بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
Seda
کاربر فعال-
تعداد ارسال ها
367 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
1
تمامی مطالب نوشته شده توسط Seda
-
هیچ وقت برای فهمیده شدن فریاد نزنید آنکه شما را بفهمد صدای سکوتتان را بیشتر می شنود
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
و آن کسی را که دوست داری نصف دیگر تو نیست او تویی اما جای دیگر
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
-
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
-
- 3
-
-
دریا اگر سر میزند بر سنگ حق دارد تنها دوای درد عاشق نا شکیبایی ست
-
- 3
-
-
تاوان عشق را دل ما هر چه بود داد چشم انتظار باش در این ماجرا تو هم
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
دست همیشه به معنای آغوش نیست گاهی فقط امنیت است فقط مثل دست پدر روز پدر مبارک
- 5 پاسخ
-
- 3
-
-
-
چای ترش باعث افت فشار خون میشود
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
ولی بیشتر قهوه و کاکائو
- 9 پاسخ
-
- 3
-
-
و من که همشو دوس دارم چی
- 9 پاسخ
-
- 2
-
-
مرگ مادر مهربانیست که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده و نوازش میکند و میخوابند
-
- 3
-
-
-
یاد من باشد که تنهاییم را برای خودم نگه دارم و بغضهای شبانه را برای کسی بازگو نکنم تا ترحم را با ابراز علاقه اشتباه نگیرم یاد من باشد که فقط برای سایه ام بنویسم یاد من باشد که فقط با سایه خودم خوب حرف بزنم اوست که مرا به حرف زدن وا دار می کند فقط او میتواند مرا خوب بشناسد او حتما میفهمد میخواهم عصاره نه شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک خودم چکانده به او بگویم این زندگی من است
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
-
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریست جای گلایه نیست که این رسم دلبریست هر کس نشست در نظرت به دلت نشست تنها گناه آینه ها زود باوریست
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
-
نام من عشق است آیا می شناسیدم؟ زخمی ام زخمی مرا می شناسیدم با شما طی کرده ام راه درازی را خسته ام خسته هستم آیا می شناسیدم راه ششصد ساله ای از دفتر حافظ تا غزل های شما ها می شناسیدم ... من همانم مهربان سالهای دور رفتار ام از یاد میشناسیدم
-
دلم که میگیرد نه سراغ عکسهایت میروم نه دل خوش میکنم نه به دوستت دارم های فاصله دارت دلم که میگیرد تنگ تر خودم را در آغوش میگیرم شاید چیزی از تو جا مانده باشد میان من
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
گر چه از فاصله ماه ز من دور تری ولی انگار همینجا و همین دور بری ماه می تابد و انگار تویی میخندی باد می آید انگار تویی می گذری
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
هر چه دادم به او حلالش باد جز دل غیر از آن دل که مفت بخشیدم دل دل من کودکی سبکسر بود خود ندانم چگونه رامش کرد او او که می گفت دوستت دارم پس چرا زهر غم به جامش کرد
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
دلتنگ که باشی هیچ چیز آرامت نمیکند دلت یک پای رفتن میخواهد و یک دنیا راه
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
-
عشق ها میمیرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره ها ست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می ماند
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
