بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
5763 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
23
تمامی مطالب نوشته شده توسط kambiz_landar
-
آهــنــگ_شاد آهـــــــنگ امشو شوشه یارم پر از جونه سندی 🎵📣
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ قدیمی
خاطرہ انگیز- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
آهــنــگ_شاد آهـــــــنگ امشو شوشه یارم پر از جونه سندی 🎵📣
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ قدیمی
قشنگ- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
آهــنــگ_شاد آهـــــــنگ امشو شوشه یارم پر از جونه سندی 🎵📣
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ قدیمی
خیلے عالے بود- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
آهــنــگ_شاد آهـــــــنگ امشو شوشه یارم پر از جونه سندی 🎵📣
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ قدیمی
لایک لایکے- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
سایت خبری افغانی طلوع نیوز نوشت: یک مرد دخترک هشت ساله اش را در ولسوالی شولگره ولایت بلخ به شوهر داد. این دخترک مینه نام دارد و سه سال پیش مادرش را از دست داده است. پدر این دختر می گوید که ناداری وی را ناگزیر ساخت تا کودکش را به شوهر بدهد و با پولی که از شیربهای مینه به دست می آورد خودش نیز ازدواج کند. پسری که مینه با وی ازدواج کرده است دوازده ساله است. "هنوز برای ازدواج خیلی کوچک است، شاید این ازدواج را بخشی از بازی های کودکانه اش میداند، بی خبر این که قربانی شده است، رخت عروسی بر تنش کرده اند، به نگاه های معصومانه اش هم رحم نکردند. شاید با این ازدواج آرزوهای بزرگش را کنار بگذارید آرزوهای کودکانه اش هم قربانی شدند. مینه پنج ساله بود که مادرش تنهایش گذاشت، اکنون سایه پدر را بر سر ندارد، پدرش برای اینکه پول زن گرفتنش را به دست بیاورد، دخترک هشت ساله اش را در بدل یک صد و ده هزار افغانی به شوهرداد. مومن، پدر مینه می گوید که: "مه از ملا ها پرسیدم که مه در به در استم زندگی ام خراب است آیا دخترم به شوهر بتم یا نه گفتند که بلی چون زندگی تو خراب است نیاز داری به پول و با این کار زندگی ات سروسامان می گیره بتی بعد مه این دخترک مه به شوهر دادم". سردار دوازده سال دارد، او نیز از ادواج چیزی نمی داند، پسرک هنوز غرق در جهان کودکانه اش بود که جامعه دامادی بر تنش کردند. سردار که داماد است، می گوید که: " میخواهم یک زندگی خوشی را داشته باشم یک زندگی خوش". مادر سردار می گوید که: "چون دخترک ده کوچه مانده بود کسی را نداشت که از وی مواظبت کند ما او را به بچه خود دادیم که با خودمان باشد بزرگ شود و راحت شود". ازدواج از زوج کوچک برخلاف قانون و آموزه های دینی گفته شده است و در واقع این نشانه بارز خشونت در برابر این کودک است، و اما ملایی که عقد این زوج را بسته است در این خشونت نقش دارد، اما این ملا چنین می گوید. مولوی قیام الدین، امام مسجد جامع حضرت حمزه ولسوالی شولگره بلخ می گوید که: " ده شریعت گفته دختری که صغیر باشد پدرش وکیل است اگر اجازه داشته باشد عقد وی میشود". ازدواج این دو کودک بسیاری از باشنده گان ولسوالی شولگره ولایت را شگفتی زده ساخته است و نکوهش و انتقاد بسیاری از فعالان حقوق زن را به همراه داشته است. ازدواج کودکان در کشور بسیار دیده شده است و شمار زیادی از کودکان قربانی سلیقه ها مصلحت های خانواده های شان شده اند، بسیاری از این گونه ازدواج ها در بخش های دور دست کشور رخ می دهند، از همین رو آمار دقیقی در این باره وجود ندارد. اما کارشناسان می گویند که آینده بسیاری از این ازدواج ها سیاه روزی و بدبختی استند و زنده گی پر از رنج و بی علاقه گی و این همه را سنت های ناپسند حاکم در جامعه به بار می آورد، فرهنگی که هنوز هم در بسیاری از بخش های کشور پررنگ تر از قانون و دین حاکمیت می کند.
-
- 5
-
-
-
فیلم فیـلم عروسی شاتگان (Shotgun Wedding) 📽
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : سینما و تلویزیون
لااایک فراوان- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
فیلم فیـلم عروسی شاتگان (Shotgun Wedding) 📽
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : سینما و تلویزیون
مرسے مرسے- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
این فقط یک داستانه دوست گلم تا اخرش بخون (حتي اگه برات تكراريه) و در قسمت نظرات یک جمله به دلخواه به تمام مادران دنیا تقدیم کن. مادر من فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت یک روز اون اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟ به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم و فورا از اونجا دور شدم روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یک چشم داره! فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم. کاش زمین دهن وا میکرد و منو ، کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد روز بعد به مادرم گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا از پیش من نمی ری ؟ ولی مادرم هیچ جوابی نداد.... حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم، چون خیلی عصبانی بودم. احساسات مادرم برای من هیچ اهمیتی نداشت دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم اونجا ازدواج کردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی از زندگی، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو وقتی مادرم ایستاده بود دم در، بچه های من به اون خندیدند و من سر مادرم داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا اونم بی خبر ؟؟ سرش داد زدم، چطور جرات کردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟! گم شو از اینجا! همین حالا اون به آرامی جواب داد، اوه خیلی معذرت میخوام. مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد یک روز، یک دعوت نامه از ایران اومد در خونه من در سنگاپور برای شرکت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری به ایران میرم بعد از مراسم، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون( یهنی خونمون تو ایران ) البته فقط از روی کنجکاوی همسایه ها گفتن که مادرم مرده ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم همسایه ها یک نامه به من دادند که مادرم ازشون خواسته بود که به من بدن این بود نامه مادرم : ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فکر تو بوده ام. منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای ایران ، ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تو رو ببینم وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی، تو یه تصادف، یک چشمت رو از دست دادی به عنوان یک مادر، نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم !!! بنابراین چشم خودم رو دادم به تو برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه با همه عشق و علاقه مادر یک چشم تو ... جانم فدای مادر عزیزم
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدامیک را انتخاب میکنید؟ الف : خرگوش ب : گوسفند پ : گوزن ت : اسب 2- به آفریقا رفتهاید. به هنگام بازدید از یکی از قبیلهها، آنها اصرار میکنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب میکنید؟ الف : میمون ب : شیر پ : مار ت : زرافه 3- فرض کنید خطای بزرگی انجام دادهاید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب میکنید؟ الف : سگ ب : گربه پ : اسب ت : مار 4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب میکردید؟ الف : شیر ب : مار پ : تمساح ت :ک.و.س.ه 5- یک روز، با حیوانی برخورد میکنید که میتواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان میخواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟ الف : گوسفند ب : اسب پ : خرگوش ت : پرنده 6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب میکنید؟ الف : انسان ب : خوک پ : گاو ت : پرنده 7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دستآموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب میکردید؟ الف : دایناسور ب : ببر پ : خرس قطبی ت : پلنگ 8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در میآمدید، کدامیک را انتخاب میکردید؟ الف : شیر ب : گربه پ : اسب ت : کبوتر تحلیل: 1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید. الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن ب: گوسفند– مطیع و گرم پ: گوزن– زیبا و آداب دان ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بیبند و بار و آزاد هستند. 2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است. الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید. ب: شیر- سرراست، صاف. و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد. پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند. 3- دلتان میخواهد معشوقتان چه عقیدهای درباره شما داشته باشد. الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم ب: گربه- شیک و زیبا پ: اسب- خوش بین ت: مار- انعطافپذیر 4- چه اتفاقی باعث میشود که شما رابطهتان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید. الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمیدانید چگونه او را خوشحال کنید. پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل ت:ک.و.س.ه- ناامن 5- دوست دارید چه نوع رابطهای با او برقرار سازید. الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه میخواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلبها. ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد. پ: خرگوش- رابطهای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید. ت: پرنده- رابطهای پایدار و طولانی و بالنده 6- آیا به او خیانت می کنید. الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام میگذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمیکنید. ب: خوک- نمیتوانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت میکنید. پ: گاو- خیلی سعی میکنید که چنین کاری نکنید. ت: پرنده- شما هرگز نمیتوانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمیخواهید تعهدی بپذیرید. 7- درباره ازدواج چه فکر میکنید. الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر میکنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد. ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر میکنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی میدارید. پ: خرس قطبی- شما از ازدواج میترسید، فکر میکنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت. ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بودهاید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید 8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر میکنید. الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و میتوانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمیافتید. ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر میکنید عشق چیزی است که میتوانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید. پ: اسب- شما نمیخواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر میکنید
-
- 1
-
-
دوست دارے چے تو زندگیت داشته باشے که الان ندارے؟ دوست دارے چے تو زندگیت نداشته باشے که الان دارے؟چے آزارت میده؟
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
خیلے قشنگ بود
-
خیلے عالے بود
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
مرسے از مطالب خوبتون
- 6 پاسخ
-
- 1
-
-
خیلے زیباااااا
- 6 پاسخ
-
- 1
-
