رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

kambiz_landar

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    5763
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    23

تمامی مطالب نوشته شده توسط kambiz_landar

  1. این مطلب ترجمه یک مقاله عربی بوده و متاُسفانه حروف {پ} {ژ} {گ} و {چ} رو نداره الف)خوش رفتار و در باطن میانه رو و ملاحظه کار و خونگرم است و با همه کس زود دوست می شود . پیراهن سیاه برای او نامبارک است .هر چه را طلب کند زود بیابد و بیماری او همیشه در باد قولنج گردن و پهلو است . ب ) زیبا و با محبت و رفیق باز و مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند ت ) خوش چهره و خوش اخلاق، کم خواب و هرگاه مرتکب گناه می شود سریع توبه می کند و اگر دل کسی را به درد آورد در پی آن است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی می کند . ث ) ثابت قدم و پراراده و در هر کاری ولی گیرا است خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او بلند است و هرگز محتاج نخواهد شد . ح ) خوش اخلاق و با محبت ، او همیشه از دردشکم رنج می برد و این بیماری هرچند وقت یکبار به سراغ او می آید چهره او یا سیاه چهره و قوی استخوان یاسفید پوست و بزرگ اندام . ج ) خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه می دارد و اغلب در بحث و جدل و جنگ به پیروزی می رسد. خ ) زیبا با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و مدام سعی می کند که رزقش زیاد شود فردی است تنبل و در کارها و باید این کاررا ترک کند تا در زندگی موفق و پیروز شود . د ) پرفکر و بشاش و زیبا چهره و جنگجو است وقدر مال دنیا رانمی داند و همیشه در حال ولخرجی است . ر) او فردی است خوش اخلاق، میانه رو، آتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بدگویی می کنند. او فردی است طمعکار، زیبا چهره، خوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد می رسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است. ز ) با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است گاه از بیماری در ناحیه سر وزانو در عذاب می افتد و نسبت به زندگی دلسرد می شود . س ) پر استعداد و با سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور است هر کاری که میل داشت انجام می دهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر می برد . در نظر دیگران پر هیبت است . ش ) مشفق و مهربان ، جنگجو و عصبانی ، خونگرم ، زبان او تلخ است . اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ می ماند و بسیار لجباز است . ص ) حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را از او در میان بگذارد سریع باور می کند . نترس و با محبت و همیشه در حال ترقی و تفکر است . ض ) خوش اخلاق ، زیرک و دانا ، کینه توز ، نگرانی خود را در ظاهر بروز نمی دهد ، کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق است و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند او فردی زرنگ است . ط ) پاک و خوش اخلاق و خوش گذران و خونگرم و پیراهن سیاه براو خوش یمن است . ظ ) ظاهر و باطنش یکی است و خشک و مقرراتی است و اطرافیان پشت سراو بدگویی می کنند در اعضای بدن خالی دارد که نشان اقبال است . ع ) بلند مرتبه و پرگذشت، خوش اخلاق ، بخشنده ، مقرراتی ، خشک ، او هرگز قدر مال دنیا را نمی داند متعصب و در اول زندگی رنج بسیاری می کشد زیرا قدر مال دنیا را نمی داند . غ ) با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس ناامیدی می کند گاه در فکر فرو می رود و به گذشته و آینده خود می اندیشد ، زندگی را با صلح و صداقت دوست دارد . ف ) آتش مزاج و تند خو ، زیبا چهره ، جنگ جو ، خون گرم ، نترس ، هرچند وقت یکبار مریض می شود در زندگی چند بار شکست می خورد ولی در آینده به مقام و منزلت خوبی می رسد. ق ) توانا ، زیرک ، دانا ، و درهرکاری نقشه بسیار می کشد و موفق می شود هم زییابست وهم خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد می کند . ک ) خوش اخلاق ، زیرک ، دانا ، خشک و مقرراتی ، زبان او تلخ است قادر است با یک کلمه حرف ، دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت است. ل ) زیبا چهره ، خوش اخلاق ، یکدانه ، همیشه جدایی اختیار می کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند . م ) با محبت، خون گرم ، و نترس ، همیشه اطرافیان پشت سرش بدگویی می کنند و در روبرو از او تعریف می کنند . فردی است خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود در تمام کارها تقاضای کمک می کند . گاه تنبلی می کند. ن ) خوش اخلاق ، کینه توز ، دم دمی مزاج است ، گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات مقرراتی وخشک می شود همچون قاضی است و در حقوق خود و دیگران به میزان برخورد می کند. و ) به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور می شود و پشت سربدگویی می کنند. هـ ) همیشه اطرافیان را امرونهی کند و زیبا چهره و تند خو و آتشی مزاج وطبع او گرم است. ی ) پرفکر و زیبا و با هرکس درافتد بر او غالب می گردد . دم دمی مزاج است و گاهی بسیار خوب و گاه خشک و مقرراتی است . او فردی است چهارشانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج می برد.
  2. kambiz_landar

    چه رنگے را دوست دارید .

    سلام چه رنگے را دوست دارید:
  3. فرانسه: پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم! دختر: با کمال میل موسیو! ایتالیا: پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم! دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با کمال میل می پذیرم! انگلیس: پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم! خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم! دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم! ایران: پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ... پـــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ... ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ... ســــــــــــس ... ســـــــــــــــــــــــــــــــــــس ... پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ... هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ! دختر: خفه شو! کصافطِ عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس! شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی! ساعت 10 زنگ میزنم!
  4. kambiz_landar

    13 راز عشق

    خدا قوت پہلوان
  5. kambiz_landar

    13 راز عشق

    خاھش ھر چند بہش اعتقاد ندارے ولے خوشحالم کہ لایک مےکنے
  6. خب بدوووووو ۱ ۲ ۳ شروع
  7. kambiz_landar

    13 راز عشق

    . راز عشق در تواضع است . این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد. 2. راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند . اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ، با احترام به نظریاتش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد . 3. راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید . عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است . 4. راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند ، کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ، لبخندی از روی محبت . نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد. 5. راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید . بذر علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که زیبایی بروید . ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود . برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد . 6. راز عشق در خوش مشربی است . شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن مراقب شوخی هایت هم باش . شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن نیت باشد ،نه نیشدار . 7. راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری . آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست ؟ 8. راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ، و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری . با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند . قلبت را آرام کن . تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها را آنگونه که هستند ، در یابی . 9. راز عشق در این است که طرف مقابلت را تحسین کنی . هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را می داند ،از تحسین غافل نشو . مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت بگویی : دوستت دارم . گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند . . راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید . کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید . 11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ، سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود تار های صوتی را آرام و رها نگه دار . اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ،آن صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد . 12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ، زیرا چشم ها پنجره های روح هستند . اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی. 13. راز عشق دراین است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ، زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .
  8. ان شاللہ ھمیشہ سر شاد و سر زندہ ببینمت دوست عزیزم⚘
  9. kambiz_landar

    دوست دختر چیست؟(طنز)

    دوست دختر چیست؟(طنز) دوست دختر چیست؟(طنز)-دوست دختر موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است - مانتو جین کوتاه و تنگ - شلوار از این کوتاها!!! - سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد) - ابروی تراشیده و تاتو شده - لنز زیبایی آبی یا سبز - زلف طلایی مش شده !!! هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست پسرش و او نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!! این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند . برای به دست آوردندوست دختر به موارد زیر نیاز دارید: - یک عدد کاغذa4 - یک عدد خودکار طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را ۱۸۰ درجه سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و روی نوک بالایی پاره خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم : بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان) حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید تاثیر به سزایی در تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های دیگری نیز وجود دارد مانند: - در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف - جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف - زنگ زدن به ۱۱۰ توسط او - جیغ زدن - نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و… این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد این موجود زیبا بسیار احساسی بوده پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشودسعی کنید باملایمت زیاد با او رفتارکرده تا عشق را تجربه کنید.
  10. kambiz_landar

    مرگ به چشمت چیه؟ازمرگ میترسے؟

    خوب قبل ازرفتن جواب بدین البته صادقانه
  11. می خواهم فاحشه بشوم... مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ " و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده " مهندس هوا و فضا " ، " پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش MBA است " " دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد " و ... . ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده . " خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست . ... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند . تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند . من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند نظر ولایک يادتون نره!!!!!!
  12. kambiz_landar

    نفر قبلے خود را تعریف کنید

    خودممم ک
  13. از آغاز داستان هردو به اندازه اے دوست بودن اما دختر با دست كم گرفتن و بازيچه كردن حتے تمايلے به ديده شدن هم نداشت پسر نيز در اين داستان فداكارانه حقيقت و مرام را نشان داد بالاخره دلش را زد و دختر هم باور نكرد بخاطر همين خيانت و باور اشتباه سهم دختر مے باشد.
  14. دختر در نهایت خداحافظے نکرد ، چون نمے خواست آن لحظه پایان رابطه شون باشه پسر باید بیشتر به دختر فرصت مے داد شاید 10 روز یا بیشتر هیچ کدام خیانت نکردند این جوابم منطقیہ
  15. خب احساس بين دختره و پسره فقط يه وابستگے بوده كه خب واسه پسره شديد تر بوده و دوس داشتن يا عشقے اين وسط نيست كه بخواے اسمشو خيانت بزارے اینم ھست
  16. فک کنم دختره خیانتکار بود.‌آخه پسره تمام تلاشش رو واسه نگه داشتن دختره کرد
  17. این روزها داشتن یک دوست خوب و آدم مطمئنی که حرف دلت را بشنود، نعمت بزرگی است و باید قدر آن را دانست. آیا تاکنون فکر کرده‌ایم که در اوج لحظه‌های تنهایی، چه کسی می‌تواند آرامش‌بخش زندگی باشد؟ دیروز خیلی کلافه بودم. دلم می‌خواست با یک نفر حرف بزنم. داشتم توی گوشی‌ همراهم شماره آدم‌ها رو نگاه می‌کردم که چشم به اسم یکی از دوستان افتاد. پیامکی زدم و گفتم دلم گرفته، پاسخ داد: «این که غصه نداره! به این شماره زنگ بزن، فقط نپرس کیه که نمی‌گم. اگر زنگ بزنی خیلی خوشحال می‌شه، سلام من رو هم برسون». اولش دو دل بودم اما دل را زدم به دریا و شماره‌ای که نوشته شده بود را گرفتم. صدایی آن سوی خط گفت: «زائر گرامی! پس از عرض سلام به محضر مبارک امام رضا علیه‌السلام، به روضه منوّره مرتبط خواهید شد، اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی(ع).» ارتباط با حرم مطهر امام رضا(ع) شماره تلفن: ۰۵۱۱۲۰۰۳۳۳۴ احساس می‌کرم دستانم به پنجره فولاد رضا علیه‌السلام گره خورده است و حضرت از پشت شبکه‌های پنجره فولاد، دستان مرا به گرمی می‌فشارد. دیگر بهتر از این نمی‌شد، ذوق‌زده شده بودم! تجربه این لحظه ناب، شگفتی خاصی برایم داشت و شاید آرزوی هر عاشقی باشد که بخواهد عاشقانه و عارفانه با مولای خویش سخن بگوید. انگار امام رئوف داشت حال مرا می‌پرسید… این صدای من نبود که می‌آمد، صدای دلم بود که داشت با پنجره فولاد ثامن الحجج علیه‌السلام درد دل می‌کرد. یا ضامن آهو! دعا کن برایمان که دل در گرو مهر تو بسته‌ایم. بهترین دوست ما امام رضاست نظر بدید بای
  18. پسری بود که وبرای فراموش کردن خاطرات گذشته خودشو با چت کردن سرگرم میکرد تا اینکه در یک شب یک اتفاق خاص رخ میده اون اتفاق، اشنای با یک دختر بود که به نظر پسر خیلی صادق و ساده به نظر میرسید و برای دختر هم حرفای پسر خیلی جالب بود برای او صداقت مهم ترین چیز بود دختر از حرفهای پسر خوشش اومده بود و با هم به گفتگو پرداختن شب اول اشنایی این دو بسیار جالب و بیاد موندنی بود و... شب اول اشنایی به پایان رسید و پسر هر شب برای سرگرمی وفرار از تنهای به چت روم میرفت تا اینکه بعد از چند شب دختر دوباره به چت روم اومد و دو باره این دو با هم برخورد کردن و به چت کردن پرداختن ولی این بار از شب اول کاملا متفاوت بود پسر دختر رو ابجی صدا میکرد که دختر از این کلمه خیلی نارحت میشد و دوس نداشت ابجی صداش کنه از اون شب باهم قرار گذاشتن که ساعت تعیین کنن و سر ساعت هر دو به چت روم بیان ملاقات های چتی این دو به بیشتر از 10 یا 12 بار نرسید که دختر ، پسر رو ترد میکرد و چند روز باهم چت نکردن اما بعد چند روز دوباره باهم به چت کردن پرداختن پسر دخترو دیگه به عنوان ابجی دوسش نداشت و ان رو به عنوان یک دوست، دوستش داشت ...بین این دو یه وابستگی جزئی به وجود اومده بود دختر از پسر درخواست کرد که عکس شو ببینه به دلیل اینکه شهر های این دو خیلی از هم دور بود دختر با دیدن عکسهای پسر از پسر خوشش اومده بود اما میگفت اصلا به تیپ من نمیخوری اما ازت خوشم اومده چند هفته نگذشته بود که دوباره دختر پسر رو تردش میکرد پسر علاقش به دختر زیاد شده بود... اما دوباره از هم جدا شدن اما این جدایی چند روز طول نکشید که دوباره باهم اشتی کردن دختر و پسر وابستگیشون شدید شده بود این وابستگی برای پسر بیشتر بود به طور که هر موقع باهم چت میکردن اصلا دوست نداشت که خداحافظی کنه پسر از دختر خواست که عکسی از خودش بفرسته اما دختر منکر این کار شد و گفت من به تو اعتماد ندارم این حرف خیلی پسر رو نارحت کرد اما دختر میگفت من به تو وابسته شدم و دوستت دارم ولی برای پسر این یه سوال بود که اگه اون میگه دوسم داره پس واسه چی به من اعتماد نداره پسر دوست نداشت دختر رو نارحت کنه و دوست داشت همیشه اونو شاد ببینه و پسر با اینکه کسل و نارحت بود اما دوست نداشت نارحتیشو به دختر انتقال بده و اون رو هم نارحت کنه دوستی این دو داشت خیلی خوب پیش میرفت تا اینکه یک روز دختر پیشنهاد جدایی داد پسر که اصلا دوست نداشت تن به این جدایی بده اما باز هم قبول کرد و گفت این دفعه که برم دیگه نمیام چت روم وباهم خداحافظی کردن برای همیشه پسر در اخر جمله خداحافظ یش شعر نوشت با این موضوع که (خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد...) و پسر رفت ، اما دختر تازه فهمیده بود که چه وابستگی شدیدی بین اون و پسر به وجود اومده ، دختر به دنبال پسر میگشت تا پیداش کنه و بهش بگه که دوست دارم اما پسر دیگه نمیومد چت روم چون به دختر قول داده بود که دیگه نیاد چت روم ، دختر احساس میکرد که به پسر خیانت کرده وبرای پسر pm میذاشت اما کسی نبود که جواب بده ، دختر هرروز به چت روم میرفت تا شاید پسر برگرده اما از پسر خبری نبود دختر با پسری اشنا شد که فکر میکرد اخلاقش شبیه پسره و داستان خودشو واسه دوست جدیدش گفت و... از جدایی دختر و پسر 10 روز میگذشت که پسر دیگه تحمل این جدایی رو نداشت و به چت روم اومد و با pmهای دختر مواجه شد با این که پسر دوستی رو بهم نزده بود ولی پسر معذرت خواهی کرد و به دختر گفت که خیلی دوستت دارم و... فردای اون روز دختر و پسر برای بار سوم اشتی کردن دختر دیگه دوس نداشت پسر رو نارحت کنه و دوس نداش از پسر جدا بشه اما این اشتی زیاد طول نکشید و دوباره دختر دوباره شروع به ترد کردن و تموم کردن دوستی کرد این بار پسر برای راحت گذاشتن دختر و به قول خودش محبت کردن به دختر اون هم از روی دوست داشتن پیشنهاد جدایی رو داد و یه شماره از خودش گذاشت و به دختر گفت هر موقع به من اعتماد کردی با من تماس بگیر و خداحافظی کرد دختر مونده بود چی بگه و هیچی هم نگفت بدون خداحافظی رفت پسر در اخر حرفاش نوشت چقدر سخته کسی که خیلی دوسش داری و دوس نداری نارحتی شو ببینی حتی باهاد خداحافظ هم نکنه در اخر نوشت هیچ وقت فراموشت نمیکنم و پسر رفت... ! به نظر شما توی این داستان پسر خیانت کرد یا دختر؟؟
  19. خوشبختے رو توے چے میبینے ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
  20. kambiz_landar

    اسمتون به کره ای چی میشه؟

    برای ما که کره ای نیستیم به این طریق اسم انتخاب میکنن اول ببینید متولد چه ماهی هستید -مثلا سال 1992- بعد آخرین عدد سال تولدتون رو توی جدول زیر پیدا کنید این میشه فامیلی تون Park:0 ۱:kim ۲hin ۳:choi ۴ong ۵:kang ۶:han ۷:lee ۸ung 9:jung برای فهمیدن اسم وسطتون باید شماره ماه تون به میلادی رو نگاه کنید مثلا مهر میشه 10 ۱:yong ۲:ji ۳:je ۴:hye ۵:dong ۶ang ۷:ha Hyo:8 ۹oo ۱۰:eun ۱۱:hyon 12: rae خوب برای فهمیدن اسم اخرتون هم روز تولدتون به میلادی هست. به مثال ۳۰ ۱:hwa ۲:woo 3: joon 4:hee Kyo:5 6 : kyung 7:wook 8:jin 9:jae 10:hoon 11:ra 12:bin 13un 14:ri ۱۵oo 16:rim 17:ah 18:ae ۱۹:neul ۲۰:mun 21:in ۲۲:mi ۲۳:ki ۲۴ang ۲۵:byung ۲۶eok ۲۷:gun ۲۸:yoo ۲۹up ۳۰:won 31ub الان مثال من که گفتم میشه shin eun won اینجا shinمیشه فامیلی_eun wonمیشه اسم کوچیک منتظر مطالب دیگه ای که میذارم باشید
  21. بہ وجودت
  22. کمکش نمیکنے ینے
  23. kambiz_landar

    بیاید اعتراف کنید

    وخیلے دوست داشتنے ھستے
×
×
  • اضافه کردن...