بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
7119 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
185
تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138
-
اره، برات از قصابیم عکس میفرستم
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
جیگر
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
اقا ما هر چی خوردیم نشد
- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
خدا برات خوش بخواد
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
عالی و کاربردی
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
بلوار طاق بستان، طولانی ترین بلوار جنگلی ایران
حسین138 پاسخی برای Topaz ارسال کرد در موضوع : گردشگری و مهاجرت
کجا هست؟- 9 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام زندگی نامش من مطالغه کردم، یعقوب لیث صفاحی، سیستانی هست، نتونست بغداد رو فتح کنه
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید. کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد." پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟" پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم.
- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
-
چهزیباگفتمولانا: دنیاهمههیچ..؛ واهلدنیاهمههیچ ..؛ ایهیچ..؛ برایهیچ..؛ برهیچمپیچ..؛ دانیکهازآدمی،چهماندپسمرگ؟'.. عشقاستومحبتاستوباقیهمههیچ'...! |••|️
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی! خشنتر... عصبیتر... کلافهتر... و تلخ تر و جالبتر اینکه با اطراف هم کاری نداری همهاش را نگه میداری و دقیقاً سر همان کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی...
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
پروانه ی پستچی گونهای اندمیک و بومی مکزیک است که گاهی در آمریکای مرکزی و جنوبی دیده میشود. آنچه باعث نامگذاری این پروانه زیبا شده است، رفتار و سبک زندگی عجیب آنها است، چرا که پس از خارج شدن از لارو، پروانه پستچی تا آخر عمر خود تنها یک مسیر رفت و برگشت برای خود انتخاب میکند. به عبارتی، این پروانه در طول عمر خود فقط یک مکان را برای استراحت و تغدیه انتخاب میکند.
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
در ایران باستان سال کبیسه نداشتیم و به جای آن در انتهای 120 سال یک ماه اضافه میکردند و آن ماه را جشن میگرفتند! دعای "120 ساله شوی" به آرزوی نیک مردم برای دیدن این جشن اشاره دارد
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
رسیدن به آرامش زمانی اتفاق می افتد که متوجه بشی: رنج جزئی از زندگیه اما خوبه به دلیلی رنج بکشم که بعدا شرمنده خودم نشم نباید به خاطر دلم خودم رو راضی به انجام دادن کاری کنم که عقلانی و منطقی نیست من فقط با اشتباهاتم تعریف نمیشم و فراتر از اتفاقات بد زندگیم هستم بیهوده ترین کار دنیا اینه که خودم رو با کسی مقایسه کنم اینکه بقیه چطور با من رفتار میکنن نباید معیار ارزش من باشه(آدم ها بر اساس حال و هوای خودشون رفتارهای متفاوتی نشون میدن) همه مشکلات تحت کنترل من نیستن اما این بستگی به خودم داره که چطور بهشون معنا ببخشم و مهم ترین مسئله اینه که با همه زخم هام و خستگی هام بازم میتونم ادامه بدم...
-
فرق تراس با بالکن چرا تاحالا هیچکس نگفته بود؟ این معمارا چرا اینو به ما یاد نداده بودن؟🫨 تراس جزء مشاعات محسوب میشه ولی بالکن خیر تراس روی متراژ آپارتمان قابل فروش نیست ولی بالکن روی متراژ قابل فروش هست
-
- 3
-
-
-
یبار بابام بهم گفت چند سالته گفتم 18 گفت خاک تو سرت من همسن تو بودم 24 سالم بود :// فلسفه سن کلا زیر سوال رفت
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
پیرمرده دم عابر کارتشو داده به من گفت موجودی بگیر برام براش گرفتم ، گفتم ۵ هزار تومنه پدر جان گفت خاک بر اون سرت کنن با این موجودی گرفتنت و رفت :|
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
بیشتر فانتزی هست تا کار بردی
- 7 پاسخ
-
- 2
-
-
ی خسته نباشی مشتی برا همشون
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
سلام ممنون از شمو
- 6 پاسخ
-
- 1
-
