رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. هو121
  2. چیزی نیست
  3. بعضی ها خودشون چهل تیکه هستند
  4. حسین138

    خب.....

    بگذار تا بترکونم
  5. حسین138

    برداشت آزاد...

    زندگی برای کسانی که فکر می‌کنند یک کمدی و برای کسانی که احساس می‌کنند یک تراژدی است./ هوراس والپول
      • 1
      • Like
  6. حسین138

    پنهان....

    پنهان اگر چه داری، جز من هزار مونس؛ من جز تو کَس ندارم، پنهان و آشکارا
      • 1
      • Like
  7. حسین138

    #...

    بزرگترین مُشکل دنیا اینه کِه؛ آدَمای بِدهکار همیشِه طلبکارن
      • 1
      • Like
  8. حسین138

    هیم

    در این موارد چیزی ندارم بگم خخخ
  9. حسین138

    خب.....

    سلام خوبه، چالش هم اضافه کن
  10. حسین138

    عمه زهراها

    خخخ عمه زهرا خدارو شکر ندارم، عمش هم مهربون هستند
  11. حسین138

    سندرو های قشنگ

    سلام جالب بود منم ماه رو خیلی دوست دارم بعضی شب ها با دوربین داخلش نگاه میکنم
  12. حسین138

    توجه،توجه!...

    توجه ! توجه ! پسته دست دوم رسید مال یه پیرزن پولدار بوده که دندون نداشته فقط نمکشو میک زده
  13. حسین138

    شما میگین

    چه خوب جواب داده
  14. حسین138

    عمو کافه چی

    حق
  15. حسین138

    انگیزشی

    حق
  16. حسین138

    گاهی....

    گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد
      • 3
      • Like
      • Thanks
  17. حسین138

    متن زیبا

    دل گیر بود
  18. حسین138

    با خیالم...

    ممنون
  19. خیلی وقته گذشته
  20. حسین138

    با خیالم...

    پرم از پیچ و خم تا شب گیسو رفتن در پریشانی از این سو به آن سو رفتن با خیال که به دریا برسم یا نرسم غرق رویا شده با جرات یک جو رفتن غم، بزرگ است ولی حیف!نیاموخته آیم حرفی از این همه جز در پس زانو رفتن شعر ها قفل سکوت،طلسمی همه تا نداریم سر سمت هیاهو رفتن هر درختی پر و بالی ست که از غربت خاک می کشد میل زمین را به فراسو رفتن
  21. حسین138

    فرصت دیگر...

    پیش از آنی که درختان همگی دار شوند شاخه ها را بتکانیم که بیدار شوند سبز در سبز بپیچند همه جا رنگ عبور رودها آینه در آینه تکرار شوند کسی ار آن طرف خواب چمن می آید قاصدک را بفرستیم خبردار شوند تا در آینه گل کم نشود فرصت باغ زرد ها را نگذاريم که بسیار شوند چشم تو پنجره ای باز به زیبا شدن است حیف از این پنجره نیست که دیوار شوند!؟ گناه اول ص 38
      • 1
      • Like
  22. حسین138

    مترسک....

    چه زیبا گفت مترسک… وقتی نمیشود رفت همین یک پا هم اضافیست
      • 1
      • Like
  23. حسین138

    چند کیسه برنج!

    بسی جا تعجب هست
  24. حسین138

    #

    وقتی آدم های خوب زندگی مون رو می پیچونیم، این پیچِ زندگی خودمونه که هرز میشه!
      • 1
      • Like
×
×
  • اضافه کردن...