بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
1616 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
12
تمامی مطالب نوشته شده توسط فریحا
-
فقط تنها چیزی که اذیت میکنه محدودیت هاست
- 15 پاسخ
-
- 1
-
-
خیلی ممنونم سپاس
- 15 پاسخ
-
- 1
-
-
ایول همه درسته یه چیو یادت رفت اسم عشقشو خالکوبی کنه رو بدنش
- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
کاری نکردم انجام وظیفه بود
- 15 پاسخ
-
- 1
-
-
قربانت
- 15 پاسخ
-
- 1
-
-
ااااااااااعععععععتتتتتتتتتممممممممماااااااااااادددددددد
فریحا پاسخی برای GiSoU ارسال کرد در موضوع : شعر و دلنوشته
ایول خواهر- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
آخی عزیزم به موقعش درک میکنی
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
من نمیفهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــا از چشمها و شــانهها و دستهایشــان … … از آغوششان از عطر تنشـان، از صدایشــان… پررو میشوند؟ خب بشوند…. مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفتهایم؟ مگر ما به اتکــاء همین دستها همین نگاهها همین آغوشهـا، در بزنگاههای زندگی سرِپا نماندهایم؟… من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشم من میخواهم خواستنم گوش فلک را کر کند من میخواهم مَردَم بداند دوستش دارم…
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
تو رو خدا قدر”پدرتون” رو بدونید در 4 سالگی میگفتم: پدرم بهترینه. در 6 سالگی میگفتم: پدرم همه را میشناسه. در 10 سالگی میگفتم: پدرم عالیه اما کمی بداخلاقه. در 12 سالگی میگفتم: وقتی بچه بودم پدر مهربان تر بود. در 14 سالگی میگفتم: پدر داره نسبت به من کنجکاو میشه. در 16 سالگی میگفتم: پدرم مال عصر و دورهی ما نیست. در 18 سالگی میگفتم: با مرور زمان اخلاق پدرم بدتر میشه. در 20 سالگی میگفتم: سخته پدر را ببخشم، تعجب میکنم مادر چطور اونو تحمل میکنه! در 25 سالگی میگفتم: پدر با همهی کارهام مخالفه. در 30 سالگی میگفتم: خیلی سخته با پدر به توافق برسیم، نمیدونم وقتی پدر جوان بود پدربزرگ چه از دست او میکشید. در 40 سالگی میگفتم: پدرم ما رو با ضوابط و قواعد بسیاری تربیت نمود، من هم باید چنین کنم. در 45 سالگی میگفتم: در حیرتم پدر چطور مارو تربیت کرده در 50 سالگی میگفتم: کنترل فرزندان خیلی دشواره، پدر چقدر برای تربیت ما متحمل سختی شد. در 55 سالگی میگفتم: پدرم خیلی دور اندیش بود، و برای آیندهی ما برنامه ریزی میکرد، پدری نمونه و مهربان بود. اما اکنون در سن 60 سالگی میگم: پدرم بهترینه. در این گردش 56 سالهی عمر به نقطهی آغاز در چهارسالگی بازگشتم: «پدرم بهترینه»فقط شد ما رو تربیت کنه!
- 4 پاسخ
-
- 3
-
-
-
کی بیشتر از من دلش واسه تو میره؟! بگو! کی وقتی که میخندی واسَت میمیره؟! بگو! کی جون میده واسه شیرین زبونیت؟! آخ که هلاکَم واسه این همه مهربونیت! این همه مهربونیت ... بیا بیا بیا ببَر این دلو مال تو راه میُفته هرجا دنبال تو میخوام فقط که خوب باشه حال تو آخ از اون چشمای خوشحال تو! بیا بیا بیا ببَر این دلو مال تو راه میُفته هرجا دنبال تو میخوام فقط که خوب باشه حال تو (آخ از اون چشمای خوشحال تو!) خنده ی تو مال من! قلبِ من واسه تو! تو فقط بگو آره ببین کوچه رو گُل میزنم! (کوچه رو گُل میزنم!) الماس خودم! بمون تو واسه خودم! به خاطر تو از همه دل میکَنم! (از همه دل میکَنم!) خنده ی تو مال من! قلبِ من واسه تو! تو فقط بگو آره ببین کوچه رو گُل میزنم! (کوچه رو گُل میزنم!) الماس خودم! بمون تو واسه خودم! به خاطر تو از همه دل میکَنم! (از همه دل میکَنم!) بیا بیا بیا ببَر این دلو مال تو راه میُفته هرجا دنبال تو میخوام فقط که خوب باشه حال تو آخ از اون چشمای خوشحال تو! بیا بیا بیا ببَر این دلو مال تو راه میُفته هرجا دنبال تو میخوام فقط که خوب باشه حال تو آخ از اون چشمای خوشحال تو! خنده ی تو مال من! قلبِ من واسه تو! تو فقط بگو آره ببین کوچه رو گُل میزنم! (کوچه رو گُل میزنم!) الماس خودم! بمون تو واسه خودم! به خاطر تو از همه دل میکَنم! (از همه دل میکَنم!) خنده ی تو مال من! قلبِ من واسه تو! تو فقط بگو آره ببین کوچه رو گُل میزنم! (کوچه رو گُل میزنم!) الماس خودم! بمون تو واسه خودم! به خاطر تو از همه دل میکَنم! (از همه دل میکَنم!) بیا بیا بیا ببَر این دلو مال تو راه میُفته هرجا دنبال تو میخوام فقط که خوب باشه حال تو (آخ از اون چشمای خوشحال تو!) بیا بیا بیا ببَر این دلو مال تو راه میُفته هرجا دنبال تو میخوام فقط که خوب باشه حال تو آخ از اون چشمای خوشحال تو!
-
- 1
-
-
ترانهها امشب دیوونه تر از همیشم تو میری و عکسات می مونه پیشم اصلا بذار هر کسی دوست داره بیاد تو زندگیم من من که عاشق نمیشم من که هر کاری واست کردم چراچرا نیومد به چشت فدا سرت من که دنیامو دادم میدم اشکامم به عشقت خط خط خطای رو دستم کل دنیا کمر به مرگ من بستن خط خط چند تا خطه خاموش هنوزم پشته خط نشستم دل دل دل میدادم واست نخواستی منو دلبری که شدی پیرم کردی پیر چشاتما نذری من بودی نذر الله شدی دوباره اشک و دوباره بغض و دوباره تیغ و دوباره درد دوباره کاغذ و این قلم و دوباره دستای پردرد دوباره این دل پر غصه دوباره زخمای کهنم دوباره خون بازیام و رد دادنامو قرصای سردرد دوباره خستگیام و تنهایی من تو اوج بی کسی حتی برگشتنتم دیگه نمیخوام عشق کثیف کس نمیده عشقه من به هیچ کسی رونده نشه بپا فتحه ای که گفتم ضمه خونده نشه اگه ناخونام روی دیواره خب به درک اگه خون از زخمام میباره خب به درک اگه همدمم هنوز سیگاره خب به درک تو رو بیشتر از من اگه دوست داره خب به درک بعد تو دیگه به هیچ کسی نمیدم دل دل نیمدوزم به چشای هیچ کسی چشم چشم دیگه نه پشت سرت حتی میزنم حرف حرف متنفرم حتی دیگه از اسم عشق عشق دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده دله من خسته از این دست به دعاها بردن همه ی آرزوهام با رفتنه تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه ببینه حالا من یه آرزو دارم تو سینه تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه ببینه منمو شبای تاریکی و تنهایی برو تویی و فکرای رویایی فردایی برو منم و تموم خاطرات دوتایی برو تو همون فاحشه ی هرزه و هرجایی برو ایها الناس دلم پر شد از این درد مادر ایها الناس دنیا کمرمو خورد کرد مادر ایها الناس ولم کرد عشقم رفت مادر ایها الناس دلم تو بی کسی مرد آخر بیخیال اعصاب من اگه ضعیفه بیخیال اگه این دنیا به مرگ من حریفه بی خیال اگه از الکل همه رگام کثیفه بیخیال اگه هر چی گفتی بهم گفتم ردیفه بیخیال به همین مست و خراباتی توی کوچه قسم به همین لاتی و الواتی تو پس کوچه قسم به همین دستای دست به تیزی مشتی قسم از منی که تو ازم ساده گذشتی خستم حالا من یه آرزو دارم تو سینه تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه ببینه حالا من یه آرزو دارم تو سینه تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه ببینه
-
- 1
-
-
تورو دیدم و دلم ذره ذره ذره واسه تو میره ولی تو یه ذره نمی خوای که بمونی با دلمو هی میگی می ذارمت میرمو قلب من دیگه تیکه تیکه تیکه شده واست ولی خوب تو دیگه نمی خوای که بمونی با دلمو هی میگی می ذارمت میرمو وااااای ای وای ای وای از دلم انگاری خودم باید با دست خودم نابودش کنم اون عشقی رو که جای رد پاش مونده رو دلم ولی خودش نموند باهام ای وای(ای وای) ای وای ای وای داره می باره بارون دونه دونه دونه امشبم واسه تو دیوونه شدم و دلم اینو خوب می دونه یه لحظه دیگه بی تو نمی تونه صدای تو می پیچه تو گوشمو لباسی که دوست داری می پوشمو ولی تو نیستی ببینی حالمو تورو این روزا خیلی کم دارمو ای وای ای وای از دلم انگاری خودم باید با دست خودم نابودش کنم اون عشقی رو که جای رد پاش مونده رو دلم ولی خودش نموند باهام تورو دیدم و دلم ذره ذره ذره واسه تو میره ولی تو یه ذره نمی خوای که بمونی با دلمو هی میگی می ذارمت میرمو قلب من دیگه تیکه تیکه تیکه شده واست ولی خوب تو دیگه نمی خوای که بمونی با دلمو هی میگی می ذارمت میرمو ای وای ای وای از دلم انگاری خودم باید با دست خودم نابودش کنم اون عشقی رو که جای رد پاش مونده رو دلم ولی خودش نموند باهام
-
- 1
-
-
مرسی
- 15 پاسخ
-
- 1
-
-
دلم برات تنگ شده بود گفتم بیام سراغت
فریحا پاسخی برای بمب انرژی ارسال کرد در موضوع : خوانندگان ایرانی
چه قشنگه- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
دل دنیارو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی. دل دنیارو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثل حس یه عشق تازه بودی مثل افسانه بی اندازه بودی هیشکی برای من شبیه تو نبوده دنیا چه بی رحمی آخه تنهایی زوده. دل دنیارو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثل حس یه عشق تازه بودی مثل افسانه بی اندازه بودی دل دنیارو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثل حس یه عشق تازه بودی مثل افسانه بی اندازه بودی
-
سخت نیست قلقش دستت بیاد آسونه
- 14 پاسخ
-
- 1
-
-
دیدمت انگار چیزى بر دلم تأثیر کرد با نگاه ساده ات دنیاى من تغییر کرد دیدمت با لحن آرامى صدایم کردى و این دل مغرور در لحن صدایت گیر کرد غرق آرامش مرا خواندى و گفتى میشود با سوالم ذهنتان را هم کمى درگیر کرد؟ میشود با من بمانى! ساده… میخواهم تو را جمله ای ساده دلم را بردو در زنجیر کرد اندکی با شوق، بی وقفه نگاهت کردمو در دلم گفتم که چشمانت دلم را پیر کرد! رفتى و از دور میدیدم پر از دلشوره ای تو نفهمیدى که عشقت در دلم تکثیر کرد تیر اخر را زدی وقتی که گفتی عاشقم عاشقت بودن مرا از هر تجرد سیر کرد
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
چه زیبا گفت ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ …!!ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴانی ﺳﺎﺧﺘﻪ! ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ …!! ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ؛ ﮔﺎﻫـــــــــــﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ …!! ﮔﺎﻫـــــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ! ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ …!! ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ؛ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳــــــﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕــــــــﻮﯾﻢ : ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ “ ﺁﻣﻮﺧــــــــﺘﻪ ﺍﻡ “…!! ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ …!! ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ …! اﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ..ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ …!! ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ …
