نیلوفرآبی ارسال شده در 3 فروردین، 2023 ارسال شده در 3 فروردین، 2023 مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! او ایستاد، همان لحظه آجری جلوی پاش افتاد. نفس راحتی کشید و به راه افتاد. تا خواست از خیابون رد بشه باز همان صدا گفت: ایست! همان لحظه ماشینی با سرعت از جلوش رد شد. او پرسید: تو کیستی؟ ندا آمد: فرشته نگهبانت! گفت: پس وقتی من داشتم ازدواج می کردم، تو كدوم گوري بودي؟؟!!!! گفت خبر مرگم دو دقیقه رفتم دستشویی امدم دیدم گند زدی به زندگیت نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .