رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. حسین138

    تـرس۰۰۰🫂

    بعضی چیزا واقیعته
  2. سلام سوال خیلی سخت بود، ولی ما هنوز سنتی ارزشگرا هستیم
  3. حسین138

    پروردگار

    به پروردگارت اعتماد کن شیخ حسن بصری برای عبادت به صحرا رفت. برای استراحت نزد چوپانی نشست و از او قدری شیر خواست. اندکی بعد، گله چوپان خواست از کوه پایین رود که چوپان ندایی داد و بلافاصله گله به جای خود برگشت. شیخ چون این صحنه را دید، حالش دگرگون شد. رنگ رخسارش پرید، صیحه‌ای زد و غش کرد. چون به هوش آمد، چوپان علت را پرسید. شیخ گفت: گوسفندان تو عقل ندارند. اما می‌دانند که تو خیر آن‌ها را می‌خواهی. با شنیدن صدای تو، سریع اطاعت کردند و از بیراهه برگشتند. من انسانم و عاقل. ولی حرف و امر خالق خود را که به نفع من فرموده است، گوش نمی‌دهم. کاش به اندازه این گوسفندان، من از خدای خود می‌ترسیدم و امر و نهی او را گوش می‌دادم.
      • 3
      • Like
      • Thanks
  4. بخدا هیچ کدوم ترسی برا من نداره تو دوره آتش نشانی ی تونل هست، بنام تونل دود من از اونم رد شدم، خیلی بده، خودت هستی خدا
  5. حسین138

    کاش ...

    سلام بخدا نیستم من اصلا ،خاکی خاکی هستم
  6. حسین138

    بدون عنوان....

    مهم نیست چی بودی! مهم اینه چی میخوای بشی
  7. حسین138

    مجنون و خدا

    درد دل مجنون با خدا مجموعه: آرامش سبز یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست * عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود * سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او * گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای * جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای * نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی * خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن * مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو … من نیستم * گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم * سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی * عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم * کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد * سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت * روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی * مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی * حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود * مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم
      • 3
      • Like
  8. حسین138

    خرابه ها

    هر فکری طرحی از عمل هست بر گرفته از کتاب(هنر زندگی کردن) فکر میکنید که روزی سر گذشت خرابه های پایتخت های بزرگ عصر ما چگونه خواهد شد؟؟!!
      • 1
      • Like
  9. حسین138

    جام جهانی

    سلام،مقصر دروازبان بود، تمام تنش پر بود از استرس وگرنه اینها گلی نبود که ما خوردیم، بعضی وقتها شانس یاری نمیکنه، دفاع هم دست پاچه بودن هافبک ها هم نتونستن امشب توپ رسانی کنند ب نوک حمله
  10. حسین138

    با خدا سخن بگو...

    واقعا عالی ،
  11. حسین138

    کاش ...

    ی موتور داشتم ی وقت، پشتت نوشته بود(غرور، خیلی میچسبه)
  12. حسین138

    فقر...

    سلام، بعضی جمله ها، ی تکونی ب آدم میده
  13. حسین138

    ۱۴۰۱/۱۰/۱

    سلام اونها که اول هر برج میرن خدمت افسر هستند یعنی مدرک تحصیلیشون بالاتر از دیپلم هست یادش بخیر منم ی روزی رفتم خدمت سال ها گذشته بچه بودم خیلی ترس داشتم خخخخ
  14. حسین138

    آمد و رفت....

    عالی رزق روزی آمد #نا دیده گرفتن حق رفت برنامه ها اجتماعی آمد #دیدارها رفت ادد فرند آمد#اقوام رفتند
  15. حسین138

    فرهنگ یعنی...

    فرهنگ یعنی تجربه خوندن کتاب و اشتراک گذاشتن (هنر همیشه به حق بودن)آرتور شو پهناور (یک نه بر آمده از عمیق ترین اعتقادات بهتر از بله است که صرفاً برای خشنودي ساختن یا بدتر از آن برای اجتناب از درد سر گفته شده است
  16. الناز 33دلخوره، خودم خوندم الانم پای ماشین سنگینم، امید خدا ردش کنم بره جاده، فردا میام همش جواب میدم
  17. سلام بعضی ها مگه ندیدید دل خور هستن از من، بخدا اگه من بدی در حق کسی کرده باشم
  18. عالی
  19. فدا سرتون ،ولی حالا تلافی همه چی در آوردم ،همه چی جبران کردم
  20. بعضی چیزا شرمندگي داره !ی عمر باعث خجالته
  21. نه بخدا غذاش خوبه غذا زندان ندیدی پس خخخخخ، بعد براتون تعریف میکنم
  22. عزیز دلی شما حلال کن ،از ته دلت هم
  23. نشد اون زمان باید همیشه ی سوژه برا خنده داشته باشم وقتی با رفیقام بودیم ،حالا فهمیدم که چه اشتباهی کردم که دیر شده حق الناس خیلی بده خیلی
  24. خودمم حالا ناراحتم ،چند بار نماز خوندم ،شاید جبران بشه
  25. موفق باشی فندق جان،عزیز دلی ی وقت هم تو چت اذیتت کردم حلال کن
×
×
  • اضافه کردن...