رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. اره
  2. من هر وقت صدا ضبط شده خودم گوش میدم یاد پسر شجاع میفتم
  3. حسین138

    آرسنال - اورتون

    ب خوشی بگذره طلا
  4. حسین138

    آرسنال - اورتون

    سلام حال شما خوبید؟
  5. حسین138

    ژست زیبا بگیریم

    خودت دیگه میدونی
  6. حسین138

    ایده ژست بهاری _ عکس

    مزرعه خاک شیر هست
  7. حسین138

    آرسنال - اورتون

    سلام حالا هست ک دیگه ی فوتبال زیبا ندیدم
  8. حسین138

    شبتون بخیر

    دمت گرم
  9. افسوس و صد افسوس ک دل با ،دگران شد این گلشن نایاب ب یکباره،خزان شد افسوس که تیغی شد و بر روح ،روان شد تا رفت،گرفتار دل؛ رهگذران شد خورشید صداقت دگر از روی ،نهان شد بازیچه ی بی قید دل و دست ، زمان شد
  10. هر چه گفتم بخخدا ویرانیست اخر. پوچی و سر گردانی ست این همه شعر و غزل عاشق نیست قصه تلخ مردی قربانیست لحظه هایی رو ک من بوسیدم باورم نیست.نمی فهمیدم ساده دل بودم عاشق.افسوس فقط احساس ترا می دیدم
  11. حسین138

    گم&

    نه از ابری که بارانش،بلا بود نه آن جبرم ک صبرش ناروا بود منم قربانی لبهای بی شعر منم ازرده ی دلهای بی مهر حسین
      • 2
      • Like
      • Thanks
  12. از صبح افتادم بازم لاستیک دکترم رفتم دوتا آمپول زد بهم
  13. O+
  14. حسین138

    غار نمکی جزیره قشم!

    نرفتم تا حالا اینجا ولی زیاد رفتم قشم
  15. حسین138

    ۹ تفاوت عشق و دوست داشتن

    ذخیره کردم باید حافظش کنم
  16. سلامت جسم کمر درد شدید گرفتم ن
  17. حسین138

    ۹ تفاوت عشق و دوست داشتن

    خودت ک دیگه میدونی
  18. حسین138

    تلخ ترین&

    قربونت طلا ایام ب کامت هست
  19. حسین138

    ۹ تفاوت عشق و دوست داشتن

    اینو کپی میکنم باید حسابی روش فکر کنم
  20. حسین138

    تلخ ترین&

    قربونت خوبم میگذره طلا
  21. حسین138

    تلخ ترین&

    ؟
  22. حسین138

    تلخ ترین&

    سلام خوبی؟؟؟
  23. حسین138

    سلام

    والله خخخ
  24. حسین138

    سلام

    اره جالبه
  25. حسین138

    سلام

    ی وقت زندان بودم ؛زندان نوجوانان امور تربیتی خلاصه ی روز تو کلیدور نشسته بودیم 7_8نفری بودیم هر کسی ی حرفی میزد یکی میگفت اینطور دزدی کردم.یکی میگفت اینطور لوات کردم .یکی از دعوا میگفت .... خلاصه آخر کار هم شاکی بودن که ما بی گناه افتادیم داخل بلند شدم گفتم بچه ها اینجا فقط من خراب عالمم که امدم داخل بقیه همه پاک هستید&
×
×
  • اضافه کردن...