رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

تو رو خدا قدر”پدرتون” رو بدونید

 

در 4 سالگی می‌گفتم: پدرم بهترینه.

 

در 6 سالگی می‌گفتم: پدرم همه را می‌شناسه.

 

در 10 سالگی می‌گفتم: پدرم عالیه اما کمی بداخلاقه.

 

در 12 سالگی می‌گفتم: وقتی بچه بودم پدر مهربان تر بود.

 

در 14 سالگی می‌گفتم: پدر داره نسبت به من کنجکاو میشه.

 

در 16 سالگی می‌گفتم: پدرم مال عصر و دوره‌ی ما نیست.

 

در 18 سالگی می‌گفتم: با مرور زمان اخلاق پدرم بدتر میشه.

 

در 20 سالگی می‌گفتم: سخته پدر را ببخشم، تعجب می‌کنم مادر چطور اونو تحمل میکنه!

 

در 25 سالگی می‌گفتم: پدر با همه‌ی کارهام مخالفه.

 

در 30 سالگی می‌گفتم: خیلی سخته با پدر به توافق برسیم، نمی‌دونم وقتی پدر جوان بود پدربزرگ چه از دست او می‌‌کشید.

 

در 40 سالگی می‌گفتم: پدرم ما رو با ضوابط و قواعد بسیاری تربیت نمود، من هم باید چنین کنم.

 

در 45 سالگی می‌گفتم: در حیرتم پدر چطور مارو تربیت کرده در 50 سالگی می‌گفتم: کنترل فرزندان خیلی دشواره، پدر چقدر برای تربیت ما متحمل سختی شد.

 

در 55 سالگی می‌گفتم: پدرم خیلی دور اندیش بود، و برای آینده‌ی ما برنامه ریزی می‌کرد، پدری نمونه و مهربان بود.

 

اما اکنون در سن 60 سالگی میگم: پدرم بهترینه.

 

در این گردش 56 ساله‌ی عمر به نقطه‌ی آغاز در چهارسالگی بازگشتم: «پدرم بهترینه»فقط شد ما رو تربیت کنه!

 

 

ارسال شده در
4 دقیقه قبل، فریحا گفته است:

تو رو خدا قدر”پدرتون” رو بدونید

 

در 4 سالگی می‌گفتم: پدرم بهترینه.

 

در 6 سالگی می‌گفتم: پدرم همه را می‌شناسه.

 

در 10 سالگی می‌گفتم: پدرم عالیه اما کمی بداخلاقه.

 

در 12 سالگی می‌گفتم: وقتی بچه بودم پدر مهربان تر بود.

 

در 14 سالگی می‌گفتم: پدر داره نسبت به من کنجکاو میشه.

 

در 16 سالگی می‌گفتم: پدرم مال عصر و دوره‌ی ما نیست.

 

در 18 سالگی می‌گفتم: با مرور زمان اخلاق پدرم بدتر میشه.

 

در 20 سالگی می‌گفتم: سخته پدر را ببخشم، تعجب می‌کنم مادر چطور اونو تحمل میکنه!

 

در 25 سالگی می‌گفتم: پدر با همه‌ی کارهام مخالفه.

 

در 30 سالگی می‌گفتم: خیلی سخته با پدر به توافق برسیم، نمی‌دونم وقتی پدر جوان بود پدربزرگ چه از دست او می‌‌کشید.

 

در 40 سالگی می‌گفتم: پدرم ما رو با ضوابط و قواعد بسیاری تربیت نمود، من هم باید چنین کنم.

 

در 45 سالگی می‌گفتم: در حیرتم پدر چطور مارو تربیت کرده در 50 سالگی می‌گفتم: کنترل فرزندان خیلی دشواره، پدر چقدر برای تربیت ما متحمل سختی شد.

 

در 55 سالگی می‌گفتم: پدرم خیلی دور اندیش بود، و برای آینده‌ی ما برنامه ریزی می‌کرد، پدری نمونه و مهربان بود.

 

اما اکنون در سن 60 سالگی میگم: پدرم بهترینه.

 

در این گردش 56 ساله‌ی عمر به نقطه‌ی آغاز در چهارسالگی بازگشتم: «پدرم بهترینه»فقط شد ما رو تربیت کنه!

 

 

😅🙏تاثیرگذار بود

 

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...