بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
Lotus
مدیر سایت و انجمن-
تعداد ارسال ها
871 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
36
تمامی مطالب نوشته شده توسط Lotus
-
بالاخره یک روز تمام میشود این دنیا با تمام سربالاییها و سرپایینیهایش ... آدمی که تو را رنجاند ، اویی که تو را خنداند ، کسی که قلبت را به درد آورد ، اویی که آرامت کرد ، کسی که اشکهایت را دید و لبخند زد ، اویی که اشکهایت را پاک کرد و یا ، با تو اشک ریخت کسی که تمام وجودش پر از مهربانی بود ، و اویی که ... با همهی آنها، روزی جایی دور از اینجا رو به رو میشوی ؛ یا با لبخند به هم نگاه میکنید ، و یا فقط به هم، نگاه میکنید ...! آنجا دیگر کسی نمیتواند ؛ چشمانش را روی قلبی که شکست ، بغضی که به گلویی نشاند ، اشکی که جاری کرد ، زندگی شیرینی که خرابش کرد، دروغی که گفت ، ببندد . چون همان وقت که اینجا چشمانش را روی تمام اینها بسته بود ؛ کسی بود که چشمانش همه چیز را ثبت میکرد و به خوشخیالی آن فرد ، لبخندی تلخ میزد . گاهی باید کنار گوش تمام بیگناهان دلشکسته و پر از بغض دنیا آرام گفت : غمت نباشد ؛ کسی که اینجا چشمانش را بست ؛ جایی دیگر بخواهد یا نخواهد چشمانش باز خواهد شد ، گوشهایش هم . و همان وقت اشکی را که جاری کرد و ندید ؛ میبیند . و صدای قلبی را که شکست ؛ میشنود . میدانی ؟ تنها خوبی این دنیا این است که ، تمام میشود آرام بگیر ... آنجا ، جای دیگریست ...
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
بچه ک بودم وقتی مریض میشدم ؛ عزیز میگفت : تا شب نشده ببرینش دکتر ، شب ک بشه بدتر میشه ها ! میخندیدم و میگفتم : مریضی مریضیه دیگه عزیز ، چ ربطی ب روز و شبش داره ؟ میگفت : ننه من نمیدونم چ حکمتیه ؛ ولی همه درد و مرضا شبا زورشون ب آدم میچربه .. خدا بیامرز حق داشت شب قشنگه ها ؛ ولی گاهی بی رحمه هر گرفتاری و غم و غصه ای ک داشته باشی شاید روزا بتونی با کار کردن و شلوغ کردن دورت کم رنگش کنی : ولی امون از اون ساعتی ک خورشید وسط آسمون ؛ جاشو ب ماه بده و تو بمونی و تنهاییت و غم و غصه هات ! ب قول عزیز هر دردی شبا زورش ب آدم میچربه ؛ هر دردی !
- 4 پاسخ
-
- 3
-
-
-
+ نخیر درد تو با چایی نبات حل بشو نیست دختر ، وگرنه میرفتم ی چایی نبات حسابی برات میاوردم ک بخوری بلکه دردت بیفته .. - خانم جون ؟ من ک دل درد ندارم ! + دل درد نداری مادر ولی درد دل ک داری .. وقتی میشینی رو این تخت و نیم ساعت ب حوض خیره میشی یعنی درد دل داری ، درد دلم با چایی نبات حل بشو نیست ! خندیدمو ب چشمای مهربون سبز رنگش ک زیرش پر از چروک شده بود زل زدم + اونجوری نگام نکن ما هم جوون بودیم خیلی هم از شما بهتر این چیزا حالیمون میشه جوون ک بودم از خیاط خونه ک میومدم ی روز چشمم خورد بهش .. زل زده بود بهم پلکم نمیزد قبلا تعریفشو از دخترای خیاط خونه شنیده بودم یکی از قدبلندش میگفت یکی از جوونمردیش ! جونم برات بگه .. ب خودم اومدم دیدم شبا خوابم نمیبره .. مامان خدا بیامرزم میپرسید مگه جونور تو جونته ک انقد وول میخوری بچه منم میگفتم دلم درد میکنه چشمت روز بد نبینه دختر هرشب ک خوابم نمیبرد مامان خدابیامرزم ی چایی نبات میداد ب خوردم چ میدونست واقعا ی چیزی رفته تو جونمو در نمیاد آره مادرجون درد دل چایی نبات حالیش نمیشه دوا دارو هم افاقه نمیکنه .. وقتی ک داشت ب سختی از جاش پا میشد ، گفتم - خانم جون ؟ خب چی شد ؟ بعدش ؟ + بابا بزرگ خدابیامرزت خیلی دوستم داشت .. من برم قورمه سبزیو بار بزارم ک بچه ها شب میخوان بیان اینجا توهم پاشو مادر با غم و غصه با خیره شدن به در و دیوار کار درست نمیشه .. این قیافه ک تو گرفتی خواجه حافظ شیرازی هم میدونه چی تو دلته ! حالا اگه اون خودشو میزنه ب اون راه یا نمیخواد ک بفهمه ، ک دیگه دست پا زدن الکی نداره .. خواستنی با کوچکترین چیز میفهمه ، نخواستنی هم خودتو بکشی نمیخواد ک بفهمه .. تو دلم گفتم خوش ب حالت مادرجون ک ب عشقت رسیدی .. ک درد دلت خوب شد .. وقتی رفتم تو اتاق چشمم خورد ب عکس اقاجون خدابیامرز روی دیوار اتاق راستی اقاجون ک قدش بلند نبود !!
- 6 پاسخ
-
- 4
-
-
-
همیشه یک تکه رویای شخصی توی جیب ِ پیراهنت باشد چیزی شبیه عشق چیزی شبیه امید چیزی شبیه ایمان گاهی تنها چیزی که آدم را سر پا نگه میدارد ، نادیدنی ِ شخصی ِ آدم است چیزی شبیه ِ یک تکه رویا توی جیب ِ پیراهنت ..
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
کم سن و سال تر کہ بودم ، وقتایۍ که مامانم مینشست به آلبالو هسته گرفتن براۍ شربت و مربـای نوبرونہ ، منم مینشستم کنار دستش و ژست بزرگونه برای خودم میگرفتم کہ میخوام کمک کنم ! یه دونه آلبالو ، دو تا دونه آلبالو ، حوصلهام سر میرفت ، صبرم تموم میشد و با همون دستای سرخِ آلبالویی پا میشدم میدوییدم پِیِ بچگی و بازیم و مامان میموند و حوضش و آلبالوهاش .. امروز که مامان نبود ، خودم تنهایی نشستم بہ آلبالو هسته گرفتن . یه دونه آلبالو ، دوتا دونہ آلبالو ، نمیشد حوصله ام سر بره ، نمیشد بی صبر بشم ؛ که دیگہ مادرۍ نبود که بـلاگردونِ بی صبریام بشه ! نشستم و تا دونه ی هزارم آلبالو رو سرِ صبر و حوصله هسته گرفتم . آره رفیق ! زندگی همینہ .. تهش یہ جایی حالیت میکنه کہ دیگه بچه نیستی ! که دیگه کسی نیست جورکشت باشہ ! که دیگه بزرگ شدی و قراره بعد از این همش بهت سخت بگیره ! و تو فقط باید دووم بیارۍ و بجنگی و هی صبر کنی و صبر کنی و صبر ..
- 7 پاسخ
-
- 3
-
-
-
هیچوقت ب تهش فک نکن چون ممکنه برسی ب غم ته زندگی ب این قشنگی ، میرسی ب مرگ .. ته ی روز خوب ممکنه برسی ب شب پر از فکر و خیال ته ی خاطره قشنگ ، ممکنه برسی ب ی یادش بخیر از حس و حال الانت لذت ببر ، در لحظه زندگی کن عزیز من .. و ب تهش فک نکن !
- 9 پاسخ
-
- 3
-
-
-
زیاد ب حافظه آدما اعتماد نکن اونا در لحظه تصمیم میگیرن .. زیاد ب منطقِ آدما اعتماد نکن اونا احساسی تصمیم میگیرن .. زیاد ب صداقت آدما اعتماد نکن پایِ احساس ک در میون باشه ، ن صداقتی میمونه و ن احترامی ! زیادی خوب بودن ، خوب نیس ؛ شرط انسان بودن ، راضی نگه داشتن همه نیس .. راضی بودنِ خودتو هم در نظر بگیر !
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
-
من کمبود چرت دارم کلا
- 5 پاسخ
-
- 1
-
