رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

kambiz_landar

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    5763
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    23

تمامی مطالب نوشته شده توسط kambiz_landar

  1. خیلے قشننگ
  2. kambiz_landar

    به سلامتے

    ب خودت
  3. kambiz_landar

    لالی؛ در قلب بودی؟●

    رو ابرام
  4. kambiz_landar

    لالی؛ در قلب بودی؟●

    مرسے ازت
  5. kambiz_landar

    لالی؛ در قلب بودی؟●

    ھرچے ازش بگذرہ قدیمے نمیشہ این ❤
  6. kambiz_landar

    لالی؛ در قلب بودی؟●

    خیلے قشنگ بوود
  7. kambiz_landar

    لالی؛ در قلب بودی؟●

    لایکے لایککککککککک
  8. kambiz_landar

    لالی؛ در قلب بودی؟●

    خیلے خاطرہ انگیزززز
  9. kambiz_landar

    لالی؛ در قلب بودی؟●

    این اھنگ یادش بخییر
  10. kambiz_landar

    بیز سویشیردیک

    خیلے قشنگ
  11. kambiz_landar

    بیز سویشیردیک

    زیباااا بوود ❤
  12. kambiz_landar

    بیز سویشیردیک

    عالے
  13. kambiz_landar

    بیز سویشیردیک

    لایکے
  14. kambiz_landar

    بیز سویشیردیک

    تنکس
  15. عالے بود
  16. خیلے قشنگ
  17. زیباا بوود
  18. عالے بود
  19. لایکے
  20. خاطرہ انگیز
  21. عالے بوود
  22. زیباااا
  23. عالے
  24. لایکے
  25. kambiz_landar

    عاشقانه ها (عکس و نوشته)

    چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی… عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده .. امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ! و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم! و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست… و غمــت سـهم ِ مــن! دلم بهانه ای میخواهد برای ادامه زندگی… مثل یک بوسه عاشقانه که یادم بیاورد هنوز زنده ام ! راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود ! تو … هیچ کجا نیستی… بهار من مرا بگذار و بگذر رهایم کن برو دلدار و بگذر من عادت می کنم اینجا به غمها مرا پر کن از این اجبار و بگذر… کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” … حتی دوباره لبخند زدن هم دل میخواهد که من دیگر ندارم ! تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز … چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم ! دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی … خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی! نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه دیر آمدی ؛ بودنم در حسرت خواستنت تمام شد … دیار عاشقی هم شهر هرت داره ! خیلی راحت دل می دزدن ، دل می برن ، دل می شکنن … گاهی از خیال من گذر می کنی … بعد اشک می شوی … رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من … به من گفت برو گورِت رو گم کن … و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد ! کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی : “زبانم لال !” اولین خنده ز بی دردی بود آخرین گریه ز بی درمانی من که به هیچ دردی نمیخورم … این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند … من مرده ام … به نسیم خاطره ای ، گاهی تکانی می خورم … همین کاش بودی تا من نیز چیزی برای از دست دادن داشتم … استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید … شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی ! من از دوری تو منقرض شدم … چند تکه از تو پریشان افتاد ته فنجانی که فالم را می گرفت… می گفت آرام نیستی و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد… شبانه هایم برای تو عشق هم… خاطره ی مُرده ای باشد برای وقت های کسالت شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم… به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت ! نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم ! درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو ! استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو ! من ماندم و حلقه طنابی در مشت با رفتن تو به زندگی کردم پشت بگذار فردا برسد می شنوی دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت
×
×
  • اضافه کردن...