ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 30 مهر، 2022 ارسال شده در 30 مهر، 2022 فرجام تلخ حقیقت گویان! سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند : آن ها عبارت بودند از یک روحانی ، یک وکیل دادگستری و یک فیزیک_دان . در هنگامه ی اعدام ، روحانی پیش قدم شد ، سرش را زیر گیوتین گذاشتند ،و از او سؤال شد : حرف آخرت چیست ؟ گفت : خدا ... خدا...خدا... او مرا نجات خواهد داد. وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند ، نزدیک گردن او متوقف شد. مردم تعجب کردند، و فریاد زدند: آزادش کنید! ،خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت . نوبت به وکیل دادگستری رسید ، از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟ گفت : من مثل روحانی خدا را نمی شناسم ،ولی درباره عدالت بیشتر می دانم؛ عدالت ... عدالت ...عدالت... گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد! مردم متعجب ، گفتند :آزادش کنید ، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد. آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید . سؤال شد ، آخرین حرفت را بزن ،گفت :من نه روحانیم که خدا را بشناسم ؛ و نه وکیلم که عدالت را بدانم ، اما من می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود ... با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند. تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و آن را از تن جدا کرد. چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را می گویند وبه «گره ها» اشاره مى كنند. نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .