Black_wolf ارسال شده در 15 آبان، 2022 ارسال شده در 15 آبان، 2022 درین سرای بی کسی، کسی به در نمیزند به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمیزند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکُند کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمیزند نشستهام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم یک صلای آشنا به رهگذر نمیزند دل خراب من دگر خرابتر نمیشود که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات؟ برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .