Anii_tsb ارسال شده در 14 بهمن، 2022 ارسال شده در 14 بهمن، 2022 + " تو خیلی معصومی ؛ گاهی اوقات به این فکر میکنم که شاید اصلاً متعلق به این سیاره نیستی! اتفاقی به این جا تبعید شدی و بعد سیاره خودت رو فراموش کردی ... بعید نیست ، چشمهات رو ببین آخه! چطور ممکنه اونها اینقدر زیبا باشن؟ هر بار با چشمهات بهم نگاه میکنی درست به اندازهیِ اولین بار شگفت زده و مَسخ میشم .. راستش رو بهم بگو؛ اونها متعلق به زمین نیستن ، نه!؟ گاهی واقعاً نمیتونم تفاوتِ بینِ ماه و چشمهات رو از هم تشخیص بدم .. من خیلی بدم .. من واسه قلبت خیلی بدم .. شاید ممنوعهترین آدمِ زندگیت من باشم ولی نمیتونم ازت دور بمونم! بودنِ با تو مثلِ این میمونه که تمامِ عُمرم رو تو تاریکی گذرونده باشم و بعد واسه اولین بار نور رو دیده باشم و بفهمم که تو زندگیم به غیر از تاریکی چیزِ دیگهای هم وجود داره .. تو همون نوری هستی که منو از زندگی تو تاریکی نجات داد .. میشه به سیارهیِ خودت برگردی؟ شاید منم همراهت اومدم و اونجا تونستم خوب بودن رو از تو یاد بگیرم ، ولی فکر نکنم شُدنی باشه .. " _ « آره! شاید من از یه سیارهیِ دیگه اومده باشم و چشمهام متعلق به این سرزمین نباشن ولی خودت چی! صورتت رو دیدی!؟ تمامِ جزئیاتش توصیف ناپذیرن زیباترین مخلوقِ این منظومهیِ شمسی بدونِ شَک تو هستی .. آره ' شاید تو تمامِ عُمرت رو تو تاریکی گذرونده باشی ولی منم همهیِ عمرم رو تو روشنایی گذروندم ؛ پس حالا این منم که به تاریکیِ تو احتیاج دارم ؛ چشمهام از نورِ زیاد خسته شدن! پس بیا با هم از اینجا بریم .. باهم به یه سیارهیِ دیگه بریم .. جاییکه اونقدر دور باشه که تاریکیِ تو و نورِ من حتی شب و روزش رو هم کنترل کنه .. جایی که فقط مالِ ما باشه .. » 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .