رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

kambiz_landar

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    5763
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    23

تمامی مطالب نوشته شده توسط kambiz_landar

  1. kambiz_landar

    از یه جایی به بعد

    لایکییی
  2. kambiz_landar

    از یه جایی به بعد

    خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی عالییی
  3. kambiz_landar

    از یه جایی به بعد

    خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی جااااااااالب
  4. kambiz_landar

    از یه جایی به بعد

    لاییییییییییییییییییکیییییییییی
  5. kambiz_landar

    اتمام رابطه

    زیییییییییییییییییبااااااااااااااااااااااااااااااااااا
  6. kambiz_landar

    اتمام رابطه

    خییییییییلیییییییییییییییییییییی حقققققققققققققققق
  7. kambiz_landar

    اتمام رابطه

    عااااااااااااااااااااااااااااالی بووووووود
  8. kambiz_landar

    اتمام رابطه

    للللااااااااااایکییییییی
  9. kambiz_landar

    متولد کدوم ماهی؟

    ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه سوووووووووووورررررر
  10. kambiz_landar

    متولد کدوم ماهی؟

    اردیبهشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
  11. دلمممممم میخاد بکشمممممممممممممممش
  12. خیلی فکککککررررراااااااای خطری
  13. kambiz_landar

    ما موندیم و...(18+)

    ما ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﻭ ... ✔!!! ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺗﺰﯼ !! ﺑﯿﺲ ﭼﺎﺭﯼ ﺯﯾﺮﻩ ﻋﻤﻞ !! ﺁﻗﺎ ﺯﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺎﺯ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺯﯾﺮ ﮐﻤﺮ !! ﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﻭ !!!... ﺧﺎﻧﻮﻣﺎﯼ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺍﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻧﺘﺮﺱ !! ﭘﺴﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﻏﯿﺮﺕ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﺳﺖ !! ﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﻭ !!!... ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺲ ﻧﺎﻟﻪ !! ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺍﻩ ﺁﺯﯾﺘﺎ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻭ ﻓﺮﻧﮕﯿﺲ ﻭ ﮊﺍﻟﻪ !! ﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﻭ !!!... ﺟﯿﺒﻬﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﯿﭗ ﻭ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﮔﻠﺰﺍﺭﯼ !! ﺗﻪ ﻋﺸﻘﺎ !!porne ﺟﻮﻭﻧﺎﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﮔﻠﻨﺎﺭﯼ !! ﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﻭ !!!... ﮔﺸﻨﻪ ﺧﻮﺍﺑﯽ !! ﺑﯽ ﭘﻮﻟﯽ ﻭ ﭼﺮﺍﻏﺎﯼ ﺧﺎﻣﻮﺵ !! ﯾﻪ ﻣﺸﺖ ﻧﻮﺳﺘﺎﻟﻮﮊﯼ ﭼﺮﺕ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ !! ﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﻭ !!!... ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺷﮕﻼﯼ ﻏﻤﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ !! ﻻﺕ ﻫﺎﯼ ﺟﺎﻫﻞ ﺳﺮﻫﻨﮕﻬﺎﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺘﯽ !! ﺳﺮﺗﯿﭙﻬﺎﯼ ﭘﺎ ﭘﺘﯽ ﻭ ﮐﺪ ﺧﺪﺍﯼ ﻗﺎﺗﻞ !! ﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﻭ !!!... ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻭ ﯾﻪ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ !! ﯾﻪ ﻧﺴﻞ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺎﯼ ﺩﻭﺧﺘﻪ !! ﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ و ..... بقیشو شما بگین....
      • 2
      • Haha
      • Sad
  14. اگه راجب يکى فکرايى بکنى بعدبفهمى کاملااشتباه ميکردى چى سرافکارت مياد؟؟؟ مثلا من 4ماهه فک ميکردم همين برادر مثبت 73 ايه ولى 74.... همه فک ميکردن برادرمثبت پسره...ولى يه دختره...
  15. kambiz_landar

    من ناراحنم ......

    من ناراحنم ......ناراحن ...
      • 1
      • Sad
  16. خـب....جا خالــی اینـه: زنده یــآد .............................. روحـش شــآد.....یـآدش گرامـــی
  17. آرد: دو پیمانه تخم مرغ: ۱ عدد شیر: یک پیمانه (زیاد بریزید پنکیک پُف نمی‌کنه) بکینگ پودر: ۳ قاشق چای‌‌خوری شکر: یک قاشق غذاخوری نمک: نصف قاشق چای‌خوری شیره‌ی ذرت: گیر نیاوردید، شیره‌ی خرما یا عسل روغن: دو قاشق غذاخوری [rtl]· طرز تهیه‌اش خیلی راحته. آرد، بکینگ پودر، نمک و شکر رو باهم مخلوط کنید.[/rtl] [rtl]· توصیه: آرد رو به صورت الک شده اضافه کنید. یعنی ابتدا یکیدوبار از توی صافی رد کنید.[/rtl] [rtl]· توی یه ظرف یا استکان، جداگانه تخم مرغ و شیر رو کمی با همبزنید و سپس به مخلوط آرد اضافه کنید.[/rtl] [rtl]· مواد رو هم بزنید و هم بزنید تا حسابی نرم و یک دست بشه.[/rtl] [rtl]· ← اگه می‌خوایدپنکیک‌تون زیاد پُف کنه: مقدار شیر، عامل تعیین کنندست. بایدذره ذره شیر رو به مواد اضافه کنید تا به یک خمیر نسبتا غلیظ برسید. یه مقدار شیر اضافی باعث میشه خمیر شُل بشه و پنکیک دیگه پف نکنه. همین یه نکته‌ی کوچیک حاصل عمری تجربه‌ست! [/rtl] [rtl]· اگه ماهی‌‌‌تابتون بدون روغن نمی‌سوزه یا براتون مهم نیستکه بسوزه، فَبِها؛ بهش روغن نزنید و رنگ پنکیک‌ها هم یکدست‌تر میشه. درغیر این صورت کفش رو یکم چرب کنید، زیاد نه ها.[/rtl] [rtl]· بهتره ابتدا صبر کنید تا کف ماهی‌تابه به اندازه‌ی کافی گرمبشه… گرم که شد، مقداری از مایع رو بریزید و صبر کنید.[/rtl] [rtl]· یکی دو دقیقه صبر کنید و بعد با یه کفگیر برش گردونید. بایدقهوه‌ای کمرنگ شده باشه. یکی دو دقیقه‌ی دیگه هم صبر کنید تا طرف دیگش طلایی بشه. بعد از ماهی‌تابه درش بیارید.[/rtl] [rtl]· *تو هر نوبت می‌تونید، یکی دوتا یابیشتر (بسته به اندازه‌ی ماهی‌تابه‌تون) از مایع پنکیک بریزید. اندازه‌ش هم که دل‌بخواهیه.[/rtl] [rtl]· ↑ پنکیک‌هایی که شیر کمتر دارن (در بالا توضیح دادم) وبیشتر پف کردن.[/rtl] [rtl]· ↓ پنکیک‌هایی که شیر بیشتر دارن وکمتر پف کردن. دیگه انتخب با خودتونه![/rtl]
      • 2
      • Thanks
  18. kambiz_landar

    تفاوت تصادف در ایران وخارج

    فرض کنید اتومبیلی در جاده در حال حرکت است که ناگهان راننده متوجه میشود یک تریلی از روبرو دارد به سمت او می اید وفورا باید کاری انجام دهد. درهمه جای این کره خاکی: 1.راننده پایش را روی ترمز می گذارد 2.سریعا ماشین را به سمت کناره جاده هدایت می کند 3.کیسه های هوا باز میشون در ایــــــــــــــــران: 1.بلند فریاد زدن یا ابوالفضـــــــــــــــــــل 2.توسل به پنج تن آل عیا 3.فشار دادن همزمان گاز ترمز وکلاج 4.انحراف خودرو به چپ 5.انحراف خودرو به راست 6.توسل به چهارده معصوم 7.فرمان خودرو از جا در میاد 8.خودرو به درخت برخورد کرده وکتلت میشود 9.فحش دادن به زمین، زمان، سایپا ایران خودرئ، دبیر کل سازمان ملل و... 10.کیسه های هوا باز میشوند!!!
      • 1
      • Thanks
  19. kambiz_landar

    بزرگترین شکست زندگیم...

    بزرگترین شکست زندگیم... موقعی بود که تودانشگاه سرجلسه امتحان استاد اومد بالا سرم، منم یه نگاه مظلومانه کردم وگفتم: استاد، توروخداکمکم کنید... اونم دست کرد توجیبش، یه سکه 500تومنی دراورد گذاشت رومیزم...!! بعدشم خندیدو رفت اینم استاد ماس دیگه!!
  20. خو اول چن تا جک می گم بحالین بعد از پسره پرسیدم چرا موهات سیخ سیخیه؟ گفت یکیشون سفید شده بقیه به احترامش وایسادن به خدا تو زندگیم اینقد قانع نشده بودم اعتراف میکنم بچه که بودم صابون میفتاد کف حموم باشامپو میشستمش کوفت نخند درسته که هیچوقت تفاوت بین کازینو و دیسکو و کاباره رو نفهمیدم، بجاش خارجیا هم عمراً اگه تفاوت مسجد و حسینیه و تکیه رو بفهمن دیروز رفتم سوپرمارکت به صاحبش گفتم سلام خسته نباشید نوشابه دارید؟ - آره - پپسیه؟ - آره سیاهه؟ - آره خنکه؟ - آره - پس بی زحمت یه دوغ بدید h هیچی دیگه دقیقا 5 کیلومتر دنبالم کرد آخرشم نتونست بگیره! مردم اعصاب ندارن:-[ دختر همکلاسی من تو دانشگاه : سلام , کامپیوترم ایراد پیدا کرده من : سلام , چه ایرادی ؟ همکلاسی : وقتی رمز عبورم رو میزنم به صورت ستاره در میاد من : خوب اون برای امنیته که خدایی نکرده وقتی تو اتاق کسی هست دزدی نکنه رمزتون رو همکلاسیم : درسته , اما وقتی هم تنهام به صورت ستاره نمایش میده
      • 1
      • Haha
  21. kambiz_landar

    بعضیا این جورین دیگه !!!!!!

    هی رفیق... زیادى خوبى نکن!!! انسان است، فراموشکار است!!! از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند!!! پشت مى کند به تو , به گذشته اش !!! من یاد گرفته ام وقتی بغض می کنم وقتی اشک می ریزم وقتی میشکنم منتظر هیچ دستــــــــــی نباشم وقتی از درد زخم هایم به خودم می پیچم مرهمی باشم بر جراحتــــــــــم وحال آن قدر اشک ریخته ام که دریایش برایم مانده است... ومن در این دریا غرق می شوم... دست و پامی زنم و هیچ کس نیست... هیچ کس نیست تا دستم را بگیرد... حتی آنان که روزی مست نگاهم بودند... ومن امروز مستم.... از وفاداریشان
      • 2
      • Thanks
      • Confused
  22. kambiz_landar

    بیان ایده ها

    بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان وقتتون بخیر همه ی ما کما بیش توی زندگیمون به مواردی برخورد کردیم که نیاز چیزی رو احساس کردیم و باخودمون گفتیم "کاش"... میگن هر"کاش" گفتنی یه فرصت میتونه باشه... اما قصد و هدف اصلی من از بیان این مباحث چیه؟ دقت کردم. چندین نفر رو میشناسم که اگه یه کار پاره وقت کوچیک داشته باشند زندگیشون از حالت بسیار نامساعدی که داره درمیاد. نه فقط به خاطر درآمدشون بلکه بیشتر به خاطر مشغول بودن... اما نکته این جاست که همه ی اشخاص با این مباحث آشنا نیستند. یعنی نمیدونن که خودشون میتونن کاری رو شروع کننند. منتظرند که از سمت دیگران کاری براشون شروع بشه... با وجودی که بعضا دارای استعدادهای ویژه هم هستند... از این رو چندماهی هست که توی این فکر هستم... با یکی از دوستان صحبت هایی کردم. اما مطرح کردنش به صورت عموم میتونه علاوه بر نظرات بیشتر و امکان سنجی دقیقتر دیگران رو بیشتر با این مباحث آشنا کنه... ما مبنا رو بر عملی شدن میذاریم ان شاالله... روندی که برای این تاپیک مد نظر من هست اینه که یه ایده مطرح میشه... دوستان نظر میدن و اگه قابلیت عملی شدن داشت، دنبال عملی شدنش میریم ان شاالله... لازم به ذکر است که ایده هیچ محدودیتی نداره. یعنی در هر حوزه ای میتونه باشه. حتی شاید به نظر خنده دار هم بیاد... اما از نظر دیگری قابلیت عملی شدن داشته باشه... چون یک بار عملی شدن ایده ی شوهر دوستم که دوستم بهش اهمیت نمیداد را دیدم... پس دوستان اگه نظری دارند بگن تا ان شاالله با یه ایده شروع کنیم....
  23. kambiz_landar

    قضاوت....

    دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) زیرلب بهش میگفتن فاحشه! اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود...! پسری 23 ساله رو ((مردم)) "تنبل چاقالو" صداش میکردن... اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره...! ((مردم)) زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ، اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه! مردی 57 ساله رو ((مردم)) "بی ریخت" صدا میکردن ، اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده ! و هرروز مردم و من و تو به غلط قضاوت می کنیم...! موافقین؟!!
      • 1
      • Sad
  24. kambiz_landar

    خاطرات خنده دار

    آغا من یه دوست قدیمی داشتم چند وقتی بود ازش بی خبر بودم... تا اینکه تو دفترچه قدیمیم شمارشو پیدا کردم... منم که با معرفت....گفتم یه زنگی بهش بزنم.... یه آقایی برداشت گفتم حتما باید باباش باشه... من:سلام ببخشید میتونم با محیا صحبت کنم؟؟؟ باباش:شما؟؟؟؟ من:از دوستشم..... دیدم باباش یهو صداش رفت بالا...نمیشناسمتون... من:از دوستای قدیمیشم... باباش:چند لحظه گوشی... یهو دیدم صدای یه پسره از پشت گوشی میاد...بله؟؟؟ من:ببخشید با محیا کار داشتم... پسره:بفرمایید خودمم من دیگه الفرار...بعد فهمیدم پسره اسمش مهیار نه محیا.... بیچاره دلم براش میسوزه حالا باید بره جواب باباشو بده... خب تقصیر منه؟؟این شانس من دارم؟؟؟ تفصیر محیاس که خونشونو به یه مهیار فروختن 168 در آرایشگاه : + خب آقا مجتبی چقدر تقدیم کنم - قابل نداره ، همون ده تومن . ( یک ماه بعد ) + خب آقا مجتبی چقدر تقدیم کنم - قابل نداره ، همون دوازده تومن . ( یک ماه بعد ) + خب آقا مجتبی چقدر تقدیم کنم - قابل نداره ، همون پونزده تومن . و همچنان این داستان ادامه دارد !! 16 عاغا من یه رفیق دارم اسکل که خوبه دیونس!دیشب میگف: از سه شنبه دوهفته قبل فهمیده زن همسایه تو بالکن خونه میخوابه عاغا اینم کرم درونم شرو به حرکت کرد! میگف جمه بودو خیابونم شلوغ (اخه خونشون کنار خیابون اصلیه و تا ساعت 1,2 شب ماشین میاد میره ) یه کپسول که ا 4شتبه سوری پارسال براش مونده بودو میگیره و اتیشش میزنه میندازه کنار بالکن و خدشو میزنه به خواب اغا میگف یک صدایی اومد عجیب! بعدش میگف زنه از ترس اینه نکنه دزد مزد چیزی باشه و اینا زیر پتو قایم شده بود که شوهره و پسرش اومدن دیدن بلهه مادره از ترس...حالا میگف تا یه ساعت براش اب قن میاوردن^.^ این اعا رفیق ماهم برا خالی نبودن عریضه کله رو انداخ بیرونو شرو به فحش دادن کرده به اونی که کپسولو انداخته جالبش اینجاس که همشم به خودش فحش میداده! نه عاخه من از شما میپرسم رفیقه من دارم عایا؟؟ ایا این از نشانه های سادیس حاد و خود درگیری مزمن نی عایا؟؟ زنه( رفیفم^.^ من))))) والا بااین نوناشون! وقتی شیش سالم بود شب ی فیلم نشون داد دوتا پیرمرد داشتن حرف میزدن رفتم تو حیاط نشستم گریه کردم مامانم اومد پرسید چرا گریه میکنی؟ گفتم اگه ی روز تو بابا پیر شین من چیکار کنم ؟ اما حالا چی... سلام دیروز داشتم ازجلوی ی نمایشگاه ماشین رد میشدم ی sunata بدجور توجه مو به خودش جلب کرد منم که عشق ماشین لوکس گفتم ی قیمتی کنیم ببینیم چنده -آغا ببخشید sunata چن؟ -120 تومن منم اینو شنیدم خرکیف شدم دستمو انداختم تو جیبم ی هزاری درآوردم گفتم بقیشم شیرنیت!! اونم پول وداد بخودم گف برو بچه جون این ماشینا به تیپت نمیخوره! شما بگین ریاضی من مشکل داره یا آغای فروشنده اعصاب معصاب نداش؟؟؟ *********aba***** یـه ﺷـﺐ تـو ﺗـﺎﺭﯾـﮑـﯽ قـلـیـون ﻣـﯿـﮑـﺸـﯿـﺪﻡ ﯾـﻪ جـن دیـدم ﺑـﺴـﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﮔﻔـﺘـﻢ . . . ﺩﯾــﺪﻡ ﻧـﮕـﺎﻩ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻪ ﻭ ﻧـﺮفـﺖ ﺑـﻠـﻨـﺪ ﺗـﺮ گـﻔـﺘﻢ بـﺴــــم ﺍﻟﻠﻪ ، ﺑﺎﺯﻡ ﻧـﺮﻓـﺖ یـهـو ﮔـﻔـﺖ : بـبـیـن ﺍﮔـﻪ ﮐـﻞ ﻗـﺮﺁﻧـﻢ ﺑـﺨـﻮﻧﯽ ﻓـﺎیـﺪﻩ ﻧــﺪﺍﺭﻩ ، ﻣـﻦ ﺟـﻦ ﻧـﯿـﺴـﺘـﻢ ﺑـﺎﺑـﺎﺗـﻢ تـﻮﻟـﻪ سـگ !!! :v 16 دیروز تو خونه حرف سر عکس گرفتن بود از اونورم داشتم با دوستم اس میدادیم و حرف سر بی شوهری بود، اومدم یه چشمه شوخی کنم یهو قاط زدم به دوستم اس دادم ما اگه بتونیم عکس بگیریم بایدسجده ی شکر بجا بیاریم دوستم: چی؟؟؟؟؟؟ 0_0 من: هیچی ^_^ مدیونید فکر کنید منظورم از عکس گرفتن شوهر کردن بوده //// دیشب اب دماغم راه افتاده بود خیلیم خوابم میومد ابجیم کنار جعبه دستمال کاغذی نشسته بود سریع رفتم سمتش جای اینکه دستمال و از تو جعبه بکشم موهای این بدبختو کشیدم خوب شد جیغ زد هوشیار شدم وگرنه دماغمو با موهاش پاک میکردم!! 16 "بخدا من مسافرکش نیستم " من با دوستم داشتیم تو جاده میرفتیم.. ی آقایی با خانومش کنار راه بودن سوارشون کردم سکوت فضای ماشین رو گرفته بود داشتم پیش خودم فکر میکردم ک باید از یارو چند کرایه بگیرم (خوشحالم بودما) چند کیلومتر ک رفتیم یدفه ی صدا شنیدم یارو: بفرمایید آقا.......... من:بدون اینکه ب عقب نگاه کنم گفتم: قابل نداره آقا، بخدا قابل نداره.... دیدم دوستم ترکید... برگشتم عقب دیدم یارو داره شکلات تعارف میکنه... "شانس آوردم چپ نکردیم" عاغا تو دوران راهنمایی یه روز زنگ ورزش معلممون نیومده بود . اومدن سر کلاس بهمون گفتن اجازه میدیم برین تو حیاط ولی شیطونی نکنید . ماهم رفتیم تو حیاط ... منم که استاد دراوردن صدای گوسفند....اصن تو مدرسه همه منو از صدای گوسفند میشناختن... یهو تو حیاط از ته دلم گفتم بععععععععععععععععع بععععععععععععععععععععع که یهو دیدم دست یکی رو شونمه...برگشتم نگاش کردم یا خدا دیدم ناظممونه با لبخند وایساده داره منو نگاه میکنه...(به حق چیزای ندیده) منم که دس پاچه یهو ناظممون گفت : خوشم میاد هنوز زبون مادریتو فراموش نکردی... ناظممون ))))))))) من ((((((( زبان مادریم بچه هایی کلاسمون و ااااااااااااااافق.... 16 (این خاطره رو بابام تعریف میکرد) بابام میگفت قبلنا یکی از دوستاش موتور داشته نشسته بوده رو صندلی کناره خیابون موتورشم اونجا پارک کرده بوده که سوییچم روش بوده حالا یه نفر داشته از اونجا رد میشده که مکالمه شون: یارو: اقا موتورتو میدزدنا دوست بابام: نه بابا چجوری میخان بدزدن خودم اینجا نشستم مواضبم یارو: ببین اقا اول میان اینجوری میشینن رو موتور (نشسته رو موتور) بعد سوییچو میچرخونن (سوییچو چرخونده) بعد میذزدنش (دزدیدتش) !! خیلیم شیک و مجلسی ^_^ 1 واسه يكي ازمسابقه هاي پيامكيoff فرستادم كه قطع شه واسم پيام فرستاده:دوست عزيزم ازاينكه ازمسابقه ي بوووووووووووق خارج ميشوي برات متاسفم!!!!!!........... من0-o عمه هاشون(((((((((((((((((((((((((((( الان ميخوام ازشون عذرخواهي كنم،كسي آدرسي تلفني چيزي ازشون نداره؟؟؟؟؟؟ 16 تو سالن دانشگاه نشستم بچه ها دارن انتخاب واحد می کنن(بله دانشگاه وای فای داره مشکلی هست؟!) دانشجو۱ به دوستاش:کسی این استاد جدیده که امده رو میشناسه (فامیلی من گفت) دانشجو۲:اینم لابد یه خر عقده ای مثل اونای دیگه!!!!! دانشجو۳:خرم نباشه خرش می کنیم من:من فکر کنم بشناسمش( پلید هم خودتونید به روح هم اعتقاد ندارم) اونا همه باهام:واقعااااا؟!! من:اره استاد استاده فرق نداره که بخونی نمره میده نخونی نمیده دانشجو۳:نه بابا همه یه مشت بی سوادن آمار این از دوستام تو دانشگاه قبلی گرفتم میگن دختر ترشیده است(۲۵سالمه هنوز به خدا!!!)از اون نامردهای گیرم هست من:لابد حق با شماست فقط منتظرم ترم شروع بشه برم سرکلاس قیافه هاشون ببینم فقط خدا سر کافر نیاره نامردها من که حضور غیاب هم ندارم 1 آقا چند وقت پیش ما یه همکار خانم مجرد طرحی داشتیم.(طرح که دوستان میدونند چیه.یه دوره ای هست که رشته های پیراپزشکی بعد از تمام شدن درسشون باید بگذرونند.)قبل از اینکه طرحش تموم بشه همش می گفت یه کاری کنید من اینجا بمونم یا استخدام بشم.خلاصه یه بار زنگ زده بود به کارگزینی (مسئول کارگزینی هم یه پسر مجرد کمرو و خجالتیه) و با عصبانیت گفته آقای رضایی شما چرا من رو نمیگیرید؟بدبخت آقای رضایی کلی رنگ وارنگ شده بود و میز و تلفن گاز زده بود بعدا فهمید منظورش این بوده که چرا استخدامش نمیکنند. فرستنده : پاتریک دبیرستان که بودم بخاری نفتی کلاسمون نشتی پیدا کرده بود اون روزام یه نفر از کلاس مسولیت بخاری رو داشت اقا مدیرمون خیلی عصبی بود و تند حرف میزد اومد تو کلاس گفت مسول بخاری طرف بلند شد همین که بلند شد همچنان گرفتش زیر لگد و مشت که بیچاره دیگه نفسش بند اومده بود هر چی میگفت چرا میزنی میگفت بی شعور تو مگه مسول بخاری نیستی داد میزد میگفت ن بخدا من مسعود مختاریم تو تند گفتی من نفهمیدم. مسعود مختاری=مسول بخاری فکر کنم طرف رفت اسمشو عوض کرد بعد اون جریان ))) خدامراببخش
      • 1
      • Thanks
  25. kambiz_landar

    اگر24 ساعت...

    اگه 24 ساعت نامرئی بشی چیکار میکنی!!!
×
×
  • اضافه کردن...