Black_wolf ارسال شده در 26 مهر، 2022 ارسال شده در 26 مهر، 2022 (ویرایش شده) چقدر سخته وقتی صب چشماتو باز کنی و هواهم باهات لج کنه و مثل اون روزایی بشه ک تو پیشش بودی تورو یاد اون بندازه وبا هزار چیز خودتو ب فراموشی بزنی و بری ب کارت برسی چقدر سخته وقتی تو اوج تمرکز سر جلسه ازمون ی لحظه احساس کنی گوشیت زنگ میخوره و تو دزدکی به گوشیت نگاه کنی یهو تمام وجودت گرم بشه قلبت ب سرعت 1000 بزنه اره خودشه خودشه ک داره بهم زنگ میزنه ولی فقط ی تک کوچیک بود واااااااااااای چقدر سخته بهش اس بدی کاری داشتی بگه ببخشید و ادامه............ بهت بگ دلش برای خودت برای صدات تنگ شده بوود ولی ترسیده و قطع کرده بهت بگه هرروز میاد جای خونه و شرکتت تا تورو ببینه ولی خیلی کم تونسته ببنتت بهت بگه نمیتونه شمارتو از ذهنش پاک کنه واااااااااای منم نمیتونم لعنتی ولی چیکار میشه کرد منم میخام ببینمش ولی نمیتونم از اون روز تمام خیابون هارو زیر ورو میکنم شاید اومده باش....................شاید !!! هنوز ادکلنی ک برایم خریدی دارم یادته چ عاشقونه بهم دادی تو پارک روی صندلی تو سوز سرما هنگام غروب دستام تو دستات بود نگاهم و ب زمین دوخنه بودم و بهت میگفتم اینجوری بهم نگاه نکن و تو میخندیدی و میگفتی دورت بگردم محمدم چشم وسرتو مینداختی پایین و زیر چشمی بهم نگاه میکردی اون روز ها هیچ وقت فراموش نمیکنم نمیدانم چرا من اینقدر در کنارت ارام بودم نمیدانم چرا عاشقت شدم نمیدانم......................... هروقت دلم برایت تنگ میشود عطری ک برایم خریدی را بو میکنم تا شاید ارام شوم وااااااااااااااای دیروز تو خیابون از کنارزنی رد شدم و عطر تو رو زده بود یهو دلم ریخت گفتم نکنه خودش باش نکنه منو نشناخته باش نکنه فراموشم کرده باش ولی........................... اون نبود نبود نبود هووف خدایا شکرت ...!!! ویرایش شده 26 مهر، 2022 توسط Black_wolf نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .