ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 23 آبان، 2022 ارسال شده در 23 آبان، 2022 آرزوهايتان را به خدا بسپارید روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت .عسل ها درون بشکه بود. پیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود و به بازرگان گفت: از تو می خواهم که این ظرف را پر از عسل کنی. تاجر نپذیرفت و پیرزن رفت. سپس تاجر به معاونش سپرد که آدرس آن خانم را پیدا کند و برایش یک بشکه عسل ببرد. آن مرد تعجب کرد و گفت: او از تو مقدار کمی درخواست کرد، نپذیرفتی و الان یک بشکه کامل به او می دهی؟ تاجر جواب داد : ای جوان ،او به اندازه خودش در خواست می کند و من در حد و اندازه خودم می بخشم! پروردگارا...... کاسه های حوائج ما کوچک و کم عُمق اند، خودت به اندازه ی سخاوتت بر من و دوستانم عطا کن که سخاوتمندتر از تو نمی شناسیم! آرزوهايتان را به دستان خدا بسپارید 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .