بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
7119 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
185
تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138
-
بادام فقط دیم باید باشه طمع عالی داره
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام والا زیاد تو این چیزا اطلاعی ندارم وگرنه ی همراهی میکردم
-
کاربرد هر مسکن برای هر دردی در بدن : آکسار : ضد درد، ضد تب آسپرین : ضد درد، ضد التهاب نوافن : دندان درد و سردرد استامینوفن کودئین : درد های متوسط مفتامیک اسید : کاهش درد پریودی ژلوفن : ضد سردرد های میگرنی چهار ویتامین برای بدن خیلی واجب و ضروری هستن : B2 : ویتامین برای رفع خستگی B3 : برای شفاف کردن پوست B6 : برای رفع استرس B12 : برای کم خونی و سیتسم بدنی نشونه های کمبود ویتامین در بدن : ویتامین B5 : اختلال خواب. ویتامین B : ریزش موی شدید ویتامین D : افسردگی ویتامین A و B : خشکی پوست
-
- 1
-
-
کهنترین سند مربوط به روابط ایران و لهستان نامهیی است که از طرف «اوزون حسن پادشاه ایران» برای «کازیمیر یاگلون» پادشاه لهستان فرستاده شد که اکنون در آرشیو ملی لهستان ضبط است. خبر ظهور شگفتانگیز «اوزون حسن» نه فقط در میان همسایگان شرقی، بلکه در بین قدرتهای غربی نیز پیچیده بود، مترصد فرصتی برای گسترش ارتباط بودند! «اوزون حسن» پدر بزرگ مادری شاه اسماعیل اول بود.
-
- 2
-
-
کوچکترین سایز کولر گازی برای فضاهای کوچک
حسین138 پاسخی برای رامین۴۳ ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
ی کم ناقص هست مطلب -
چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار تو دو جرعه چای، یک فنجان، ولی تنها کنار تو صدای خش خش برگ و ترنم های پاییزی تَ تق تق، چانه ی لرزان، ولی تنها کنار تو نشستن توی آلاچیق و "ها" کردن به دست ماه که تکیه داده بر ایوان، ولی تنها کنار تو چه حالی میدهد بوسه، چه حالی میدهد لبخند حکایات لب و دندان، ولی تنها کنار تو ببین این ژاکت کهنه کنار تو چه می آید دلم شاد و لبم خندان، ولی تنها کنار تو چه روزی میشود امروز، عجب عصرانه ای به به کمی سبزی، پنیر و نان، ولی تنها کنار تو دلم یک شعر میخواهد، ردیفش عشق و وزنش تو چه غوغایی کند "عشقی" ولی تنها کنار تو دل بی آشیانم را به دریا می زنم امشبَِ چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار
- 1 پاسخ
-
- 4
-
-
چه كسانی بیشتر دچار بیماری ام.اس میشوند؟ گروه اول : افرادی هستند فوقالعاده حساس، زودرنج و عصبی که با كمترین ناملایمات از حالت عادی خارج شده و تعادل خود را از دست میدهند گروه دوم : شامل افرادیست كه از نظر ژنتیكی دارای طبع سرد هستند و مدام هم از غذاهای سرد استفاده میكنند یعنی علاقه زیادی به خوردن ترشی، سركه، تمر هندی، ماست، قرهقروت و امثال آن دارند !
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
حتی اگر نیمی از این علائم رو دارید، به روانشناس مراجعه کنید چون شما مشکوک به افسردگی هستید: ۱- تفریحات همیشگی خوشحالت نمیکنه. ۲- به بهداشت فردیت اهمیت نمیدی. ۳- هیچ امید و ارزویی نداری. ۴- کنار دیگران بودن برات کسل کنندس. ۵-بدن درد و سردرد داری. ۷- اتاقت همیشه نامنظمه. ۸- دچار فراموشی شدی. ۹- همیشه خسته ای و چرت میزنی. ۱۰- نگاهت به دنیا منفی و منفی تر شده. ۱۱- افکار آزار دهنده و ناراحت کننده داری. ۱۲- دلت برای کسی تنگ نمیشه و با گوشه گیری راحت تری ۱۳- حوصلهی جواب دادن به تماس ها و پیام هارو نداری.
-
از دید بابای من هر وقت میریم مسافرت دزدا میان دم خونمون میگن اه باز چراغ یکی از اتاقاشون روشنه و تمام راه های نفوذی ما مسدوده. برگردید بچه ها
-
- 1
-
-
خواص پوستی چند میوه: لیمو - روشنکننده انگور - نرمکننده هویج - ضد پیری پرتقال - سفت کننده کدو - مرطوب کننده گوجهفرنگی-پاک کننده خیار-مرطوب و پاک کننده
-
- 1
-
-
سال ها قبل وقتی طرحم رو تو یه شهرستان مرزی میگذروندم یه شب شیفت بودم تو اورژانس بیمارستان که یه پسربچهی حدود ۸–۹ ساله همراه پدرش مراجعه کردن. پدرش گفت چند روزه پسرم گوشدرد داره و آروم نمیگیره. بچه واقعاً از درد به خودش میپیچید. همون موقع بین گریههاش گفت: فکر میکنم تو گوشم بمب داره منفجر میشه. از یه روستای اطراف اومده بودن. وقتی با اتوسکوپ نگاه کردم یه چیز سفید دیدم که تو گوشش داره تکون میخوره، با پنس درش آوردم ولی همچنان بچه بیقراری میکرد.دوباره که نگاه کردم شوکه شدم. چیزی که دیدم واقعاً یکی از عجیبترین چیزایی بود که یه پزشک ممکنه ببینه: گوش بچه پر از لارو بود. واقعاً پر.. تعدادشون از شماره خارج بود.قطره بیحسی ریختم تو گوشش و چندتای دیگه رو با پنس درآوردم ولی معلوم بود ماجرا ساده نیست. با متخصص گوش و حلق تماس گرفتم، شرح حال کامل دادم و بچه فوری فرستاده شد واسه تخلیه باقی لارو ها تحت بیهوشی عمومی و بستری و آنتی بیوتیک… حالا ماجرا چی بود؟ (این مورد رو تو دوران تحصیل نه دیده بودم، نه در موردش خونده بودم و اگه خونده بودم هم قطعا فراموش کرده بودم) مایازیس گوش (aural myiasis) یه نوع عفونت نسبتاً نادر اما جدیه که توش لارو یا همون کرمِ مگس داخل مجرای گوش رشد میکنه. این اتفاق بیشتر تو مناطق گرم و مرطوب یا جاهایی که سطح بهداشت پایینه دیده میشه مخصوصاً تو بچه ها، سالمندان یا افرادی که توانایی مراقبت از خودشونو ندارن. مگسها جذب بوی ترشحات یا زخمهای عفونی میشن و تخمهاشونو داخل یا نزدیک گوش میذارن. تخمها ظرف چند ساعت تا چند روز تبدیل به لارو میشن و شروع میکنن به حرکت یا حتی تغذیه از بافتهای مرده یا زنده گوش. علائمش میتونه شامل درد شدید + خارش + ترشح بدبو + احساس حرکت در گوش و تو موارد پیشرفته، آسیب جدی به پردهی گوش یا حتی ساختارهای داخلیتر باشه. اگه سریع تشخیص داده نشه و درمان نشه، ممکنه باعث عفونتهای عمیقتر یا کاهش شنوایی دائمی بشه، برای همین تشخیص بهموقع و تخلیهی کامل لاروها خیلی حیاتیه.
-
- 1
-
-
درد هـجران را تـو از حال پریـشانم بـپرس بـار آوارش هــم ،از دنـیای ویــرانـم بپـرس در تب عشقت بریزم من سرشک جان ، ولی حـالـت بارانـیـم را ،از دو چشـمـانم بــپرس درسرم سودای عشقی جزخیال توکه نیست گـر نـداری بـاور از اشــعـار سـوزانـم بپـرس گرتومیخواهی بدانی سوزدل بامن چه کرد از هــوای ســرد شبــهـای زمـسـتانـم بپـرس جز هــوایت هیــچ نـایی در نیـستانم نبـود نــاله ی نــای درونـــم ، از نیــستـانم بپـرس شــاعری دلداده و دارم بـه سـر سـودای تـو شوق ایـن دلـدادگی از چشم گریانـم بپرس غمـزه ی چشمان شهـلایت مرا دیـوانـه کرد راز این دیـوانـگی را،از من ای ،جانم بپرس
-
- 1
-
-
سخن با من نمیگوئی اَلا ای همزبانِ دل ...
حسین138 پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مجموعه اشعار کلاسیک
جوانی شمعِ ره کردم که جویم زندگانی را نَجُستم زندگانی را و گم کردم جوانی را! کنون با بارِ پیری آرزومندم که برگردم ... به دنبالِ جوانی کوره راه زندگانی را! به یادِ یارِ دیرین کاروان گم کرده را مانَم که شب در خواب بیند همرهانِ کاروانی را! بهاری بود و ما را هم شَبابی و شکر خوابی ... چه غفلت داشتیم ای گُل، شبیخون جوانی را! چه بیداری تلخی بود از خوابِ خوشِ مستی ... که در کامم به زهر آلود شهدِ شادمانی را! سخن با من نمیگوئی اَلا ای همزبانِ دل ... خدایا با که گویم شکوهی بیهمزبانی را؟ نسیمِ زلفِ جانان کو که چون برگِ خزاندیده ... به پای سروِ خود دارم هوای جانفشانی را! به چشمِ آسمانی گردشی داری بلای جان ... خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را! نَمیری شهریار از شعرِ شیرین روان گفتن که از آبِ بقا جویند عمرِ جاودانی را «شهریار» -
- 1
-
-
قسمت بشه فرق نداره
-
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
سخت است که معتاد نگاهی شده باشی دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی اینکــه پســر رعیت ده باشی و آنوقت دلداده ی تک دختر شاهـی شده باشـی در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی از چاله،، ولی راهی چاهی شده باشی از دور تو را محکم و چون کوه ببینند در خویش شبیه پر کاهی شده باشی مانند دلیری که به دستش سپری نیست بازیچه ی دستان سپاهی شده باشی یـک عُمر بجنگی و در آخــر نتوانـی تا نامزد آن که بخواهی شده باشی سخت است که ماه تو سراغ تو نیایـد آنگاه که در حوضچه ماهی شده باشی
-
- 1
-
-
سلام بگذارید شما من هم میخونیم
-
ممنون از شما
- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
کشف بقایای نوزاد ۶۵۰۰ساله در اشنویه رئیس ادارهٔ میراث فرهنگی اشنویه: تدفین نوزاد باستانی ۶ هزار و ۵۰۰ساله تپهٔ چپرآباد که قدمت آن به اواسط هزارهٔ پنجم پیش از میلاد، باز میگردد و در یک ظرف سفالی بهدستآمده بود به همراه ۳۰ شیء شاخص دیگر هم اکنون در موزه ملی تهران نگهداری میشود. مطالعات باستانشناسان نشان میدهد بر اساس الگوهای رشد استخوانها، این جنین در هفته سیوهشتم زندگی خود قرار داشت و ۲ یا ۳ هفته زودتر به دنیا آمده است. این تدفین یکی از کاملترین تدفینهای مربوط به نوزاد در دوران پیش از تاریخ فلات ایران است که بیشتر از ۹۰ درصد استخوانهای آن سالم باقیمانده است
-
- 2
-
-
عالی
-
بازیِ عشق کلَک داشت ، '' نمی دانستم '' غم آن سر به فلک داشت ، '' نمی دانستم '' با نگاهی دل دیوانه ، '' گرفتارش شد '' سفره عشق، نمک داشت ، '' نمی دانستم '' دل من صافتر از آینه ، '' اما دل او '' شیشه ای بود که لک داشت ،'' نمی دانستم '' به وفاداری من آنکه زمن '' ساده گذشت '' بیشتر از همه شک داشت ،'' نمی دانستم '' آرزوهام شده آوار ، فرو ریخت سرم سقف این خانه ترک داشت، '' نمی دانستم '' باختم زندگی ام را به قماری که در آن دلبری بود که تک داشت ، '' نمی دانستم"
- 5 پاسخ
-
- 4
-
-
بله دقیقا
- 2 پاسخ
-
- 1
-
