رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

kambiz_landar

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    5763
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    23

تمامی مطالب نوشته شده توسط kambiz_landar

  1. kambiz_landar

    طرز فکر دخترا و پسرا

    در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟ دختر:یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به حدر نره پسر:یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال ۲.تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه... دختر:مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه. پسر:اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه. و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی ۳.تو مغازه لباس فروشی... دختر:دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن. پسر:لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره ۴.وقتی از یکی بدشون بیاد... دختر:سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه پسر:تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه. ۵.وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)... دختر: می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدی که خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن. پسر:با 20 سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل بی خود بحث می کنن ۶.اگه بعد از مدتی هم رو ببینن... دختر:تا همدیگرو میبینن یه احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن(انقد که مهربونن) پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ(انقد که بی احساسن) ۷.وقتی می رن کتابخونه... دختر:دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه. پسر :تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه ۸.وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط... دختر:روزی 5 ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره(ماشالاه هوش دخترا زیاده) پسر:روزی 29 ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم ۹.وقتی می خوان ورزش کنن... دختر:با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن پسر:خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه ۱۰.وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن... دختر:میگه ایول عجب ماشینیه!مبارک صاحبش پسر:با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه
  2. طنز موتور گازی با بنز یارو نشسته بود پشت بنز اخرین سیستم داشت صدو هشتاد تا اتوبان میرفته یهو میبینه یه موتورگازی ازش جلوزد خیلی شاکی میشه پارو میزاره رو گاز باسرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خرم میشه یهو میبینه دوباره موتور گازیه قییییییژ ازش جلوزد دیگه پاک قاط میزنه پارو تا ته گاز میگزاره روگاز با دویست چهل تا از موتوره جلو میزنه همینجور با اخرین سرعت میره یهو میبینه موتور گازی مثل تیر از بغلش رد میشه طرف کم میاره راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه توتایی وامیستن کنار اتوبان یارو پیاده میشه میره جلو موتوریه میگه.. اقا تو خدایی ! من مخلصتم فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده نفس زنان میگه..والله...داداش... خدا پدرت و بیامرزه که وایستادی...اخه کش شلوارم گیر کرده به ایینه بغلت!!! . . . . . به شخصی گفتند زود باش زود باش چشن عروسی شروع شده میگه به من چه به او گفتند عروسی پسر خودت است طرف به یارو گفت پس به توچه . . . . . هم کلاسی خوشگل اوایل ترم بود. صبح زود بیدارشدمکه برم دانشگاه. چون عجله داشتم به جای5000تومنی یه پونصدیاز کشو برداشتم و زدم بیرون.سوار تاکسی که شدم دیدم اووووووووف یکی ازدخترای خوشگل کلاس جلو نشسته بود یه کمکه گذاشت گفتم بزار کرایشو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد باصدایی که دورگه شده بود پونصدی رودادم به راننده گفتم کرایه خانم روهم حساب کنید دختر برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه اجازه بدین خودم حساب میکنم واینحرفا.منم که عمرم این موقعیت واز دست نمیدادمو کوتاه نمی اومدم میگفتم به خدا اگه بزارم تمام این مدت دستمو دراز جلوی راننده همه شم میدیدم نیش راننده بازه.خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم بعدش گفت چطوره با این پونصدی کرایه بقیه رو هم تو حساب کنی!یهو انگار فلج شدم.اخه پول دیگه ای هم نداشتم!الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشی تابلو که دیدم خانم خوشگله کرایه جفتمونو حساب کرد!ولی از خند داشت میترکید تو کلاس داشت گریه ام میگرفت که اس ام اس داد گفت پیش میاد عزیزم ناراحت نباش!م.افقی نا هارو باهم بخوریم؟ حالا من بیچاره شارژم نداشتم جواب بدم خلاصهعین اسکلا ایت قد بهش زل زدم تا نگاهم کنه و گفتم باشه این شد که ما چند ماه دوستیم ولی یه بار که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسم منو (مستضعف)سیو کرده! . . . . . . یک روز یک دختر کوچک در اشپزخانه نشسته بود وبه مادرش که اشپزی میکرد نگاه می کرد ناگهان موتوجه چند تارموی سفید در بین موهای مادرش شد از مادرش پرسید چرا بعضی از موهای شما سفیده؟ مادرش گفت هر وقت تو یک کار بد میکنی باعث ناراحتی من میشوی یکی از موهایم سفید میشود دختر کوچولو کمی فکر کرد گفت حالا فهمیدم چرا همه ی موهای مادر بزرگ سفید شده!!! . . . . عکاس سر کلاس درس اومده بود تا از بچه ها عکس بگیره معلم داشت همه ی بچه هارو تشویق میکرد که دور هم جمع شوند معلم گفت ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتی همه تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگویید این احمده الان دکتره یا اون مهرداده الان وکیله. یکی از بچه ها از ته کلاس گفت این هم اقا معلمه الان مرد . . . . . تموم شد . راستی سپاس ونظر فراموش نشه:cool
  3. خیلے کارا
  4. kambiz_landar

    دلتنگی

    لایکے
  5. خیلے باحال بود
  6. قشنگ گفت
  7. واقعااا۔ چراااا
  8. kambiz_landar

    دلتنگی

    لایکییییے
  9. kambiz_landar

    طنز🤣

    خخخخخخخخخخخخخخخ
  10. kambiz_landar

    فرق فاسد و مفسد!

    لایکے
  11. لایکے
  12. تو اطلاعیہا ھست خووو
  13. شیرینے دادن کل میہن ک از قیمت ماشین بیشترتر میشہ
  14. kambiz_landar

    حکایت

    خیلے حق
  15. خیلے خوشحال شدم ب لطف خدا بود ک موفق شدم ایشاللہ شمام اوکے بشے
  16. خب با نیت و انرژے خالص برو تو کارش جورے ک افکار منفے نیان طرفت ھمش ب فکر این بش اسمت در میاد من اینکار کردم جواب داد
  17. kambiz_landar

    انسانیت

    لایکے ھمیشہ
  18. kambiz_landar

    انسانیت

    بہ وجودت
  19. kambiz_landar

    شعر بد(+18)

    ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﯾﺘﻤﯿﮏ ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ ﻭ ﺟﺎے ﺧﺎلے ﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﭘﺮ ﮐﻨﯿﺪ . ﺗﻮ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺷﺨﻤﻢ ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻧﻤﻴﺪﻩ ﺑﻪ ...... (ﮔﺰﯾﻨﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩے : به ﻣﻦ ﭼﻪ) ﻣﻦ ﻣﺜﻞ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﺗﻮ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻳﻢ ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ ﺩﺱ ﺑﺰنے ﺑﻪ ...... (ﮔﺰﯾﻨﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩے : ﮔﻮﺷﻢ!) ﮐﻤﺘﺮ ﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊے ﭘﺎﮎ ﺑﺰﻥ ﺯﺍﻧﻮ ﺑﺰﻥ ﻳﻪ ﮐﻢ ﺑﺮﺍﻡ ........ ( ﺷﻌﺮ ﺑﺨﻮﻥ!) ﺍﻳﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮐﻪ خیلے ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﻳﺮﻩ ﺍﺯ ﺻﺐ ﺗﺎ ﺷﺐ ﻫﻤﺶ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ... (ﺩﺭﺳﻪ! ) ﺭﻓﻴﻖ ﻣﻦ ﻫﻤﺶ ﺣﺮﻑ ﺣﻖ ﺑﺰﻥ ﺻﺎﺑﻮﻧﻮ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ......... ( ﻟﻴﻒ ﺑﺰﻥ! ) ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺟﻪ ﻧﻮﻥ ﻣﻴﺪﺍﺩﻡ ﺗﻮ ﺯﻳﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ............ ( ﻣﻴﻨﺸﺴﺘﻢ! ) ﻳﻪ ﮐﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﻮﺍ ﺗﻨﻔﺲ ﺑﮑﻦ ﺷﺒﻬﺎے ﺟﻤﻌﻪ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ ........... ( ﺩﻋﺎ ﮐﻦ! )
      • 1
      • Haha
  20. اونقد دلم میخواد اون کسایے رو ک الان مد نظرم هستن رو کتک بزنم اخ ک دلم خنک مشه..
×
×
  • اضافه کردن...