رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. حسین138

    گرند هتل-_-

    ☯ نخستین هتل تهران را چه کسی ساخت؟ گراند هتل، قدیمی‌ترین هتل ایران‌ است که در دوره قاجار سال ۱۳۰۰ توسط یک مهاجر قفقازی به نام باقرخان در خیابان لاله‌زار تهران قدیم ساخته شد. در زمان قاجار مسافران زیادی از کشور‌های مختلف به ایران می‌آمدند و مجبور بودند برای اقامت در خانه‌ها یا باغ‌های شمال تهران یا در سفارت خانه‌های کشور خود مستقر شوند، این موضوع مهمان‌نوازی ایران را زیر سوال می‌برد. به همین خاطر باقر خان با اطلاعاتی که در مورد هتل‌های اروپایی داشت، نقشه‌ هتلی را در زمینی به وسعت هزار و ۳۰۰متر با الهام گرفتن از هتل‌های اروپایی طراحی و ساخت.
      • 1
      • Like
  2. حسین138

    مرد و نامرد -_-

    این دو کار بر نیاید از هیچ فرد،، مردی از نامرد و،نامردی ز مرد
      • 1
      • Like
  3. حسین138

    تیغ-_-

    به نامردمان مهر کردم بسی نچیدم گل مردمی از خسی بسا کس ک از پا در افتاد بود سراسر توان را ز کف داده بود ن نیروی در تن،ن در مغز رای دو دستش گرفتم ک خیزد به پای چو کم کم ب نیروی من پا گرفت مرا در گذرگاه، تنها گرفت ب حیلت گری خنجر از پشت زد ب خونم ز نامردی انگشت زد شکستند پشتم نمکخوارگان و دو رویان بی شرم و پتیارگان گره زد ب کارم سر انگشتشان تبسم ب لب، تیغ در مشتشان ندارم هراسی ز نیروی مشت مرا ناجوانمردی خلق، کشت محبت به نامرد کردم بسی محبت نشاید به هر نا کسی تهی دستی و بیکسی درد نیست ک دردی چو دیدار نامرد نیست حسین138
      • 2
      • Like
  4. حسین138

    آرامم کن -_-

    الهے در سڪوت شب ذهنم را آرام ڪن و مرا در پناـہ خودت بـہ دور از هیاهوے این جهان بدار… بیقرار بودم و تو قرارم دادے الهے شبم را با یادت بخیر ڪن
      • 3
      • Thanks
  5. صنعت خودروسازی بزرگترین صنعت تولیدی جهان است به‌طوری‌که شرکت خودروسازی فولکس‌واگن در سال ۲۰۱۹ در هر ثانیه ۹,۲۰۲ دلار درآمد داشته‌است. امروزه بزرگترین صنعت خودروسازی جهان، صنعت خودروسازی چین می‌باشد.
      • 3
      • Like
      • Thanks
  6. حسین138

    افکارت -_-

    ‌ سختی ها رو نمیشه از زندگی حذف کرد، ولی میشه اقتدار درونی رو زیاد کرد، هرچی قویتر باشی درد کمتری میکشی، اضطراب کمتری تجربه میکنی آدم ضعیف نباش که در شرایط سخت خودت را ببازی افکارت هست که مسیر زندگیت را تعیین می کنه. غیر ممکنه منفی فکر کنی و منفی عمل کنی، ولی نتیجه مثبت بگیری مراقب افکارت باش
      • 1
      • Thanks
  7. سلام ممنون از شمو دوست خوبم
  8. سلام فکر منم یکیش خوندم
  9. حسین138

    پس خوبی کن -_-

    https://rubika.ir/written_sho/HFFEJJAAJFBDIAA
      • 1
      • Like
  10. حسین138

    چشم سگ-_-

    سگ‌ها به دلیل وجود مولکول کریپتوکروم در چشمانشان، میدان‌های مغناطیسی نامرئی اطراف زمین رو می‌بینند. این حس به سگ این امکان رو میده که صاحب و خانه خودشون رو هنگامی که مایل‌ها از خانه گم شده پیدا کنه ‌‌‎‌‎
  11. حسین138

    پوست نارنگی -_-

    خوردن پوست نارنگی موجب پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی می‌شود. استفاده از پوست سبزرنگ نارنگی می‌تواند برای درمان فشارخون پایین و التهاب مفید باشد. جویدن پوست نارنگی دارای خواصی مانند کاهش سطح کلسترول بد، درمان اختلالات ریه و طحال است. پوست نارنگی بیست برابر میوه نارنگی دارای آنتی اکسیدان است. پوست نارنگی می‌تواند ناراحتی‌های عصبی مانند افسردگی، استرس و اختلالات خواب را درمان کند.
      • 3
      • Like
      • Thanks
  12. حسین138

    آرزوها-_-

    از کسانی که می کوشند آرزوهایت را کوچک و بی ارزش جلوه دهند دوری کن. افراد کوچک آرزوهای دیگران را کوچک می شمارند، ولی افراد بزرگ به تو می گویند که تو هم می توانی بزرگ باشی! مارک تواین
  13. حسین138

    حافظ -_-

    ️️️️ نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد بهتر آن است که با مردم بد ننشینی
      • 3
      • Like
      • Thanks
  14. دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟ دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود! پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟ جواب داد: نی! گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟ گفت: نی! پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ ... جواب داد: نی! پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست! دانا گفت: زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد!
  15. حسین138

    مهربون فقط خودش -_-

    مهربون فقط دستگاه خودپرداز بانک... وقتی که موجودی حسابت کافی نیست برای اینکه ناراحت نشی میگه: آیا درخواست دیگری دارید؟
      • 5
      • Like
      • Haha
  16. حسین138

    گدا و درویش -_-

    داستان کوتاه روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است. گدا وقتی این ها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم. درویش خنده ای کرد و گفت : من آماده ام تا تمامی این ها را ترک کنم و با تو همراه شوم. با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند. بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: من کاسه گداییم را در چادر تو جا گذاشته ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم. صوفی خندید و گفت: دوست من، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفته اند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب می کند . در دنیا بودن، وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید شود وارستگی حاصل خواهد شد.
  17. حسین138

    کفش و مسجد -_-

    گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند... کفش‌هایش را گذاشت زیر سرش و خوابید. طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند. یکی از آن دو نفر گفت: طلاها را بگذاریم پشت منبر... آن یکی گفت: نه ! گویا آن مرد نخوابیده و وقتی ما برویم طلاها را بر میدارد. گفتند: امتحانش میکنیم کفش‌هایش را از زیر سرش برمیداریم اگر بیدار باشد معلوم میشود. مرد که حرفای آن‌ها را شنیده بود خودش را بخواب زد. آن دو، کفش‌هایش را برداشتند و مرد هیچ واکنشی نشان نداد. گفتند حتما خواب است طلاها را بگذاریم پشت منبر... بعد از رفتن آن دو فرد، مرد خوش باور بلند شد و رفت که جعبه طلای آن دو رو بردارد اما اثری از طلا نبود. متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفش‌هایش را بدزدند...! کاش زودتر از خواب غفلت بیدار بشیم
      • 4
      • Like
      • Thanks
  18. حسین138

    افکار -_-

    ‌ سختی ها رو نمیشه از زندگی حذف کرد، ولی میشه اقتدار درونی رو زیاد کرد، هرچی قویتر باشی درد کمتری میکشی، اضطراب کمتری تجربه میکنی آدم ضعیف نباش که در شرایط سخت خودت را ببازی افکارت هست که مسیر زندگیت را تعیین می کنه. غیر ممکنه منفی فکر کنی و منفی عمل کنی، ولی نتیجه مثبت بگیری مراقب افکارت باش
  19. حسین138

    گاهی سکوت -_-

    دکتر هلاکویی میگه : گاهی اوقات همین که با بعضی ها مثل قبل گرم وصمیمی نباشی، بزرگ‌ترین انتقامه! نیازی به دعوا و بحث نیست..! و همینطور«برنادو» یه جمله ی طلایی داره که میگه:«گاهی سکوت بیانه کاملترین شکل از تمسخر و تحقیر است!»
  20. حسین138

    سکته،، مسواک -_-

    مسواک نزدن یکی از عوامل سکته مغزی! سکته مغزی، مرگ ناگهانی بافت مغز است و یک اورژانس پزشکی محسوب می‌شود که می‌تواند باعث از دست رفتن عملکرد مغز شود؛ این عارضه به دو علت کلی ایجاد تنگی و انسداد در رگ‌های خون رساننده به مغز و بروز خونریزی در اثر آسیب عروقی در مغز بروز می‌کند. استفاده از مسواک و نخ دندان تنها برای جلوگیری از مشکلات دهان و دندان نیست. این کار باعث حفظ سلامت سیستم قلبی عروقی شده و احتمال سکته مغزی را نیز به دنبال آن کاهش می‌دهد. باکتری‌های موجود در لثه می‌توانند به جریان خون رفته و باعث التهاب رگ‌های خونی و سایر مشکلات سلامت شوند.
      • 2
      • Like
      • Thanks
  21. حسین138

    عطسه -_-

    یک عطسه ساده ممکن است آسیب‌های جدی به ستون فقرات وارد کند. کشیدگی عضلات پشت، تشدید کمردرد، پارگی و بیرون زدگی دیسک‌ و حتی شکستگی مهره میتواند از عوارض عطسه زدن باشد. هنگام عطسه، به جلو خم نشوید. سر خود را صاف نگهدارید و دستها را روی پا بگذارید و ستون کنید. ‌‌‎
  22. حسین138

    پرنده -_-

    پرنده استرالیایی «Masked lapwing» انگار مال یه سیاره دیگه‌اسhttps://splus.ir/danestanihayeajibe/8804
      • 1
      • Thanks
  23. حسین138

    حافظ شیرازی -_-

    در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع
      • 3
      • Like
      • Thanks
×
×
  • اضافه کردن...