رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در (ویرایش شده)

بي ارزش ترين پول دنيارو داريم، اقتصادمون داغونه، فقر بيداد ميكنه،خونه خريدن آرزوي محاله، اجاره خونه سر به فلك كشيده، هيچ جووني جرات نميكنه به ازدواج فكر كنه، كودك كار تا دلت بخواد داريم، هواي سالم نداريم، درياچه ها خشك شدن، آينده واژه غريب و مبهمي شده، اختلاس تا دلت بخواد هست، ماشين خوب و ايمن نداريم، پشتوانه مالي نداريم هرچقدر هم كار كنيم، حق بيان و اعتراض نداريم كار و شغل همه بر حسب روابط نه ضوابط، پدر شرمنده، مادر افسرده، جوونا بيكار، مردم غمگین و خشمگین.
چطور فکر میکنید اونی که صداش درومده، دغدغه‌ش لخت شدنه؟

 

.‌‌..

تنها بودم. نیم ساعت و یک ساعت بعد بود یا کِی نمیدونم اما مامان و بابا اومدن و با عصبانیت و رخوت، گفتم که آره چه خبر بوده و فلان و بسار و این حرف ها.. بابا گفت چطور دیشب موقع صداها میگفتی مردم از پنجره ها خیلی با شکوهن، این هم یه جور آزادی حساب میشه که فرصت بدی مخالفت هم بره جلوی مسجد‌.شعارش رو بده و بشنویش و انقدر عصبانی نباشی! گفتم نمیتونم. فرق این جاست که این ها میتونن برن جلوی مسجد بایستن، سینه سپر‌ کنن، حرفشون رو بزنن. اما کسایی که از پنجره شعار میدن رو ...  این طوری سلوکم نمیشه.. اینطوری من نمیتونم.. این طوری خیلی بده.. اینطوری زندگی سفارشیه، میری جلوی مسجد شعارت رو میدی و خط بهت نمیوفته،  و یه طوری شادش میکنن که انگار آب از آب تکون نخورده و زنده ان همه، و ترتیب‌ کسی داده نشده و آدما میشن رو به روی هم.. آدم عقش میگیره.. بیهوش میشه.. این واقعا بده پسر..

ویرایش شده توسط Niloofar
ارسال شده در
6 ساعت قبل، Aftaabgardaan گفته است:

بي ارزش ترين پول دنيارو داريم، اقتصادمون داغونه، فقر بيداد ميكنه،خونه خريدن آرزوي محاله، اجاره خونه سر به فلك كشيده، هيچ جووني جرات نميكنه به ازدواج فكر كنه، كودك كار تا دلت بخواد داريم، هواي سالم نداريم، درياچه ها خشك شدن، آينده واژه غريب و مبهمي شده، اختلاس تا دلت بخواد هست، ماشين خوب و ايمن نداريم، پشتوانه مالي نداريم هرچقدر هم كار كنيم، حق بيان و اعتراض نداريم كار و شغل همه بر حسب روابط نه ضوابط، پدر شرمنده، مادر افسرده، جوونا بيكار، مردم غمگین و خشمگین.
چطور فکر میکنید اونی که صداش درومده، دغدغه‌ش لخت شدنه؟

 

.‌‌..

تنها بودم. نیم ساعت و یک ساعت بعد بود یا کِی نمیدونم اما مامان و بابا اومدن و با عصبانیت و رخوت، گفتم که آره چه خبر بوده و فلان و بسار و این حرف ها.. بابا گفت چطور دیشب موقع صداها میگفتی مردم از پنجره ها خیلی با شکوهن، این هم یه جور آزادی حساب میشه که فرصت بدی مخالفت هم بره جلوی مسجد‌.شعارش رو بده و بشنویش و انقدر عصبانی نباشی! گفتم نمیتونم. فرق این جاست که این ها میتونن برن جلوی مسجد بایستن، سینه سپر‌ کنن، حرفشون رو بزنن. اما کسایی که از پنجره شعار میدن رو ...  این طوری سلوکم نمیشه.. اینطوری من نمیتونم.. این طوری خیلی بده.. اینطوری زندگی سفارشیه، میری جلوی مسجد شعارت رو میدی و خط بهت نمیوفته،  و یه طوری شادش میکنن که انگار آب از آب تکون نخورده و زنده ان همه، و ترتیب‌ کسی داده نشده و آدما میشن رو به روی هم.. آدم عقش میگیره.. بیهوش میشه.. این واقعا بده پسر..

اینم سانسور شده بخدا خاطره بود نوشتم ثبت بشه😕😑

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...