تو را بهجای همهی کسانی که نشناختهام دوست میدارم
تو را بهخاطرِ عطرِ نانِ گرم
برای برفی که آب میشود دوست میدارم
تو را بهجای همهی کسانی که دوست نداشتهام دوست میدارم
تو را بهخاطرِ دوستداشتن دوست میدارم
برای اشکی که خشک شد و هیچوقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچگاه نشکفت دوست میدارم
تو را بهخاطرِ خاطرهها دوست میدارم
برای پشتکردن به آرزوهای محال
بهخاطرِ نابودیِ توهم و خیال دوست میدارم
تو را برای دوستداشتن دوست میدارم
تو را بهخاطرِ بوی لالههای وحشی
بهخاطرِ گونهی زرینِ آفتابگردان
تو را بهخاطرِ دوستداشتن دوست میدارم
تو را بهجای همهی کسانی که ندیدهام دوست میدارم
تو را برای لبخندِ تلخِ لحظهها
پروازِ شیرینِ خاطرهها دوست میدارم