رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

 

 

شام گاهی در رهی بودم روان 

تن روان و دل به فکر آب و نان

من نمیدانم چنان شد یا چنین

پای من لغزید خوردم بر زمین

رهنوردِ مهربان سویم دوید

دست او تا زیر بازویم رسید

بیخ گوشم گفت لنگی یا که مست

وارسی کن بین کجاهایت شکست

گفتمش نی مستم و نی هم علیل

افتاده ام خود هم نمیدانم دلیل

یا کهنه از کفش یا تقصیری ز پای

‌دست من گیر تا که برخیزم ز جای

دست من بگرفت با دست دیگر

کیسه ام می جُست تا یابد مگر

من در این فکرم که او مرد خداست

او در این سودا که جیبم در کجاست

ای دریغ از فکر خام آدمی

گریه کردم بر مقام آدمی

 

 ‌‌‌                            #مولانا جلال الدین محمد بلخی

ارسال شده در
در ۱۴۰۳/۴/۲۸ در 10:26، دالامپر گفته است:

 

 

شام گاهی در رهی بودم روان 

تن روان و دل به فکر آب و نان

من نمیدانم چنان شد یا چنین

پای من لغزید خوردم بر زمین

رهنوردِ مهربان سویم دوید

دست او تا زیر بازویم رسید

بیخ گوشم گفت لنگی یا که مست

وارسی کن بین کجاهایت شکست

گفتمش نی مستم و نی هم علیل

افتاده ام خود هم نمیدانم دلیل

یا کهنه از کفش یا تقصیری ز پای

‌دست من گیر تا که برخیزم ز جای

دست من بگرفت با دست دیگر

کیسه ام می جُست تا یابد مگر

من در این فکرم که او مرد خداست

او در این سودا که جیبم در کجاست

ای دریغ از فکر خام آدمی

گریه کردم بر مقام آدمی

 

 ‌‌‌                            #مولانا جلال الدین محمد بلخی

🌹

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...