بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
7119 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
185
تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138
-
لذت بردم
-
ممنون
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
#دلی اونایی که خیلی آدمای سرد و بی روحی هستن ؛ از سنگ نیستن ... زیاد به سنگ خوردن ...
- 3 پاسخ
-
- 5
-
-
هر چه قدر که بیشتر احساس تنهایی کنی، احتمال شروع یک رابطه ی احمقانه، بیشتر می شود.
- 3 پاسخ
-
- 5
-
-
-
❣وأنت في طريقك للبحث عن حياة، لا تنسى أن تعيش. در راه یافتن زندگی، زندگی را فراموش نکن... #محمود_درویش
-
- 5
-
-
روباه گفت: کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی. اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه توی دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم. ساعت چهار که شد دلم بنا می کند به شور زدن و نگران شدن. آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم! امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟! هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد... شازده_کوچولو #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
- 4 پاسخ
-
- 4
-
-
به دلت نشست
- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
فکر کنم کارگردان هست
- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
❣دعا کنید! بعد از دعا، به خود تلقین کنید، دعاهای من همیشه مستجاب میشوند! در دعا کردن، دست و دلباز باشید، برای خودتان، برای دیگران... هیچ فرقی نگذارید! عادت کنید، به دعا کردن! باور کنید، دعا کردن، کار عجیب و غریبی نیست، و از عهده ی هر شخصی، و در هر زمان و مکان و شرایطی امکان پذیر هست. از حساب پس انداز انسان، که چیزی کم نمیشود، پس خوشایند هست همانقدر که انسان برای خودش میخواهد، برای دیگری نیز بخواهد، و یا شاید بیشتر از خود! #اسکاول_شین
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
كنار خيابان منتظر تاكسی ايستاده بودم، يك ماشين شخصی مسافركش جلوی پايم ايستاد. راننده پرسيد: «كجا؟» گفتم:«منتظر تاكسی هستم.» راننده گفت: «من هم مسافركشم، بيا بالا.» گفتم: «ببخشيد ولی من حتما بايد سوار تاكسی بشم.» راننده گفت: «چه فرقی داره؟» گفتم: «آخه من قصههای تاكسی را می نويسم، براي همين بايد سوار تاكسی بشم.» راننده مسافركش خنديد و گفت: «ما هم قصه كم نداريم، بيا بالا.» با دلخوری سوار شدم. راننده مسافركش نگاهم كرد و گفت: «اگه هميشه از يه راه میری يه روز از يه راه ديگه برو... اگه هميشه صبحها دير بيدار ميشی يه روز صبح زود پاشو، اگه هيچوقت كوه نرفتی، يه روز برو كوه ببين اونجا چه خبره، يه روز غذایی را كه دوست نداری بخور، يه بار اون جایی كه دوست نداری برو، گاهی پای حرف آدمهایی كه يه جور ديگه فكر می كنن بشين و به حرفهاشون گوش بده، گاهی يه جور ديگه رو هم امتحان كن.» راننده ديگر چيزی نگفت و من خوشحال بودم كه اين هفته سوار ماشين ديگری شده بودم. #سروش_صحت
- 7 پاسخ
-
- 4
-
-
20بیست سالگی هنوز داغی، دنبال عشق و توجه و دوست داشتن و دوست داشته شدن میگردی و انگار هنوز سرت به سنگِ رابطهها و معاشرتها نخورده. 30سی سالگی از ورطهی دوستی و عشق و انتظارات بیهوده از آدمها خودت را کشیدهای بیرون و تازه فهمیدهای که جهان و حتی دوستداشتنها بر مدار مادیات میچرخد و مدام در حال شروع کردن کارهای تازه و در مسیر فرسایندهی استرس و نگرانیهای قبل از شروعی و تمام تلاشت، داشتن و به دست آوردن است و بیشتر کارهایی که شروع میکنی به موفقیت ختم میشوند چون با تمام توانت وارد هر مسیر میشوی و با تمام جانت میجنگی. 40چهل سالگی، دلت یک نفر را میخواهد که کنارش حالت خوب باشد، انرژی و انگیزهای برای شروع و ساختِ رابطههای تازه و شروع کارهای تازه نداری، به همان روابط و آشناییهای پیشین بسنده میکنی و از میانشان دنبال نابترینش میگردی. مسیر اشتغالت هم یکی شده و همان را با جدیت تمام پیش میبری. 50پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد و نود سالگی، حوصلهات به هیچ شروعی نمیرسد، فقط ادامه میدهی و سفر میکنی از مکانها و آدمها و فقط نگاه میکنی و گاهگاهی به زندگیات در گذشته فکر میکنی و برای کارهایی که پیش از اینها نکردهای افسوس میخوری، بابت راههایی که میشد و نرفتی، حرفهایی که میشد و نزدی، لذتهایی که میشد و تجربه نکردی و بیش از هرچیزی غمگینی از اینکه چرا زودتر از اینها خودت را دوست نداشتی و برای خودت آنطور که سزاوارش بودی، زمان نگذاشتی و بخش عظیمی از عمر عزیزت را برای هیچ گذاشتی. پس دوست عزیز هنوز هم دیر نیست، در هر سنی که هستی، بهترینِ خودت باش، همه چیز را عمیقا تجربه کن و جوری زندگی کن که به روزهای بیحوصلگی و انفعالت که رسیدی، افسوس هیچ چیز را نخوری و برای هرآنچه پشت سر گذاشتهای و بر تو گذشته، خوشحال باشی.
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام بله هستند این آدما..
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
توی دنیای روانشناسی یه کلمهای وجود داره که معنای عجیبی داره "Jomo" یعنی لذت از دست دادن دیدی بعد یه مدت چقدر راضی از قطع ارتباط با یه عده یا چقدر خوشحال میشی رابطهای رو از دست دادی، در واقع داری همین حس رو تجربه میکنی از دست دادن همیشه به معنای باخت دادن نیست، رابطهای که تموم میشه +ممکنه در آینده آدمی رو توی زندگیت بذاره که هزاران بار خداروشکر کنی که اون آدم از زندگیت رفت شغلی که از دست میدی، میتونه باعث بشه روی رشد خودت بیشتر تمرکز کنی و جای بهتری مشغول به کار بشی خلاصه که از دست دادن یه رابطه، یه شغل، دوستی، خودش خیلی وقتا دستاورده
- 2 پاسخ
-
- 2
-
