بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2260 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
85
تمامی مطالب نوشته شده توسط فندق
-
در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا 🖤💔....مشغله ای نیست
فندق پاسخی برای فندق ارسال کرد در موضوع : شعر و دلنوشته
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا 🖤💔....مشغله ای نیست
فندق پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در شعر و دلنوشته
برای گفتن من شعر هم به گِل مانده ...نمانده عمری و نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده ...صدا صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش درد عظیم دل خجل مانده از دست عزیزان چ بگویم؟گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا ....مشغله ای نیست- 1 پاسخ
-
- 11
-
-
دِل گَــــب مــیــدونـــه نــاراحــتم مــی کنــه... 🫂
فندق پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : شعر و دلنوشته
حق- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
میگن مجنون دیوونه لیلی بوده ! اونا ک دیوونه بار همو میخاستن به هم نرسیدن ماهایی ک نصف حرفامون ط رابطه زر مفته چطو توقع رسیدن داریم؟
- 2 پاسخ
-
- 6
-
-
عع خداحافظی چرا !؟) ناراحت شدم از این پستتون انشاالله هرجا ک هستید موفق باشید
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
یکی ازم پرسید معیارت چیه برای انتخاب یه نفر واسه یه رابطهی طولانی؟ گفتم ... ؟!)
فندق پاسخی برای فندق ارسال کرد در موضوع : تصاوير و مطالب جالب
فدط ک -
یه فکتِ جالب رو میدونستین؟بهم زدنِ رابطه با کسی كه دوسش دارین(چه عاشقانه، چه دوستانه) باعث فعالیت همون بخش از مغز میشه که مسئول درد فیزیکی تو بدنه.. خلاصه که خیلی از دردها از نبود کسی که دوسش دارین بی علت نیست و از لحاظ علمی ثابت شده اس:))
-
- 3
-
-
فکت: اگه یه پسر بهت اجازه داد دست کنی تو موهاش، بدون خیلی میخوادت.
- 4 پاسخ
-
- 5
-
-
-
-
فکت: یه دختر میتونه انقدر با ذهنت بازی کنه که تمام حرفایی که دوست داره بشنوه روخودت با زبون خودت لو بدی.
-
- 1
-
-
پستات واقعا مفیدن ممنون ازت
- 3 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- بوت
- نصب از طریق بوت
-
(و 3 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
اربعین است اربعین کربلاست هر طرف غوغایی از غم ها به پاست گویی از آن خیمه های نیم سوز خود صدای العطش آید هنوز اربعین حسینی تسلیت باد.
-
- 6
-
-
-
-
زیبا بود
-
یه دیالوگی تو فیلم "Mad Men" هست که میگه: منظورت عشقه، منظورت آتشی که در قلبت شعله ور میشه و ادم رو از غذا خوردن و کار کردن میندازه تا دست آخر باهاش ازدواج کنی و ازش بچه دار بشی، دلیل اینکه تا حالا چنین حسی نداشتی به این خاطره که چنین چیزی اصلا وجود نداره. چیزی که اسمش رو گذاشتی عشق، توسط ادم هایی مثل من خلق شده تا جوراب شلواری بفروشن، تو تنها به دنیا اومدی و تنها هم از دنیا میری.
- 4 پاسخ
-
- 8
-
-
یکی ازم پرسید معیارت چیه برای انتخاب یه نفر واسه یه رابطهی طولانی؟ گفتم ... ؟!)
فندق پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در تصاوير و مطالب جالب
یکی ازم پرسید معیارت چیه برای انتخاب یه نفر واسه یه رابطهی طولانی؟ گفتم باید همو بلد باشیم. با یکی میشینی توی ماشین میری سمت جاده شمال. تا خود مقصد هیچ حرفی واسه گفتن ندارین، و فقط یه سکوت کسل کننده. با یکی هم همون جاده رو میری، از اولش تا خود مقصد حرف داره واسه گفتن باهات، تمومی نداره حرفاتون. گفت: خب یعنی اینجوری خوبه؟ گفتم: نه! یکی دیگه هم هست که وقتی میزنی به دل جاده، حرف زیادی نمیزنین و اکثرش سکوته، ولی اون سکوتها دل چسبترین لحظههایی هستن که تا حالا تجربهشون کردی- 8 پاسخ
-
- 16
-
-
-
یاد بگیریم وقتی چیزی رو نتونستیم درک کنیم تجربه ش نکردیم مسخره نکنیم یکی عاشق غروب آفتابه یکی ماه رو دوست داره یکی همه عاشقانه هاش در مورد بارانه یادم میاد اول دبیرستان با دختری بودم چند سال ازم بزرگتر بود همیشه میگفت فرهاد میگفتم جانم میگفت کاش باران ببارد منم میگفتم کاش اما درکی از این باران و حسش نداشتم گذشت و اون دختر از زندگیم رف الان بعد گذشت سالها فقط زیر باران خیس نمیشم اون حسی ک اون زندگی میکرد رو درک میکنم باید عاشقش باشی زندگیش کنی تا بفهمی پس تا وقتی یه چیزو نفهمیدی مسخره ش نکن ... یکی میشینه ب دیدن غروب آفتاب و یاد خاطرات بچگی هایش یکی شب ها حرفاشو به ماه میزنه یکی زیر باران یاد خاطراتش با عشقش یاد قدم زن و بوسع هاش... کاش باران ببارد...
- 1 پاسخ
-
- 8
-
-
-چطوری؟ + (همه جا تاریکه، خونم تاریکه، زندگیم تاریکه، حتی حوصله ی کوچیک ترین کاری رو ندارم، تو اتاقم حبسم و هیچ دلیلی برای ادامه ی زندگیم نمی بینم، از آدمای دورم خسته و فراریم، نمی تونم حرف بزنم، نمی دونم از کجا شروع کنم، سرتا پام رو انرژی منفی گرفته و هرچی دست و پا می زنم توش غرق تر می شم، همه چی رو مخمه، همه رو مخمن، اشتها ندارم، ضعیف شدم، می ترسم، بی دلیل اضطراب دارم، فکر داره مغزمو غارت می کنه، چشمام توانایی دیدن چیزای مثبت و نداره، گوشام حرفای قشنگو نمی شنوه، زبونم نمی تونه حرفای خوب بزنه و توی مغزم برای هیچ چیز زیبایی جا نیست، درسو ول کردم، همه چیو ول کردم، صبحا به زور از تختم بلند می شم، شبا وقتی هوا روشن بشه به زور خوابم می بره، حتی نمی دونم دلیل این وضعیت چیه. تحمل کردن خودم برام سخت شده، نمی تونم گریه کنم، نمی تونم هیچ احساسیو بروز بدم تواناییشو ندارم، مثل یک جنازه متحرکم، کسی نمی فهمه، نمی ذارم کسی بفهمه. خوبم تو چطوری؟
- 1 پاسخ
-
- 11
-
