ɑɍɛẕőǚ ارسال شده در 8 تیر، 2023 ارسال شده در 8 تیر، 2023 گاهی "تصور می کنم" وجود ندارم ... یا شاید تنها موجودِ جهانم ... گاهی تصور می کنم جهان یک خواب است ... انگار تصوری از خودم و جهان می بینم و انگار همه چیز جز یک خیال و یک توهمِ بزرگ نیست ... ! شاید خدا فقط یک نفر را آفریده و او در ذهنش جهانی از آدم ها و روزمرگی ها را ... شاید آن یک نفر من باشم شاید تو یا شاید یک غریبه ... گیج می شوم ، نکند همه چیز یک فکر و یک خلاقیتِ غیر واقعی باشد ؟! اینکه یک "من" وجود دارد و آدم هایی که با آنها معاشرت دارد ... و خدایی که از آن بالا فقط یک "آدم" می بیند ، آدمی که در هیچ ایستاده ، چشمانش را بسته و خواب می بیند ؟! گاهی دلم می خواهد جهان ، خوابِ من باشد و زودتر از خواب بیدار شوم ، یا اگر فکر و تصور است ، دیگر فکر نکنم و جهان و آدم هایش تمام شوند و من بمانم و خدایی که "همیشه هست" !!! آن وقت از کابوس هایِ وحشتناکی که دیده ام برایش بگویم و او گوش کند و برای دلگرمی ام ، دستانم را بگیرد و جوری نگاهم کند که انگار دقیقا می داند از چه کابوسی برایش حرف می زنم ... به خدا بگویم ؛ که چقدر خوشحالم از اینکه هست و من در این هیچ ، تنها نیستم ... آن وقت تا جایی که می شود قهوه بخورم تا هرگز دوباره خوابم نبرد ... ! شاید اصلا قهوه ای هم درکار نباشد ... شاید خدا برایِ بیدار ماندنم کافیست ... می خواهم واقعی باشم اما خواب هایم ، مرا نقض می کنند ... نکند همان "پروانه" ای باشم که نمی دانست چوانگتسی را خواب دیده که پروانه شده ... یا "چوانگتسی" ، که خواب دیده پروانه ای چوانگتسی شده ... ! یا منی که هردوی این ها را خواب دیده ؟! شاید در واقع همه ی ما یک نفریم که دارد در افکار و تصوراتش همه مان را تصور می کند و دانه دانه و با ظرافت ، در جهانِ خیالش پردازش و رهبری می کند !!! آن یک نفر می تواند من باشد یا تو یا هرکسی ... شاید جهان ، واقعا خالی از آدم ها و اشیاست و همه چیز تصور و رویایی بیش نیست ، جز خدا و یک نفر که دارد با خودش فکر می کند و تخیلاتش را خیلی ماهرانه کنار هم می چینَد ، و سعی می کند در تصوراتش ، انسانِ خوبی باشد ...! شاید همه ی ما یک نفریم با افکارِ تکثیر شده ... شاید .... شاید ..... شاید ...... 3 2 نقل قول
نیلوفرآبی ارسال شده در 8 تیر، 2023 ارسال شده در 8 تیر، 2023 7 دقیقه قبل، ɑɍɛẕőǚ گفته است: گاهی "تصور می کنم" وجود ندارم ... یا شاید تنها موجودِ جهانم ... گاهی تصور می کنم جهان یک خواب است ... انگار تصوری از خودم و جهان می بینم و انگار همه چیز جز یک خیال و یک توهمِ بزرگ نیست ... ! شاید خدا فقط یک نفر را آفریده و او در ذهنش جهانی از آدم ها و روزمرگی ها را ... شاید آن یک نفر من باشم شاید تو یا شاید یک غریبه ... گیج می شوم ، نکند همه چیز یک فکر و یک خلاقیتِ غیر واقعی باشد ؟! اینکه یک "من" وجود دارد و آدم هایی که با آنها معاشرت دارد ... و خدایی که از آن بالا فقط یک "آدم" می بیند ، آدمی که در هیچ ایستاده ، چشمانش را بسته و خواب می بیند ؟! گاهی دلم می خواهد جهان ، خوابِ من باشد و زودتر از خواب بیدار شوم ، یا اگر فکر و تصور است ، دیگر فکر نکنم و جهان و آدم هایش تمام شوند و من بمانم و خدایی که "همیشه هست" !!! آن وقت از کابوس هایِ وحشتناکی که دیده ام برایش بگویم و او گوش کند و برای دلگرمی ام ، دستانم را بگیرد و جوری نگاهم کند که انگار دقیقا می داند از چه کابوسی برایش حرف می زنم ... به خدا بگویم ؛ که چقدر خوشحالم از اینکه هست و من در این هیچ ، تنها نیستم ... آن وقت تا جایی که می شود قهوه بخورم تا هرگز دوباره خوابم نبرد ... ! شاید اصلا قهوه ای هم درکار نباشد ... شاید خدا برایِ بیدار ماندنم کافیست ... می خواهم واقعی باشم اما خواب هایم ، مرا نقض می کنند ... نکند همان "پروانه" ای باشم که نمی دانست چوانگتسی را خواب دیده که پروانه شده ... یا "چوانگتسی" ، که خواب دیده پروانه ای چوانگتسی شده ... ! یا منی که هردوی این ها را خواب دیده ؟! شاید در واقع همه ی ما یک نفریم که دارد در افکار و تصوراتش همه مان را تصور می کند و دانه دانه و با ظرافت ، در جهانِ خیالش پردازش و رهبری می کند !!! آن یک نفر می تواند من باشد یا تو یا هرکسی ... شاید جهان ، واقعا خالی از آدم ها و اشیاست و همه چیز تصور و رویایی بیش نیست ، جز خدا و یک نفر که دارد با خودش فکر می کند و تخیلاتش را خیلی ماهرانه کنار هم می چینَد ، و سعی می کند در تصوراتش ، انسانِ خوبی باشد ...! شاید همه ی ما یک نفریم با افکارِ تکثیر شده ... شاید .... شاید ..... شاید ...... عالی عزیزم❤ 3 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .