Mohsen Shz ارسال شده در 18 آبان، 2022 ارسال شده در 18 آبان، 2022 روي بنما و مرا گو که ز جان دل برگير پيش شمع آتش پروا نه به جان گو درگير در لب تشنه ما بين و مدار آب دريغ بر سر کشته خويش آي و ز خاکش برگير ترک درويش مگير ار نبود سيم و زرش در غمت سيم شمار اشک و رخش را زر گير چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گير در سماع آي و ز سر خرقه برانداز و برقص ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گير صوف برکش ز سر و باده صافي درکش سيم درباز و به زر سيمبري در بر گير دوست گو يار شو و هر دو جهان دشمن باش بخت گو پشت مکن روي زمين لشکر گير ميل رفتن مکن اي دوست دمي با ما باش بر لب جوي طرب جوي و به کف ساغر گير رفته گير از برم وز آتش و آب دل و چشم گونه ام زرد و لبم خشک و کنارم تر گير حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را که ببين مجلسم و ترک سر منبر گير شاعر این شعر زیبا: حافظ نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .