Lotus ارسال شده در 15 بهمن، 2023 ارسال شده در 15 بهمن، 2023 کم سن و سال تر کہ بودم ، وقتایۍ که مامانم مینشست به آلبالو هسته گرفتن براۍ شربت و مربـای نوبرونہ ، منم مینشستم کنار دستش و ژست بزرگونه برای خودم میگرفتم کہ میخوام کمک کنم ! یه دونه آلبالو ، دو تا دونه آلبالو ، حوصلهام سر میرفت ، صبرم تموم میشد و با همون دستای سرخِ آلبالویی پا میشدم میدوییدم پِیِ بچگی و بازیم و مامان میموند و حوضش و آلبالوهاش .. امروز که مامان نبود ، خودم تنهایی نشستم بہ آلبالو هسته گرفتن . یه دونه آلبالو ، دوتا دونہ آلبالو ، نمیشد حوصله ام سر بره ، نمیشد بی صبر بشم ؛ که دیگہ مادرۍ نبود که بـلاگردونِ بی صبریام بشه ! نشستم و تا دونه ی هزارم آلبالو رو سرِ صبر و حوصله هسته گرفتم . آره رفیق ! زندگی همینہ .. تهش یہ جایی حالیت میکنه کہ دیگه بچه نیستی ! که دیگه کسی نیست جورکشت باشہ ! که دیگه بزرگ شدی و قراره بعد از این همش بهت سخت بگیره ! و تو فقط باید دووم بیارۍ و بجنگی و هی صبر کنی و صبر کنی و صبر .. 1 2 نقل قول
Lotus ارسال شده در 15 بهمن، 2023 مالک ارسال شده در 15 بهمن، 2023 2 ساعت قبل، Secret گفته است: 1 نقل قول
Lotus ارسال شده در 16 بهمن، 2023 مالک ارسال شده در 16 بهمن، 2023 11 ساعت قبل، kambiz_landar گفته است: خیلے عاااالے 11 ساعت قبل، kambiz_landar گفته است: اشکمو دراورد 11 ساعت قبل، kambiz_landar گفته است: خیلے زیباااااا 11 ساعت قبل، kambiz_landar گفته است: خیلے قشنگگگ 11 ساعت قبل، kambiz_landar گفته است: عالے عااااالے نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .