رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

سلام خوبی؟
میدونم شاید هیچ وقت این پیامو نخونی ولی این حرفا رو باید بهت میزدم حتی اگه نبینیشون!
راستش خیلی خیلی حرف دارم که بهت بزنم اندازه تمام این سالایی که با خیالت زندگی کردم ولی نمی دونم چرا الان نمی تونم هیچی بگم!
ولی یه چیزیو بدون من دوست نداشتم!عاشقت نبودم!من با خیالت زندگی کردم میدونی این یعنی چی؟
میدونی وقتی یه دختر بچه به خاطراینکه فقط با تو بازی کنه قید همه ی دوستای هم سنشو بزنه یعنی چی؟ 
میدونی وقتی یه دختر بخاطر تو دستاش بلرزن یعنی چی؟
معلومه که نه!نمی دونی.تو هیچی از من نمی دونی!تو هیچ وقت منو ندیدی . نگاهمو به خودت ندیدی!لبخندامو ندیدی!تو هیچی منو ندیدی!
روزی رو که تازه تبلت خریده بودیو یادته؟من که همه ی لحظه هاش با تمام وجودم یادمه!هیچ وقت شوقی که داشتیو یادم نمیره!شاید باورت نشه ولی اون روز از خوشحال بودن تو من بیشتر خوشحال بودم!
یادمه با بقیه بچه ها رفتیم توی اتاق خونه بابابزرگ تا تبلتتو نشونمون بدی!
اون موقع تو 12 سالت بود منم10 سالم از بین بچه ها از همه بزرگتر بودی بعدش من بودم!تنها دختر جمعتون
اونقدر دوست داشتم که هیچ وقت بجز تو سعی نکردم با کسی بازی کنم.
بهم میگفتن سردی!مغروری.میگفتن بی احساسی
آره راست میگفتن!من همه ی حسامو واسه تو کنار گزاشته بودم و کسی دیگه نمی تونست یه ذره ازشونو داشته باشه
هووف بگذریم!
اون روز توی اتاق به بهونه ی اینکه بهتر بتونم صفحه تبلتتو ببینم اومدم کنارت نشستم!سرمو گزاشتم رو شونه ت و با بقیه مشغول تماشا شدیم! من اون لحظه هیچی نمی فهمیدم چون تنها دلخوشیم این بود که تونستم سرمو بزارم روی شونه ات!
تونستم سرمو بزارم روی شونه ی پسری که از وقتی یادم میاد شده بود همه کسم
میدونی هنوزم وقتی یادش میوفتم لبخند میاد رو لبام. وقتی بهش فکر میکنم واقعا ازت ممنون میشم که کنار نکشیدی و گزاشتی آرامشو حس کنم!
من دختر بچه ای که از جمع فراری بود عاشقانه تورو میپرستید ، حتی وقتی که نمی دونست اسم این حس چیه!


و من دیگه اون دختر بچه ی 10 ساله نیستم.الان17 سالمه! 

امروز12بهمن1401

ارسال شده در
1 ساعت قبل، Black_wolf گفته است:

سلام خوبی؟
میدونم شاید هیچ وقت این پیامو نخونی ولی این حرفا رو باید بهت میزدم حتی اگه نبینیشون!
راستش خیلی خیلی حرف دارم که بهت بزنم اندازه تمام این سالایی که با خیالت زندگی کردم ولی نمی دونم چرا الان نمی تونم هیچی بگم!
ولی یه چیزیو بدون من دوست نداشتم!عاشقت نبودم!من با خیالت زندگی کردم میدونی این یعنی چی؟
میدونی وقتی یه دختر بچه به خاطراینکه فقط با تو بازی کنه قید همه ی دوستای هم سنشو بزنه یعنی چی؟ 
میدونی وقتی یه دختر بخاطر تو دستاش بلرزن یعنی چی؟
معلومه که نه!نمی دونی.تو هیچی از من نمی دونی!تو هیچ وقت منو ندیدی . نگاهمو به خودت ندیدی!لبخندامو ندیدی!تو هیچی منو ندیدی!
روزی رو که تازه تبلت خریده بودیو یادته؟من که همه ی لحظه هاش با تمام وجودم یادمه!هیچ وقت شوقی که داشتیو یادم نمیره!شاید باورت نشه ولی اون روز از خوشحال بودن تو من بیشتر خوشحال بودم!
یادمه با بقیه بچه ها رفتیم توی اتاق خونه بابابزرگ تا تبلتتو نشونمون بدی!
اون موقع تو 12 سالت بود منم10 سالم از بین بچه ها از همه بزرگتر بودی بعدش من بودم!تنها دختر جمعتون
اونقدر دوست داشتم که هیچ وقت بجز تو سعی نکردم با کسی بازی کنم.
بهم میگفتن سردی!مغروری.میگفتن بی احساسی
آره راست میگفتن!من همه ی حسامو واسه تو کنار گزاشته بودم و کسی دیگه نمی تونست یه ذره ازشونو داشته باشه
هووف بگذریم!
اون روز توی اتاق به بهونه ی اینکه بهتر بتونم صفحه تبلتتو ببینم اومدم کنارت نشستم!سرمو گزاشتم رو شونه ت و با بقیه مشغول تماشا شدیم! من اون لحظه هیچی نمی فهمیدم چون تنها دلخوشیم این بود که تونستم سرمو بزارم روی شونه ات!
تونستم سرمو بزارم روی شونه ی پسری که از وقتی یادم میاد شده بود همه کسم
میدونی هنوزم وقتی یادش میوفتم لبخند میاد رو لبام. وقتی بهش فکر میکنم واقعا ازت ممنون میشم که کنار نکشیدی و گزاشتی آرامشو حس کنم!
من دختر بچه ای که از جمع فراری بود عاشقانه تورو میپرستید ، حتی وقتی که نمی دونست اسم این حس چیه!


و من دیگه اون دختر بچه ی 10 ساله نیستم.الان17 سالمه! 

امروز12بهمن1401

اگه این نقل واقعی هست .عالی نوشتی در آینده می تونی ی نویسنده خوبی باشی

ارسال شده در

مرسی اقا حسین بزرگواری بله واقعی هست

من دوساله که زندگیمو دارم مینویسم و ان شالله سال اینده تموم میشه

اسم کتابمم پایان یک رویاست

ان شالله روزی بیا شماهم بخونیش

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...