رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در
دیشــب خوابت را دیدم . . .

همان چشــ م ها . . .

همان نگاه همیشگی . . .

دستت را که گرفتم انگار آرزوی صد سالــ ه ام بر آورده شد. . .

 
آنقدر فشــ ردمت بر سینه که غرق شدی در من . . .

 
گفتی : مزه میــ دهد بعد از این همــ ه مدت . . . ؟!!

 
گفتم : درست میشود . . . همیــ ن روز ها درست میشود . . .

 
مــ ات نگاهم کردی بی هیــ چ لبخندی . . .
 
گفتی : دلم تنــ گ نیست . . .
 
هیچ کس را نمــی خواهم . . . باور کن . . !

 
نگاهت کردم . . . فــقـط نــگاه !!!
ارسال شده در

به هیچ و به همه چیز فکر میکنم به تو و به رویای تهی پر از خاطره ها... فکر میکنم به فرجام انتظار چشمان غبار آلوده که در انتهای شب به دنبال سو سوی فانوس نگاه تو می گردد... تو که وجود پر مهرت گرمابخش دل های قطبی است... ای نورانی ترین ستاره ی کره ی تاریکی... دیشب خوابت را دیدم خیالت را هوایت را... نسیم آورده بود احساست را آن زمان که نوازش کرد سیمای خمارم را... عطر تو برگرفت وجود ناچیز مرا و برد با خود ترانه های تنهاییم را...
آری بی سبب نیست این همه انتظار... آخر همواره میخوانی مرا به کجا نمیدانم... برگ پاییز هم از سرگردانی من در عجب مانده

ارسال شده در

حالم خوب نبود و تو اومدی حالمو پرسیدی ....

بعد باهم حرف زدیم گفتی خیلی وقته میخواستی برگردی پیشم خیلییییی خوشحال بودم و خیلی حالم خوب بود خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییی...

بهت گفتم میدونستم که برمیگردیم این اواخر حسش میکردم مطمعا بودم... 

برگشته بودیم پیش هم نگات میکردم مثل همیشه خیلی زیاد خیلی با اشتیاق.... 

بعد داشتیم باهم خرید میکردیم که یهو از این پهلو به اون پهلو شدم و از خواب پریدم رو لبام لبخند بود تویه خواب داشتم میخندیدم از خوشحالی ولی یهو اون لبخند خشک شد قلبم فشرده شد از اینکه همش فقط یه خواب بود خیلی باورش سخت بود چرا بیدار شدم هرچقدر تلاش کردم باز بخوابم خوابم نبرد و تا الان هنوز غمگین دراز کشیدم

  • 3 هفته بعد...
ارسال شده در

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم
وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم

تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم

تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم

شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم

گلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام ...برای این کبوترم

شبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم

غزل بخواب می رود...به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد..کنارِ بیت آخرم 

ارسال شده در

برقِ چشمانت شبی تاب و توانم را گرفت
چشمِ تو نادر شد و کلِّ جهانم را گرفت

اتفاقی تازه در شهرِ دلم رخ داده است
چشم ‏های مستِ تو، شب پاسبانم را گرفت

چشمِ محمودت کنارِ ناله و افغان ما
از حریمِ دل گذشت و شیرازم را گرفت

آهوی چشمت شبی از بیشه ام رد گشت و بعد
بَبرِ تنها مانده‏ی مازندرانم را گرفت

لَخت لختِ دردهایم در گلویم گیر کرد
حرف حرف اسم تو وقتی دهانم را گرفت

« شاعری » با چشم خود می دید جانش می رود

من ولی در خواب دیدم که یک بیگانه جانم را گرفت

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...