فندق ارسال شده در 2 مهر، 2023 ارسال شده در 2 مهر، 2023 وقتی شمس ناپدید میشه مولانا از هرکسی دنبال نشونه میگرده ببینه شمس کجاست یه روز یکی میاد بهش میگه من شمس رو تو دمشق دیدم، مولانا پول همراهش نبوده و عبا و دستار و کفش و هرآنچه که همراهش بوده رو میده به طرف طرف میره، یکی میگه این بهت دروغ گفت اصلا دمشق نرفته بوده مولانا بهش میگه: من برای خبر دروغش دستار و کفشمو دادم اگه خبرش واقعیت داشت که جونمو فدا میکردم… عشق همچین چیزیه 6 1 نقل قول
Elnaz ارسال شده در 2 مهر، 2023 ارسال شده در 2 مهر، 2023 هم اکنون، فندق گفته است: وقتی شمس ناپدید میشه مولانا از هرکسی دنبال نشونه میگرده ببینه شمس کجاست یه روز یکی میاد بهش میگه من شمس رو تو دمشق دیدم، مولانا پول همراهش نبوده و عبا و دستار و کفش و هرآنچه که همراهش بوده رو میده به طرف طرف میره، یکی میگه این بهت دروغ گفت اصلا دمشق نرفته بوده مولانا بهش میگه: من برای خبر دروغش دستار و کفشمو دادم اگه خبرش واقعیت داشت که جونمو فدا میکردم… عشق همچین چیزیه چه عشقی 1 1 نقل قول
Miss nedaa ارسال شده در 29 اسفند، 2023 ارسال شده در 29 اسفند، 2023 در ۱۴۰۲/۴/۱۱ در 10:17، فندق گفته است: وقتی شمس ناپدید میشه مولانا از هرکسی دنبال نشونه میگرده ببینه شمس کجاست یه روز یکی میاد بهش میگه من شمس رو تو دمشق دیدم، مولانا پول همراهش نبوده و عبا و دستار و کفش و هرآنچه که همراهش بوده رو میده به طرف طرف میره، یکی میگه این بهت دروغ گفت اصلا دمشق نرفته بوده مولانا بهش میگه: من برای خبر دروغش دستار و کفشمو دادم اگه خبرش واقعیت داشت که جونمو فدا میکردم… عشق همچین چیزیه نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .