حسین138 ارسال شده در 17 مهر، 2025 ارسال شده در 17 مهر، 2025 بگذار در این خـانه، غریبانه بمیرم یا اینکه روم، گـوشهٔ ویرانه بمیرم بـیباکترین بـودم و بگذار که از مرگ پروا نکنم هیچ ، چو پروانه بمیرم من عاشق و دیوانه و دلداده و مستم بگذار چنین باشم و دیوانه بمیرم هر روز، ز هجـرانِ تو میمیرم و مگذار هرلحظه و هرساعت و روزانه بمیرم حالا که قـرار است بمیرم، منِ مجنون بگذار، سر اندازم و مردانه بمیرم پیمانِ خود آن روز که بستی،بِشَکستی بگذار که لب بر لبِ پیمانه بمیرم من شاعـــرِ شــوریدهٔ این شهــرِ قشنگـم خواهمکه دراین شهر، ادیبانه بمیرم بگذار بسوزد، جگـر از حسرتِ یک بـوس ققنوس شوم،تا که چو افسانه بمیرم نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .