حسین138 ارسال شده در 30 تیر، 2023 ارسال شده در 30 تیر، 2023 صاحب قبله و قبله ،دو عزیزند،ولی خوشتر آن است من از قبلهنما بنویسم! آسمان مثل تو احساس مرا درک نکرد باز،غمنامه ،به بیگانه چرا بنویسم؟ تا به کی،زیر چنین سقف سیاه و سنگین قصهی درد، به امید دوا بنویسم؟ قلمم، جوهرش از جوش و جراحت ،جاریاست پست باشم که پی نان و نوا بنویسم بارها قصد خطر کردم و گفتی:ننویس! پس من این بغض فروخورده کجا بنویسم؟ بعد یک عمر ببین دست و دلم میلرزد که“من”و“تو”به هم آمیزم و ما بنویسم! “من”و“تو”چون تن و جاناند،مخواه و مگذر این دو را،باز همینطور ،جدا بنویسم شعر من با تو پر از شادی و شیرینکامیاست باز ،حتا اگر از سوگ و عزا بنویسم با تو از حرکت دستم برکت میبارد فرق هم نیست،چه نفرین چه دعا بنویسم! از نگاهت ،به رویم ،پنجرهای را بگشا تا در آن منظرهی روحگشا بنویسم تیغ و تشباد هم از ریشه نخواهد خشکاند غزلی را که در آن حال و هوا بنویسم عشق،آن روز که این لوح و قلم دستم داد گفت هرشب غزل چشم شما بنویسم 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .