Black_wolf ارسال شده در 5 مهر، 2024 ارسال شده در 5 مهر، 2024 ساعت ده شب است. تاریخ 26 اذر 1391 همه خوابیدهاند و من تنهای تنها توی اتاقم نشستهام و به تو فکر میکنم. اگر بگویم حالم خوب است، دروغ گفتهام؛ چون سرگردانی روح من درمانپذیر نیست و من میدانم که هرگز به آرامش نخواهم رسید. در من نیرویی هست. نیرویی گریز از ابتذال و من بهخوبی ابتذال زندگی و وجود را احساس میکنم و میبینم که در این زندان پایبند شدهام. من اگر تلاش میکنم برای اینکه از اینجا بروم، تو نباید فکر کنی که براى من دیدن دنیاهای دیگر و سرزمینهای دیگر جالب و قابلتوجه است نه! من معتقدم که زیر آسمان کبود انسان با هیچ چیز تازهای برخورد نمیکند و هستهی زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده و مطمئن هستم که برای روح عاصی و سرگردان من در هیچ گوشهی دنیا پناهگاه و آرامشی وجود ندارد اما خداروشکر من الان در ارامشم و پناهگاهی دارم ک بهترین و ارزوی خوشبختی برای او دارم 1 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .