selvam ارسال شده در 28 بهمن، 2022 ارسال شده در 28 بهمن، 2022 نگاهت مثل گلای محمدی خوش بوی حیاط خونه مادربزرگمه، مثل طعم پیراشکی گرم اول صبح، مثل بوی تازگی اولین شکوفه بهار، مثل شعر های عاشقانه مولانا؛ نگاهت مثل یه فنجون چای داغه که تموم فکرامو از سرم میپرونه، مثل ارامش خوابیدن توی بغل مامانم، مثل خنده های بلند دختر کوچولوی روی تاب. بغلم کن که من میخوام صدای بغلتو به خاطر بپسارم، صدای نفساتو میگما، بغلم کن که من شبا میترسم از تنهایی میترسم ازینکه پیشم نباشی که نبینم اون لبخند روی لباتو، تو برام مثل یه الهه ای یه خدا که باید باشه تا باشم. کاش میتونستم تا ابد توی قلبم زندانیت کنم که فقط خودم داشته باشمت که برای من باشی فقط؛ بغلم کن که تنهایی ترسناکه.. نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .