولی یک روز بی خبر تمام می شوی و پشت ها را خالی می کنی با تمام شدنت این خیلی درد اوره در اصل اشک اوره& نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .